به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، فيلمنامه «مسافر كربلا» تازهترين اثر مكتوب سيدمهدی شجاعی در ادامه سلسله كتابهای فيلمنامه در انتشارات كتاب نيستان به بازار كتاب آمد.
مسافر كربلا داستان يك آرزو است. آرزويی كه يك شهيد داشته و حالا يك عضو نوجوان از خانواده او سعی در برآورده كردنش دارد. يوسف نوجوانی است كه دايی خود را در جنگ از دست داده. مادربزرگ پير او سالها قبل برای دايی شهيدش قاليچهای بافته و گفته شده كه دايی وی در سرش سودای نذر كردن اين قاليچه را داشته و دوست داشته برای اين كار در حرم سيدالشهداء(ع) بر روی آن نماز بگذارد. يوسف به دنبال برآورده كردن خواسته دايی شهيد خود در تصميمی بزرگ سعی میكند به صورتی مخفيانه با كاروان زيارتی محلهاش برای زيارت كربلا همراه شود؛ آن هم بدون پاسپورت و ويزا و ...، يوسف خودش را در اتوبوس پنهان میكند و در نزديكی مرز، حاضرين به وجود او پی میبرند.
نقطه اوج داستان، اما جا ماندن نوجوانی از اقوام يكی از مسافران از سفر است كه از قضا شباهت زيادی به يوسف دارد و در نهايت منجر به اين میشود كه با رضايت مسئول كاروان، يوسف را به جای آن پسرك به عراق برده و به زيارت كربلا كه آرزويش بود برسانند.
مسافر كربلا كه پيش از اين در سال 87 با تهيهكنندگی محسن شايانفر و كارگردانی بيژن شكرريز به عنوان يك تلهفيلم ساخته شده و از سيمای جمهوری اسلامی نيز پخش شده است، داستانی دو وجهی دارد. از سويی میتوان شيطنت نهفته در شخصيتپردازی يوسف در اين اثر و زاويه نگاه شجاعی در آن را در كنار طنز ظريف نهفته در زير پوست اين متن را به يك اثر نوجوانانه تعبير كرد و از سوی ديگر فضای معنوی حاكم بر اين اثر و نيز شرح عمل و عكسالعملهای كاراكترهايی كه يوسف در سفرش با آنها روبرو میشود را میتوان به يك داستان بلند معناگرايانه و چند لايه برای مخاطب بزرگسال نسبت داد.
شجاعی در مقام نويسنده در «مسافر كربلا» سناريويی خلق كرده كه نيازی به جلوههای بصری حاشيهای برای قصهپردازی ندارد و سازنده آن به هيچ وجه نيازی به خلق ميزانسنهای پيچيده در به تصوير كشيدن آن حس نمیكند. داستان او از يك ايده بكر و در عين حال جذاب بهره میبرد كه او سعی كرده با نگاهی طنزآميز، هر چند خفيف، آن را به جلو هدايت كند و در نهايت به پايان برساند. از همين روی «مسافر كربلا» را میتوان سناريويی دانست كه برای هر مخاطبی حتی در مقام يك داستان بلند خواندنی و جذاب است.
شجاعی كه سابقه قابل توجهی در خلق داستانهای دينی از شكلها و زاويه ديدهای متفاوتی دارد، در «مسافر كربلا» از ابهام و ايجاز و هر نوع بيان استعاری در بيان روحيات و شخصيتپردازیهای داستانی خود كه همه در آرزوی رسيدن به كربلا هستند دوری میكند. داستان او نوعی تلاش برای تيپسازی در مورد افرادی است كه در جامعه پيرامونی او دست به اعمالی مذهبی میزنند و او در قالب اين داستان به نوعی سعی داشته تا آنها را به باطن عملی كه دم از آن میزنند روبرو كند.
صحنههايی از فيلمنامه كه نمايشگر تنوع حضور افراد در اتوبوس حامل زائران و طرز تفكر آنهاست در كنار صحنههايی كه مواجه پسرك با مسئول كاروان و فردی كه در نهايت مسئوليت عبور وی از مرز را نشان میدهد، به خوبی از پس اين كار برآمده است.
او در عين حال سعی دارد تا مخاطب را در بزنگاههايی داستانی با خود درونیاش مواجه كند و به او گوشزد كند كه اخلاص در عمل میتواند او را به هر آرزويی برساند؛ حتی اگر آن آرزو عبور از مرز يك كشور و قوانين مربوط به آن برای رسيدن به هدف باشد.
فيلمنامه «مسافر كربلا» در 128 صفحه و با قيمت 7000 تومان منتشر شده است.