هفته دفاع مقدس امسال نيز پشت سر گذاشته شد؛ ايامی كه هر ساله به همان شكلی قبلی برگزار میشود و ما شاهد هيچگونه تغييری در آن نيستيم. اين تكرار تا به آنجا پيش رفته كه اگر تماشاگری فيلمهای اين ايام را نبيند چيزی را از دست نداده چون فيلمهايی نظير «دوئل»، «بلمی به سوی ساحل»، «عقابها» و ... بارها از سيما پخش شدهاند.
اينكه چرا چنين وضعيتی بر سيما حاكم شده دلايل بسياری دارد كه شايد ما از بسياری از آن بیاطلاع باشيم، اما اين موضوع سبب نمیشود كه درباره ضعفهای رايج در آثار اين ايام بحث نكنيم، چون با همين امكانات موجود میتوان كارهايی را روی آنتن برد كه تماشاگر آن را بارها ديده باشد. به عنوان مثال فيلمهايی نظير «آن مرد امد» يا «گلوگاه شيطان» كارهای دفاع مقدسی هستند كه در سينما به شكلی مظلومانه اكران شدند، اما میشد با پخش مناسب تلويزيونی زمينهای فراهم آورد تا تماشاگران بيشتری اين كارها را ببينند.
مطلب ديگر اينكه پاسداشت دفاع مقدس تنها نمايش چند فيلم سينمايی نيست، بلكه كارهای بيشتری میشود در اين زمينه كرد كه سيما از آن غافل بوده است. برای مثال میتوان به معرفی برنامههايی كه در موضوعات مرتبط با دفاع مقدس برگزار میشد، اشاره كرد، البته تا حدودی اين كارها انجام شده اما شكل اجرايی آن به هيچ وجه برای مخاطبان عام جامعه مقبوليت لازم را ندارد. گواه اين ادعا هم استقبال نامناسبی است كه از نمايشگاههای عكس و ... میشود.
نكته ديگر كه بايد به آن توجه داشت اين مهم است كه ما در كارهای دفاع مقدسی تنها در پی تصوير كردن موفقيتها و زيبايیها هستيم. اقدامی كه در جای خود شايسته است اما زمانی كه كليت كارها اين رويكرد را به خود میگيرد مسلما جواب لازم و دلخواه را نخواهد داشت، چون در نهايت تماشاگرانی وجود دارند كه به لحاظ سليقه با آنچه كه ما فكر میكنيم موافق نيستند.
در انتها بايد توجه داشت كه بارها درباره سينمای دفاع مقدس و چرايی افول آن صحبت شده است، همانگونه كه برای سينمای كودك و سينمای پليسی اين سخن ها مطرح شده است، اما هيچگاه اين سخنان جامعه عمل به خود نپوشيده و همان راههای طی شده، مجددا پيموده میشود.