حجتالاسلام والمسلمين عليرضا مسترحمی، عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) العالميه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: موضوع تعارض علم و دين از جمله مباحث مهم در كلام جديد است كه رشد و شكوفايی علوم جديد در قرون اخير، زمينه را برای طرح آن به وجود آورده است؛ علم تجربی به عنوان يك منبع معرفتی جديد و نيز تفسيرهايی كه گاهی از آن صورت میگرفت، كشمكش شديد و دامنهداری را بين عالمان دين و علوم تجربی به وجود آورد.
وی يكی از دلايل اصلی اصرار مستشرقان به اثبات تناقض علم و قرآن را فهم سطحی آنان از آيات الهی بيان كرد و گفت: برخی از مستشرقان طی تحقيقات خود درباره دين اسلام، به وجود تعارضهايی بين آيات قرآن و كشفيات جديد علمی اشاره كردهاند؛ تعارض در اصطلاح منطق به معنای اختلاف دو حكم يا دو قضيه در صدق و كذب است؛ اختلاف دو استدلال كه هر يك به نتيجهای نقيض نتيجه استدلال ديگری منجر گردد، مانند حكم عقل و وهم كه در برخی از موارد با هم متعارض میشوند.
عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) در ادامه با اشاره به برخی از مباحث علمی در قرآن، مسئله پيدايش جهان را به عنوان يكی از مباحث جالب علوم تجربی ذكر كرد و گفت: قرآن كريم به مراحل و دورههای آفرينش جهان اشاره كرده است؛ تعابير قرآنی دلالت بر خلقت زمين در شش مرحله از زمان دارد؛ در اين ميان، برخی از مستشرقان مراحل خلقت از نظر قرآن و علم را بررسی كردهاند.
وی افزود: برخی از مستشرقان معتقدند گزارشهای قرآنی از خلقت، مشابه مدل ارسطويی بوده و در تعارض مستقيم با علوم جديد است؛ آنجليكا نويورث در مدخل «كيهانشناسی، دائره المعارف قرآن لايدن» اظهارات قرآن را درباره خلقت جهان جمعآوری كرده است؛ او قائل است اين اظهارات در چارچوب تصويری فشرده، با استناد به برخی پديدههای منطقة خاور كهن ارايه میشوند؛ مانند اينكه خداوند، آسمانها و زمين را در شش روز میآفريند؛ آن هم نه برای سرگرمی و عبث بودن، بلكه با اندازهای معين و حق مطلق.
اين استاد حوزه يادآور شد: مسئله آفرينش جهان در شش روز، در هفت مورد از آيات قرآن كريم مطرح شده است؛ در آيه 29 سوره بقره، 44 سوره اسراء، 86 سوره مومنون، 12سوره فصلت، 12سوره طلاق، 3 سوره ملك و 15 سوره نوح؛ واژه «يوم» در قرآن حداقل در چند معنا استعمال شده است كه نخست، از طلوع خورشيد تا غروب آن (بقره/196)؛ مقداری (دورهای) از زمان (ابراهيم/5)؛ زمان خارج از مفهوم مادی مثل يومالتغابن (تغابن/9)، يوم القيامه (بقره/85) و يوم تبلی السرائر (طارق/9) است.
وی تصريح كرد: در مورد مراحل ششگانه با توجه به يافتههای علمی و برداشتهايی كه از قرآن میشود، احتمالات متعددی میتواند مطرح شود؛ از جمله تعريف علامه طباطبايی كه در ذيل آيه 9 سوره فصلت مینويسد كه مقصود از «يوم» در «خلق الارض فی يومين» برههای از زمان است نه روز خاص معهود، يعنی مقدار حركت كره زمين به دور خودش كه اين (احتمال دوم) ظاهرالفساد است و اطلاق كلمه «يوم» بر قطعهای از زمان كه حوادث زيادی را در بردارد، زياد است و استعمال شايعی است.
عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) يادآور شد: آيتالله العظمی مكارم شيرازی، در اين باره دورههای ششگانه خلقت و تطبيق آن با يافتههای علمی جديد را در شش مرحله بيان كرده است كه شامل اول، مرحلهای كه جهان به صورت توده گازی شكل بود؛ دوم، دورانی كه تودههای عظيمی از آن جدا شد و بر محور توده مركزی به گردش درآمد؛ سوم، مرحلهای كه منظومه شمسی تشكيل يافت (از جمله خورشيد و زمين)؛ چهارم روزی كه زمين سرد و آماده حيات شد؛ پنجم، مرحله به وجود آمدن گياهان و درختان در زمين و ششم، مرحله پيدايش حيوانات و انسان در روی زمين است.
وی ادامه داد: قرآن كريم از خلقت آسمان و زمين سخن میگويد و انسانها را به تفكر در آفرينش آن دعوت میكند؛ اما اين مسئله كاملاً در تضاد با ديدگاه بطلميوسی ـ ارسطويی است كه آسمان را ازلی میداند و به گمان خود بر اين عقيده براهينی اقامه میكند؛ با توجه به مفهوم وسيع واژه «يوم» و معادل آن در زبانهای ديگر، استعمال واژه «يوم» به معنی «يك دوران» در آيات قرآن وجود دارد و با توجه به سياق آيات خلقت آسمانها و زمين در «ستة ايام»، مقصود از «يوم» همان دوره يا مرحله است؛ از اينجا پاسخ ادعای تعارض بين يافتههای علمی در باب خلقت جهان در ميلياردها سال با آيات مربوط به خلقت آنها در شش روز روشن میشود؛ چرا كه اگر مقصود آيات، شش دوره يا مرحله خلقت باشد و مقصود شش روز معمولی (از طلوع تا غروب) نباشد، ديگر تعارضی پيدا نمیشود؛ بنابراين، يافتههای علمی با آيات خلقت جهان در شش دوره قابل جمع است و مدل قرآنی آفرينش جهان، در تعارض صريح با مدل بطلميوسی كه قايل به ابدی و ازلی بودن جهان است، قرار دارد.
مسترحمی تصريح كرد: يكی از اشكالات مخالفان قرآن، اشاره قرآن به حركت خورشيد است؛ آنها اين تعبير را به حركت ظاهری قرآن تطبيق داده و مدعی هستند كه قرآن بر اساس فرهنگ علمی زمان نزول، حركت ظاهری خورشيد را حركت حقيقی دانسته است؛ بنابراين، بعد از كشف حقايق علمی درباره حركت زمين، ديدگاه قرآن را مردود شمرده، تعارض قرآن با علم را اثبات میكنند؛ از جمله پائول كونتيچ در مدخل سيارات و ستارگان به اين مبحث اشاره دارد.
وی افزود: قرآن در آيات متعددی از جمله آيه 37 سوره يس، 33 انبيا، 2 رعد، 13 فاطر، 5 زمر، 29 لقمان و 33 ابراهيم، به حركتهای خورشيد اشاره كرده است؛ برخی صاحبنظران اين آيات را اعجاز علمی قرآن دانستهاند؛ چرا كه حركتهای گوناگون خورشيد بر خلاف تصورات رايج در محافل علمی عصر نزول بوده است؛ آنان آيات فوق را اشاره به حركت خورشيد میدانند؛ محققان اسلامی بر اساس آيات قرآن، به چند نمونه از حركتهای خورشيد اشاره كردهاند كه از آن جمله میتوان به حركت انتقالی خورشيد در كهكشان راه شيری اشاره كرد.
مسترحمی عنوان كرد: بنابر آيه 38 سوره يس، خورشيد به دور خود میچرخد و در قرارگاه خود جريان دارد؛ البته اگر اين معنا طبق تفسير «لام» در لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا به معنای «فی» (در) و «مستقر» به معنای اسم مكان باشد؛ برخی از صاحبنظران از جمله آيتالله مكارم شيرازی، شهرستانی، نوری و زمانی همين معنا را از آيات برداشت كردهاند؛ احمد محمد سليمان نيز اين مطلب را اعجاز بلاغی ـ علمی قرآن شمرده است؛ چرا كه حركت وضعی خورشيد از مواردی است كه در عصر نزول كشف نشده بود.
وی ادامه داد: حركت انتقالی (دورانی) خورشيد همراه كهكشان و حركات درونی خورشيد از جمله اين حركات است؛ يعنی در خورشيد دائماً انفجارات هستهای صورت میگيرد تا نور و گرما توليد شود؛ همين انفجارات مواد مذاب داخل خورشيد را زير و رو كرده، گاهی تا كيلومترها پرتاب میكند؛ برخی محققان از تعبير «تجری» به معنای جريان داشتن و تفاوت آن با «تحرك»، از آيه 38 سوره يس استفاده كردهاند كه خورشيد نه تنها حركت میكند، بلكه جريان دارد؛ يعنی همچون آب در حال حركت است و زير و رو میشود.
وی افزود: اين نكتهای ظريف و علمی است كه قرآن بدان اشاره كرده و در عصر جديد كشف شده است و میتواند اعجاز علمی قرآن باشد البته اگر «تجری» را كنايه از شناور بودن در فضا ندانيم.