کد خبر: 2600206
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۵۲

فهم سطحی مستشرقان از قرآن/ تضادی بين آيات قرآن و علوم وجود ندارد

گروه حوزه‌های علميه: عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) العالميه، يكی از دلايل اصلی اصرار مستشرقان به اثبات تناقض علم و قرآن را فهم سطحی آنان از آيات الهی ذكر كرد.

حجت‌الاسلام والمسلمين عليرضا مسترحمی، عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) العالميه در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) گفت: موضوع تعارض علم و دين از جمله مباحث مهم در كلام جديد است كه رشد و شكوفايی علوم جديد در قرون اخير، زمينه را برای طرح آن به وجود آورده است؛ علم تجربی به عنوان يك منبع معرفتی جديد و نيز تفسيرهايی كه گاهی از آن صورت می‎گرفت، كشمكش شديد و دامنه‌داری را بين عالمان دين و علوم تجربی به وجود آورد.
وی يكی از دلايل اصلی اصرار مستشرقان به اثبات تناقض علم و قرآن را فهم سطحی آنان از آيات الهی بيان كرد و گفت: برخی از مستشرقان طی تحقيقات خود در‌باره دين اسلام، به وجود تعارض‎هايی بين آيات قرآن و كشفيات جديد علمی اشاره كرده‎اند؛ تعارض در اصطلاح منطق به معنای اختلاف دو حكم يا دو قضيه در صدق و كذب است؛ اختلاف دو استدلال كه هر يك به نتيجه‌ای نقيض نتيجه استدلال ديگری منجر گردد، مانند حكم عقل و وهم كه در برخی از موارد با هم متعارض می‎شوند.
عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) در ادامه با اشاره به برخی از مباحث علمی در قرآن، مسئله پيدايش جهان را به عنوان يكی از مباحث جالب علوم تجربی ذكر كرد و گفت: قرآن كريم به مراحل و دوره‌های آفرينش جهان اشاره كرده است؛ تعابير قرآنی دلالت بر خلقت زمين در شش مرحله از زمان دارد؛ در اين ميان، برخی از مستشرقان مراحل خلقت از نظر قرآن و علم را بررسی كرده‎اند.
وی افزود: برخی از مستشرقان معتقدند گزارش‎های قرآنی از خلقت، مشابه مدل ارسطويی بوده و در تعارض مستقيم با علوم جديد است؛ آنجليكا نويورث در مدخل «كيهان‎شناسی، دائره المعارف قرآن لايدن» اظهارات قرآن را درباره خلقت جهان جمع‌آوری كرده است؛ او قائل است اين اظهارات در چارچوب تصويری فشرده، با استناد به برخی پديده‌های منطقة خاور كهن ارايه می‌شوند؛ مانند اينكه خداوند، آسمان‌ها و زمين را در شش روز می‎آفريند؛ آن هم نه برای سرگرمی و عبث بودن، بلكه با اندازه‌ای معين و حق مطلق.
اين استاد حوزه يادآور شد: مسئله آفرينش جهان در شش روز، در هفت مورد از آيات قرآن كريم مطرح شده‌ است؛ در آيه 29 سوره بقره، 44 سوره اسراء، 86 سوره مومنون، 12سوره فصلت، 12سوره طلاق، 3 سوره ملك و 15 سوره نوح؛ واژه «يوم» در قرآن حداقل در چند معنا استعمال شده است كه نخست، از طلوع خورشيد تا غروب آن (بقره/196)؛ مقداری (دوره‌ای) از زمان (ابراهيم/5)؛ زمان خارج از مفهوم مادی مثل يوم‎‏التغابن (تغابن/9)، يوم القيامه (بقره/85) و يوم تبلی السرائر (طارق/9) است.
وی تصريح كرد: در مورد مراحل شش‎گانه با توجه به يافته‌های علمی و برداشت‌هايی كه از قرآن می‌شود، احتمالات متعددی می‌تواند مطرح شود؛ از جمله تعريف علامه طباطبايی كه در ذيل آيه 9 سوره فصلت می‎نويسد كه مقصود از «يوم» در «خلق الارض فی يومين» برهه‌ای از زمان است نه روز خاص معهود، يعنی مقدار حركت كره زمين به دور خودش كه اين (احتمال دوم) ظاهرالفساد است و اطلاق كلمه «يوم» بر قطعه‌ای از زمان كه حوادث زيادی را در بردارد، زياد است و استعمال شايعی است.
عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) يادآور شد: آيت‎الله‎ العظمی مكارم شيرازی، در اين باره دوره‎های ششگانه خلقت و تطبيق آن با يافته‌های علمی جديد را در شش مرحله بيان كرده است كه شامل اول، مرحله‌ای كه جهان به صورت توده گازی شكل بود؛ دوم، دورانی كه توده‌های عظيمی از آن جدا شد و بر محور توده مركزی به گردش درآمد؛ سوم، مرحله‌ای كه منظومه شمسی تشكيل يافت (از جمله خورشيد و زمين)؛ چهارم روزی كه زمين سرد و آماده حيات شد؛ پنجم، مرحله به وجود آمدن گياهان و درختان در زمين و ششم، مرحله پيدايش حيوانات و انسان در روی زمين است.
وی ادامه داد: قرآن كريم از خلقت آسمان و زمين سخن می‎گويد و انسان‎ها را به تفكر در آفرينش آن دعوت می‎كند؛ اما اين مسئله كاملاً در تضاد با ديدگاه بطلميوسی ـ ارسطويی است كه آسمان را ازلی می‎داند و به گمان خود بر اين عقيده براهينی اقامه می‎كند؛ با توجه به مفهوم وسيع واژه «يوم» و معادل آن در زبان‌های ديگر، استعمال واژه «يوم» به معنی «يك دوران» در آيات قرآن وجود دارد و با توجه به سياق آيات خلقت آسمان‎‏ها و زمين در «ستة ايام»، مقصود از «يوم» همان دوره يا مرحله است؛ از اينجا پاسخ ادعای تعارض بين يافته‌های علمی در باب خلقت جهان در ميلياردها سال با آيات مربوط به خلقت آنها در شش روز روشن می‌شود؛ چرا كه اگر مقصود آيات، شش دوره يا مرحله خلقت باشد و مقصود شش روز معمولی (از طلوع تا غروب) نباشد، ديگر تعارضی پيدا نمی‌شود؛ بنابراين، يافته‌های علمی با آيات خلقت جهان در شش دوره قابل جمع است و مدل قرآنی آفرينش جهان، در تعارض صريح با مدل بطلميوسی كه قايل به ابدی و ازلی بودن جهان است، قرار دارد.
مسترحمی تصريح كرد: يكی از اشكالات مخالفان قرآن، اشاره قرآن به حركت خورشيد است؛ آنها اين تعبير را به حركت ظاهری قرآن تطبيق داده و مدعی هستند كه قرآن بر اساس فرهنگ علمی زمان نزول، حركت ظاهری خورشيد را حركت حقيقی دانسته است؛ بنابراين، بعد از كشف حقايق علمی درباره حركت زمين، ديدگاه قرآن را مردود شمرده، تعارض قرآن با علم را اثبات می‏‎كنند؛ از جمله پائول كونتيچ در مدخل سيارات و ستارگان به اين مبحث اشاره دارد.
وی افزود: قرآن در آيات متعددی از جمله آيه 37 سوره يس، 33 انبيا، 2 رعد، 13 فاطر، 5 زمر، 29 لقمان و 33 ابراهيم، به حركت‏های خورشيد اشاره كرده است؛ برخی صاحب‏نظران اين آيات را اعجاز علمی قرآن دانسته‏اند؛ چرا كه حركت‏های گوناگون خورشيد بر خلاف تصورات رايج در محافل علمی عصر نزول بوده است؛ آنان آيات فوق را اشاره به حركت خورشيد می‏دانند؛ محققان اسلامی بر اساس آيات قرآن، به چند نمونه از حركت‎های خورشيد اشاره كرده‎اند كه از آن جمله می‎توان به حركت انتقالی خورشيد در كهكشان راه شيری اشاره كرد.
مسترحمی عنوان كرد: بنابر آيه 38 سوره يس، خورشيد به دور خود می‏چرخد و در قرارگاه خود جريان دارد؛ البته اگر اين معنا طبق تفسير «لام» در لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا به معنای «فی» (در) و «مستقر» به معنای اسم مكان باشد؛ برخی از صاحب‏نظران از جمله آيت‎الله مكارم شيرازی، شهرستانی، نوری و زمانی همين معنا را از آيات برداشت كرده‏اند؛ احمد محمد سليمان نيز اين مطلب را اعجاز بلاغی ـ علمی قرآن شمرده است؛ چرا كه حركت وضعی خورشيد از مواردی است كه در عصر نزول كشف نشده بود.
وی ادامه داد: حركت انتقالی (دورانی) خورشيد همراه كهكشان و حركات درونی خورشيد از جمله اين حركات است؛ يعنی در خورشيد دائماً انفجارات هسته‏ای صورت می‏گيرد تا نور و گرما توليد شود؛ همين انفجارات مواد مذاب داخل خورشيد را زير و رو كرده، گاهی تا كيلومترها پرتاب می‏كند؛ برخی محققان از تعبير «تجری» به معنای جريان داشتن و تفاوت آن با «تحرك»، از آيه 38 سوره يس استفاده كرده‏اند كه خورشيد نه تنها حركت می‏كند، بلكه جريان دارد؛ يعنی همچون آب در حال حركت است و زير و رو می‏شود.
وی افزود: اين نكته‌‏ای ظريف و علمی است كه قرآن بدان اشاره كرده و در عصر جديد كشف شده است و می‏تواند اعجاز علمی قرآن باشد البته اگر «تجری» را كنايه از شناور بودن در فضا ندانيم.
captcha