کد خبر: 2600957
تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۷

انقلاب عليه حاكم جائر از نظر علمای اهل سنت جايز نيست

گروه حوزه‌های علميه: عضو هيئت علمی جامعه‎‏المصطفی(ص) تصريح كرد: در فقه اهل تسنن انقلاب عليه حاكم جائر جايز نيست و به همين خاطر نشانی از روحانيت سنی در روند بيداری اسلامی وجود نداشت.

به گزارش خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا)، نشست علمی بررسی نقش جريانهای اسلامی در شكل گيری بيداری اسلامی عصرگاه روز دوشنبه، 15مهرماه، در موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع) با سخنرانی حجت‎‏الاسلام محمدعلی ميرعلی، عضو هيات علمی جامعة‎المصطفی(ص)، برگزار شد.
وی در اين مراسم با ذكر اين مطلب كه بيداری اسلام را نبايد در سه يا چهارسال گذشته خلاصه كرد، گفت: اگر بيداری اسلامی را بخواهيم از منظر نقش دين و مسلمانان در تحولات اجتماعی و سياسی در نظر بگيريم بايد گفت كه اين بيداری از 200سال پيش آغاز شد.
عضو هيئت علمی جامعه‏المصطفی(ص) گفت: پس از حمله ناپلئون به مصر و سقوط مصر به عنوان يكی از تاثيرگذارترين كشورهای اسلامی، تحولات عميقی در دنيای اسلام به وقوع پيوست؛ حمله ناپلئون را بايد يك لشكركشی به مرزهای جغرافيايی و عقيدتی مسلمانان دانست زيرا وی سعی كرد تمام مظاهر اسلامی را با نفوذ تفكر غربی از بين ببرد.
وی افزود: پس از ماندگاری آنان در مصر و ساخت اولين چاپخانه توسط فرانسوی‎ها در مصر كه اولين چاپخانه جهان اسلام هم بود و انتشار كتب و تفكرات آنان كم كم تفكرات جديدی در جامعه اسلامی شكل گرفت كه يكی از قوی‎‏ترين آنها، تفكر مبتنی بر ضديت با دين به سبب جلوگيری از رشد اجتماعی و سياسی و علمی كشورهای اسلامی بود.
ميرعلی اظهار كرد: اين تفكرات در مصر و برخی ديگر از كشورها شكل گرفت و به تدريج انديشه ديگری نيز مبتنی بر انديشه‎های سوسياليستی و همچنين ناسيوناليستی عربی و... نيز در كشورهای اسلامی شكل گرفت كه غربی‎ها نيز بر اين روند دامن می‎زدند.
وی گفت: اين تفكرات رواج پيدا كرد تا اينكه يك جريان اعتدال‎گرايی اسلامی با رهبری سيد جمال در جهان اسلام شكل گرفت كه طرفداران خود را نيز پيدا كرد، وی اين انديشه را در الازهر مطرح كرد كه تا حدودی هم موفق بود و افرادی چون عبده از اين جريان برخواستند و اين جريان به دليل عدم پشتيبانی مالی و امكانات نتوانستد نزج زيادی پيدا كند و پس از رشيد رضا ديگر دوامی نيافت ولی پايه گذار جنبش تاثيرگذاری چون اخوان‎‏المسلمين در مصر شد.
اين مدرس حوزه و دانشگاه تصريح كرد: حسن‎البنا در مصر بر پايه تفكر اعتدال‎گرای اسلامی اخوان را بنا نهاد ولی اين جريان رفته رفته و پس از سيد قطب وارد فاز ديگری شد كه منجر به نفوذ تكفيری‎گری و سلفی گری در اين جريان شد كه نتيجه آن را در حكومت كوتاه مدت محمد مرسی در مصر و قدرت گرفتن اين جريان‎ها شاهد بوديم.
وی گفت: پس از اينكه جمال عبدالناصر پس از اشغال فلسطين توسط اسراييل شعار ناسيوناليسم عرب را سرداد و به يك مرتبه به رهبر جهان عرب مبدل شد يك جبهه بزرگ پشت سر مصر شكل گرفت ولی با حمله شش روزه اسراييل در سال 1968به سه كشور مصر، سوريه و اردن و شكست آنان به جرات می‏توان گفت كه تمام ناسيوناليسم عرب در مقابل اسراييل شكست خورد.
ميرعلی يادآورشد: اين جريان تا زمان انور سادات ادامه داشت تا اينكه وی در سال 1972 در جنگ با اسراييل تا حدود بسياری موفق بود و وساطت آمريكا منجر به صلح كمپ ديويد و نجات اسراييل شد كه اين صلح اجباری، ضربه آخر بر پيكره نيمه جان ناسيوناليسم عربی بود.
وی گفت: با آغاز جريان انقلاب اسلامی و اعتدال‎گرايی دينی در سال 1979 به رهبری امام خمينی(ره) اين جريان به يك جريان موفق در جهان اسلام مبدل شد و در سال 1982 به واسطه ظرفيت‏های قانون اساسی و همچنين امر امام راحل مبنی بر حمايت از تمام مظلومين جهان، نهضت‎های آزادی بخش در فلسطين و لبنان با ايران هم پيمان شدند و در سال 1984 نيز حزب‎الله در لبنان شكل گرفت.
عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) تصريح كرد: اسحاق رابين پس از شكل گيری حزب الله گفت كه غول شيعه از بطری خارج شده است و ديگر نمی‎توان انتظار آرامش مطلق برای اسراييلی‎ها را متصور شد چون ايران و شيعيان در مرزهای اسراييل چنين جنبشی را ايجاد كردند؛ حزب الله يك حزب سياسی بود كه توانست با رويكرد اعتدالی و قدرت دفاعی خود محبوبيت بسياری را به رغم تلاش‎های ضد آن از سوی دولتمردان عرب و غربی به دست بياورد.
وی گفت: عقب نشينی اسراييل از مرزهای اشغال شده از لبنان و همچون شكست سی و سه روزه كه همگان آن را شكست اسراييل از ايران می‎دانستند، باعث شد كه هيمنه اسراييل در دنيای اسلام برای اولين بار توسط شيعيان درهم بشكند و به همين دليل حماس نيز با الهام از اين بيداری اسلامی با مقاومت 22روزه در مقابل اسراييل تمام معادلات را در جهان اسلام برهم زد و همين دو رويداد باعث شد كه مسلمانان متوجه شوند كه چقدر راه را اشتباه رفته‎اند.
ميرعلی تصريح كرد: انقلاب در تونس، مصر، يمن و ليبی دقيقا بر همين محور شكل گرفت ولی تفاوت در اين بود كه در اين بيداری‌ها، تنها مردم حضور داشتند و خبری از نخبگان و رهبران مذهبی و سياسی نبود زيرا آنها اعتقادی به انقلاب نداشتند و به همين دليل در انقلاب مصر هيچ نشانی از الازهر به چشم نمی‏خورد.
عضو هيئت علمی جامعه‎‏المصطفی(ص) تصريح كرد: در فقه اهل تسنن انقلاب عليه حاكم جائر جايز نيست و به همين خاطر نشانی از روحانيت سنی در اين جريان‎ها وجود نداشت و تنها هجوم و فتوای جهاد دادن آنها محصور به حكومت علوی بشار اسد بود كه آن را در مسير قدرت‎گيری بيشتر ايران می‏دانستند.
وی گفت: كار اصلی غربی‎ها پس از بيداری اسلامی آن بود كه اين انقلاب را در سطح، نگاه دارند، القای اين تفكر كه اين انقلاب بخاطر آزادی و رهايی از فقر ايجاد شد و ربطی به دين نداشت در ميان روشنفكران و مردم كشورهای انقلابی و دوری آنها از عمق باعث شد كه اين انقلاب‎ها، همان گونه كه غربی‏‎ها به دنبالش بودند در همان سطح نازل باقی بماند و خطر از آنان دور شود.
ميرعلی عنوان كرد: به همين دليل است كه ايران اسلامی هميشه سعی دارد به اين انقلاب‏ها عمق فكری بدهد و دقيقا به همين دليل است كه تحركات جبهه تكفيری‎گری در اهل سنت با به راه انداختن جنگ عليه بشار اسد و حمله بعدی به مواضع جريان اعتدال‎گرای اسلامی در جهان تشيع و بيداران اهل سنت بيشتر شده است.
captcha