محمد محمدرضائی، استاد پرديس قم دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به بيانی نكاتی در مورد تحول و اسلامیسازی علوم انسانی پرداخت و با تأكيد بر لزوم تبيين ضرورت اين تحول برای دانشگاهيان، بيان كرد: خود تبيين موضوع بسيار مهم است و بايستی ضرورت اين مسئله تبيين شود كه ما میتوانيم بر اساس ديدگاه اسلامی در حوزه علوم انسانی و حتی علوم ديگر هم نظريهپردازی كنيم و اين نظريات از آن نظرياتی كه بر مبنای مادیگرايانه و تجربیگرايانه و بعضاً الحادی مطرح شده است، كاملاً متفاوت است.
محمدرضائی افزود: يك موقع هست كه اساتيد به اين نظريه و اين ديدگاه رسيدهاند كه علم علم است و اسلامی و غيراسلامی ندارد؛ اين هم ديدگاهی است كه ما علوم دينی و اسلامی نداريم؛ اما بالاخره ما بايد تبيين كنيم كه میتوانيم علوم انسانی اسلامی داشته باشيم و اگر اين خوب تبيين شود و ضرورت آن هم خوب طرح بشود، بالاخره اساتيد واقف میشوند كه بايد همت كنند، اما اگر ما ديد روشنی از اين قضيه نداشته باشيم، نمیتوانيم كه در اين جهت گام برداريم.
وی با اشاره به ضرورت پذيرش علوم انسانی غربی به عنوان يك واقعيت و داشتن تصوری روشن از علوم انسانی اسلامی، اين امر را يكی از شروط گذار به علوم انسانی اسلامی دانست و بيان كرد: علوم انسانی موجود علومی است كه به ما به ارث رسيده است و اكثراً وارداتی هم هست. اين يك واقعيت است كه ما در اين زمينه فعاليت چندانی نداشتهايم چيزی از غرب وارد شده و در دانشگاههای ما جزء برنامههای درسی قرار گرفته است و ما الان به ضرورت تحول آن پی بردهايم. برای اين تحول بايد تصوير روشنی از علوم انسانی اسلامی داشته باشيم.
اين استاد دانشگاه تهران افزود: ما نمیتوانيم بگوئيم به راحتی نظريهپردازی میكنيم و يك علوم اسلامی میسازيم؛ بلكه اگر بخواهيم در اين حوزه فعاليت كنيم، بايد ببينيم كه چه كارهايی نياز هست. برای مثال يك بخش از آن چيزی كه مورد نياز است، نقد اين علوم بر مبنای تفكر اسلامی است. يك بخش توليد كتابهای انتقادی و جايگزين كردن آنها به جای كتابهای موجود در دانشگاهها است و در كنار اينها نظريهپردازی بر مبنای تفكر اسلامی هم مطرح است و بايستی اين نظريهپردازی به عنوان يك روند رايج درآيد و رونق داشته باشد.
محمدرضائی با تأكيد بر اينكه كسانی كه وارد اين عرصه میشوند، بايد به مباحث علوم انسانی غربی آگاه و با تفكر اسلامی آشنا باشند، اظهار كرد: نبايد به گونهای باشد كه افرادی ناآشنا به اين جريان وارد شوند و احياناً ديدگاههايی را مطرح كنند كه ممكن است خيلی خطرناكتر از آن ديدگاههای غربی هم باشد؛ لذا كسانی كه میخواهند وارد اين كار بشوند بايد به مبانی دينی آشنا باشند.
وی افزود: كسانی كه به مباحث دينی و مباحث علوم انسانی رايج آگاه هستند، اگر دغدغه تحول علوم انسانی داشته باشند، به ضرورت آن پی برده باشند و همت كنند، میتوانند اثرگذار شوند و در مسير تحول علوم انسانی، جريان تحول را گامهايی به پيش ببرند.