کد خبر: 2601548
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۱

آيا بنياد ادبيات نمايشی ايران به سرنوشت بانك فيلمنامه خانه سينما دچار می‌شود؟!

گروه هنر: پس از قريب به يك سال از ايجاد بنياد ادبيات نمايشی ايران كه هدف از تأسيس آن توجه به توليد محتوای نمايشی و ترغيب نمايشنامه‌نويسان به خلق آثار فاخر نمايشی بود، اين روزها اين بنياد نوپا ميان مديران دست به دست شده و شايد به سرنوشتی همچون بانك فيلمنامه خانه سينما دچار شود.

حمايت و صيانت از حقوق نويسنده و مؤلف از جمله دغدغه‌های مرسوم و موجود در عرصه‌های گوناگون فرهنگی و هنری است و به هر حال يك نويسنده در هر مقام و جايگاه و عرصه، توقع اين را دارد كه مرقومات او كه حاصل ممارست و ساليان سال تلاش، مطالعه و پژوهش اوست توسط گروهی سودجو به تاراج نرود.
عرصه نويسندگی در عالم سينما و تئاتر اين ميان بيشتر از هر حوزه ديگری، از ديرباز دارای فضای ناامنی بوده است و مشاهدات حاكی از آن است كه به دليل نبود ضوابط مشخص در زمينه توليد محتوای نمايشی و سينمايی، بارها در غفلت نويسنده، مترجم و يا ناشر، متن نوشته شده كه بيشتر در قالب فيلمنامه و يا نمايشنامه بوده است مورد سرقت قرار گرفته و به دليل عدم وجود مدركی در مورد صحت ادعای شخص نويسنده، در حوزه حقوقی نيز كاری از پيش نرفته است.
با تأسيس خانه سينما به عنوان يك نهاد صنفی موجه و دارای اساسنامه مورد تأكيد شورای عالی انقلاب فرهنگی، واحدی به نام بانك فيلمنامه با هدف حراست از حقوق مؤلف و نويسنده و احقاق امتياز اثر نوشتاری آنها در قالب فيلمنامه شكل گرفت كه هر چند با پرداخت وجهی اقدام به ثبت فيلمنامه به نام نويسنده و با درج كد مشخص ثبت اثر می‌كرد، اما به هر حال خيال نويسنده و مؤلف از هر نظر راحت بود كه در صورت هر گونه سوء‌استفاده از آن به راحتی می‌تواند پيگير شكايت خود از سوی مراجع قضايی باشد.
يكی ديگر از كاركردهای ايجاد بانك فيلمنامه خانه سينما در راستای ثبت فيلمنامه و اثر سينمايی، برآورد آماری توليدات اين عرصه به تفكيك موضوعی، ژانری و مواردی از اين دست بود كه هر از چند گاهی با استخراج آمار و ارقام، درصد فراوانی آثار توليدی، ضرورت پرداخت به موضوع و ژانری خاص به منظور آسيب‌شناسی اين عرصه و ارائه راهكار برون‌رفت از معضلات احتمالی آن را ارائه می‌كرد.
يكی دوسال اخير و در خلال كش و قوس‌های مديريتی در زمينه اصالت ماهيتی خانه سينما يكی از عرصه‌هايی كه به شدت از تبعات اين مناقشه ضربه خورد بانك فيلمنامه بود چنان كه به دليل شرايط ناامن پيش آمده برای سينما يا اين واحد ديگر وجود خارجی نداشت و يا در صورت داير شدن، فيلمنامه‌نويس كمتری اين اطمينان را به خود می‌داد كه برای ثبت اثر تازه خود رجوع كند.
با وجود آن كه هر چند در ساير نهادهای فعال در عرصه سينما همچون سازمان توسعه سينمايی سوره و يا بنياد سينمايی فارابی، واحدهايی با هويت ثبت فيلمنامه و آثار سينمايی سينماگران وجود دارند اما نبايد از اين نكته غافل شد كه بانك فيلمنامه خانه سينما به عنوان متولی اصلی جريان حرفه‌ای سينما در كشور از مجموع آثار ثبتی خود با نظارت و ارزيابی كارشناسی، عده‌ای را بدون سود و اعتبار شخصی و تنها به عنوان يك واسطه، به منظور بازاريابی در مواجهه با فيلمسازی كه تمايل به ساخت فيلمنامه او دارد، معرفی می‌كرد.
همطراز با سينما از سال‌ها پيش وجود واحدی مشابه بانك فيلمنامه نيز در عرصه هنرهای نمايشی احساس می‌شد كه همواره مورد دغدغه نمايشنامه‌نويسان و كارگردانان تئاتری بود كه چرا ساز و كار مشخص و نظام‌مندی برای توليد آثار نمايشی، معرفی چهره‌های نو در اين زمينه و همچنين خلق آثار ماندگار نمايشی با استفاده از آنها وجود ندارد؟
اين احساس نياز سال گذشته به همت معاونت پيشين هنری ارشاد جامه عمل پوشانده شد و بنياد ادبيات نمايشی ايران با هدفی مشابه با بانك فيلمنامه خانه سينما و حتی فراتر از آن، تحقيق و پژوهش در زمينه‌های نوشتاری و مطالعاتی هنرهای نمايشی به وجود آمد و تا اندازه زيادی اهالی تئاتر را مطمئن از اين جريان كرد كه تلاش آنها در زمينه توليد محتوای نمايشی بی‌نتيجه نخواهد ماند و تأسيس اين بنياد انگيزه كافی برای نمايشنامه‌نويسان حرفه‌ای را برای ورود به ميدان توليد آثار فاخر نمايشی فراهم می‌كند و از آن سو نيز زمينه برای پديدار شدن چهره‌های نو نمايشی در عرصه نمايشنامه‌نويسی و پژوهش تئاتری فراهم می‌شود.
اما متأسفانه پس از قريب به يك سال از اعلام موجوديت رسمی اين بنياد، در دوران جديد مديريت هنری كشور شاهد منفعل شدن آن هستيم كه البته دوستان مسئول دم از الحاق آن در قالب زيرمجموعه مؤسسات معتبر هنری می‌زنند اما اين مسئله تنها يك معنی دارد و آن انزوای دوباره تئاتر حاصل عدم توليد متون نمايشی مؤثر و جالب توجه است.
شايد تصميم كه گرفته شده است پيامد اين موضوع باشد كه اين بنياد در جريان برگزاری نخستين جنشواره ملی نمايشنامه نويسی كه متولی برگزاری آن بود، عليرغم رسالت ذاتی كه دارد و همانا صيانت از مكتوبات نمايشنامه‌نويسان ايرانی است از معرفی نمايشنامه برگزيده بدون هيچ توجيه فنی و حقوقی، امتناع كرد كه سرآخر هم چون ادله محكمه پسندی نداشت مجبور با اهدای اين جايزه به برگزيده اين جشنواره شد و از اين نظر مسئولان مستقل عمل كردن اين بنياد را به صلاح نمی‌دانند.
به هر حال از آنجا كه همواره هر گاه صحبت از تئاتر و سينما در محافل رسمی، كارشناسی و عمومی جامعه زده می‌شود همگان متفق‌القول دم از فقر متن در اين دو عرصه می‌زنند و البته آن را تعميم به همه دنيا داده و می‌گويند كه اين معضل گريبانگير عرصه‌های نمايشی و سينمايی در همه دنياست اما اينكه چرا اقدام مؤثر در اين زمينه و مستقل عمل كردن اين دو نهاد تأثيرگذار و ساير موارد مشابه آن صورت نمی‌گيرد جای پرسش دارد كه مسئولان بايد به آن جواب بدهند.
سجاد دبيريان
captcha