حجتالاسلام و المسلمين محمدعلی اسدینسب، مدير گروه قرآنپژوهی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، به بيان نكاتی در باب اعجاز علمی قرآن پرداخت و با اشاره به اينكه اعجاز قرآن میتواند فراتر از دفع شبهه يا تحدی مطرح باشد، عنوان كرد: قطعاً مباحث اعجاز علمی قرآن میتواند شامل گزارههای متعددی شود كه به ارائه ايجابی محتوا میپردازد و اين گزارههای متعدد را میتوان به علوم بشری اضافه كرد.
اسدینسب با بيان اينكه از اختلاط اين گزارهها با علوم بشری میتوان به نظام جديدی دست يافت، درباره روش اين تركيب اظهار كرد: برای مثال فرض كنيد كه ما آيات اعجازی در ارتباط با مسئله ازدواج يا حقوق بشر يا شناخت خدا و ... را بيرون میكشيم يا حتی برای مثال حقوق بشر را محدودتر در نظر میگيريم و فقط حقوق زن را در نظر میگيريم و میبينيم كه مثلاً 50 گزاره در قرآن در اين رابطه وجود دارد. ما اين گزارهها را بيرون میكشيم و میبينيم كه از اين تعداد 20 گزاره تاكنون در علم حقوق و در علوم جديد روشن شده است. ما اين 20 گزاره اعجازی را كه از سوی علوم جديد تأييد شده و اعجاز آنها به اثبات رسيده است، وارد علم حقوق در عرصههای مختلف آن میكنيم و در كنار آن چيزهايی قرار میدهيم كه در اين علم جزء مسلمات است و سپس با دستهبندی مباحث به نظام جديدی میرسيم كه با كمك آيات اعجازی قرآن در اين زمينه خاص تأليف شده است.
وی افزود: پس از رسيدن به آن نظام جديد، آن 30 گزاره باقیمانده قرآن را نيز در آن موضوع مورد نظر، به نظام تازه تأليفشده اضافه میكنيم كه در نتيجه اين روند هم وجوه اعجازی قرآن در عرصههای مختلف بروز میيابد و هم معارف محتوايی قرآن به نحو ايجابی و در سطح نظامسازی ارائه میشود.
مدير گروه قرآنپژوهی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در بخش ديگری از اين گفتوگو درباره مبانی اعجاز علمی قرآن گفت: يكی از مبانی اين بحث در خداشناسی است و از اين قرار است كه خداوند میخواهد بشر را هدايت كند و هدايت بشر هم در واقع بايد به گونهای باشد كه عقل او را قانع كند و برای قانع شدن عقل او هم بايد اين هدايت به گونهای باشد كه بشر بفهمد كه اين مطالب قرآن با فطرتش سازگاری دارد و ساخته و پرداخته يك انسان و يك بشر معمولی مثل خود او نيست؛ بلكه از فوق او آمده و از علم مطلق ناشی شده است.
وی بر همين اساس لازمه پذيرش اعجاز علمی قرآن را اعتقاد به خطاناپذيری قرآن از لحاظ معرفتشناختی دانست و بيان كرد: در صورتی میتوان از اعجاز علمی قرآن سخن گفت كه ما بپذيريم كه قرآن نه در اين عصر و نه در عصرهای بعد خطا نمیكند. همچنين بايد بدانيم كه قرآن با عقل و علم قطعی منافات ندارد، اين قرآن در بين خود تناقض ندارد و اين قرآن با هيچ مقوله ثابت ديگری تضادی ندارد.
اسدینسب همچنين با اشاره به جايگاه جهانشناختی قرآن و مبنای جهانشناسانه اعجاز علمی قرآن، عنوان كرد: وقتی از اعجاز علمی قرآن سخن گفته میشود بايد دانست كه اين سخن بر اين اساس است كه اين قرآن چون از آن خداست با نظام هستی در جنگ نيست بلكه با نظام هستی در سازش است. به تعبير ديگر همان گونه كه عالم تكوين عالم حق است و در عالم خارج از ذهن خطا وجود ندارد، در قرآن نيز به عنوان يك امر عينی كه فعل الهی است نبايد خطايی وجود داشته باشد.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی بيان كرد: از نظر مبانی انسانشناختی نيز اعجاز علمی قرآن بايد به گونهای باشد كه قابل درك و شناخت و قابل تحمل برای انسان باشد و مورد نياز او و با فطرت او همساز باشد.
وی در بخش پايانی اين گفتوگو با خاطرنشان كردن اين مطلب كه اصل اعجاز قرآن برای افرادی است كه ناخالصی دارند، عنوان كرد: افرادی كه ناخالصی ندارند، ولو كه قرآن بحث اعجاز را مطرح نمیكرد، با فطرت سالم به قرآن ايمان میآوردند؛ چون از درون و با علم حضوری به حقانيت قرآن آگاهی پيدا میكردند و اصلاً برای آنان تشكيكی در مطالب حق قرآن پيدا نمیشد تا كه نيازی به اعجاز باشد.
اسدینسب افزود: اين افراد از درون خود و با آن هدايت الهی و هدايت درونی كه خداوند نسبت به همه دارد میدانند كه اين كلام كلام خداست و نمیتواند يك فرد معمولی آن را بگويد و ادا كند.
مدير گروه قرآنپژوهی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی با اشاره به كاركرد اعجاز قرآن در گرايش دادن افراد به سلامت فطرت از طريق آشكار ساختن حقانيت قرآن، گفت: بر اين اساس ما از بحث اعجاز قرآن و از مواجهه با آن اين نكته تربيتی را صيد میكنيم كه بايستی با فطرت سالم با حقانيت قرآن روبرو شويم و در نتيجه اساس مطلب در مواجهه با قرآن و بحث اعجاز و بحث تحدی اين است كه انسان واقعاً سعی كند بر اساس فطرت خود حركت كند تا بتواند از اين سفره الهی استفاده كند و نه اين كه خود را درگير بحث اعجاز و شبهات و اين قبيل مسائل كند.
وی اظهار كرد: ما بايد با فطرت سالم يعنی با فطرتی غيرآلوده و غيرمنحرف، و حقجو و عدالتطلب و عدالتمحور به طرف قرآن برويم؛ لذا در آيات و روايات داريم كه قلب گناهكار، قلب مريض، قلب منحرف نه تنها نمیتواند از قرآن استفاده كند كه قرآن برای آنها گمراهكننده نيز هست و اگر بهترين سفره را در مقابل چنين انسانی بگذاری و بهترين هدايت را به او بدهی او هدايت را درك نمیكند و هدايت را هم از بين میبرد و بلكه آن گمراهی را چنان توجيه میكند كه همين امر هدايتی، او را گمراهتر میكند.