چراغ راه آينده، راهی است كه شهدای گرانقدر برای ما ترسيم كردند؛ همان چراغی كه هماكنون به دست كسانی سپرده شده است كه به تمام زوايای انقلاب اسلامی و راه شهدا و ايثارگران آگاه و با فرزانگی خود، جلودار ملت ايران هستند. برای يافتن مسير، راه به بیراهه نمیبريم و از ميان بيانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در ديدار با رئيس و مسئولان قوه قضائيه در سال 89، ايستادگی بر اصول را از سيره شهيد عالی مقام، شهيد بهشتی میآموزيم.
معظمله در بخشهايی از سخنان خود، سيره بارز شهيد بهشتی را آمادگی هميشگی ايشان برای شهادت بيان فرمودهاند؛ «اينكه اگر به آنها خبر میرسيد كه در اين راه شهيد خواهند شد، نه فقط مرعوب نمیشدند، خائف نمیشدند، بلكه خرسند میشدند.
خبر شهادت بشارتى بود براى آنها؛ در رأس همه آنها هم، شهيد بزرگوار و عزيز ما، شهيد آيتالله بهشتى بود؛ يك انسان معتقد، مؤمن، مخلص، صادق و جدى در كار؛ آنچه میگفت، معتقد بود و به آنچه معتقد بود، در عمل ملتزم بود. خطر را هم میشناخت؛ میدانست ميدان، ميدان مين است.
هر آن، هر ساعتى بيم از دست دادن جان هست؛ ليكن در عين حال بىمحابا، با نگاه به هدف، در اين راه پيش میرفت و نمیهراسيد. يكى از خصوصيات اين شهيد عزيز اين بود. منطقى بود، پايبند به اصول و مبانى بود؛ يك اصولگراى به معناى حقيقى كلمه محسوب میشد. بر سر اصول با كسى ملاحظه نمیكرد.
ما میديديم؛ بعضىها سعى میكردند با حيله و ترفند و روشهاى متعارف و معمول، او را جذب كنند يا از مواضع خود تنزل بدهند، او را وادار به مماشات كنند؛ ليكن او بر سر مواضع خود محكم ايستاده بود. شخصيتهاى تاريخى و اثرگذار، اينجور شكل میگيرند. اينجور در جامعه ظهور میكنند و ماندگار میشوند.
«انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا؛ آنها گفتند كه پروردگار ما اللّه است، سپس استقامت كردند»، گفتن، آسان است؛ عمل كردن، دشوار است؛ استمرار عمل، به مراتب دشوارتر است. بعضى فقط میگويند؛ بعضى اين گفته را در عمل هم نشان میدهند، اما نمیتوانند در مقابل حوادث عالم، در مقابل طوفانها، در مقابل تمسخرها، در مقابل طعنه زدنها و در مقابل دشمنىهاى غيرمنصفانه طاقت بياورند، بنابراين متوقف میشوند.
بعضى به اين اكتفا هم نمیكنند كه متوقف بشوند، عقبگرد میكنند؛ مىبينيد ديگر. آن كسى كه میگويد، از سر اعتقاد خالص و جازم و بعد مىايستد، از سر تصميم مؤمنانه و شجاعانه خود عقبگرد میكند.
اثر نقد و فورى شهادت شهيد بهشتی اين بود كه نظام اسلامى در آنِ واحد، هم خلوص بيشترى پيدا كرد، هم حقانيت او ثابت شد، هم واقعيت او در جامعه استقرار پيدا كرد. خاصيت اين شهادت، اين بود. نقابها از چهرهها افتاد، منطق مستحكم جمهورى اسلامى و منطق امام بزرگوار تثبيت شد و نظام نوپاى جمهورى اسلامى، آن روز استحكام پيدا كرد؛ توانست حركت كند.
در آن شرائط دشوار در حالى كه دشمن نظامى، متجاوز خود را در بخش مهمى از منطقه حساس خاك جمهورى اسلامى پهن كرده بود، ببينيد چه شرائطى بود آن شرايط دشوار و چه حادثه به ظاهر تكاندهندهاى بود، اما اين شهادت، چه تأثير سازنده و عظيمى را بر انقلاب گذاشت.
عزيزان من! تا وقتى در قاموس ما، در فرهنگ ما، در منطق ما، شهادت بر همين سطح از اعتبار وجود داشته باشد، بدانيد هيچ قدرتى، چه قدرتهاى مستكبر كنونى و چه به مراتب قوىتر از اينها نخواهد توانست بر جمهورى اسلامى و ملت ايران فائق بيايند.»