رضا اسماعيلی، شاعر و مدرس زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با بيان اينكه از زندگی حافظ اطلاعات زيادی باقی نمانده است، گفت: حافظ از شخصيتهايی است كه اطلاعات زيادی درباره تاريخ حيات، تولد و اشعارش كه بسياری منسوب به حافظ است و حافظپژوهان مشكوك هستند كه اين اشعار منسوب به حافظ هست يا نه، وجود ندارد.
وی افزود: علت اين است كه وقتی يك چهره بزرگ متولد میشود و در بين ما زندگی میكنند، به خاطر صلابت و عظمتی كه آن فرد دارد خيلیها سعی میكنند خود را به نوعی به آن شخصيت ادبی نزديك كنند و بگويند كه ما هم با او نسبتی داريم. در زمان حافظ هم بسياری از بزرگان ادبی بودند كه اسم مستعارشان حافظ بوده است. اين افراد شعرشان را به اسم حافظ چاپ میكردند؛ چرا كه اين امر افتخار بزرگی برای آنها بوده است.
اسماعيلی ادامه داد: همچنين برخی سعی میكردند به سبك و سياق حافظ شعر بگويند؛ از اين رو تقليد باعث شد كه كپیهای درجه دوم و سوم را به حافظ نسبت دهند و اين موضوع برای كسانی كه هم نسل حافظ بودند، قابل تشخيص بوده است كه مثلاً از بين اين غزلها كدام را حافظ سروده و كدام تقلبی بوده و اصل نيست.
اين شاعر در ادامه اظهار كرد: با گذشت زمان، اين كارها چاپ و با هم مختلط شدند و برخی از كپیها نيز در اثر گذشت زمان و از سوی ديگر سهلانگاری به ديوان حافظ راه پيدا كرد؛ از اين رو ديوان حافظی كه امروز وجود دارد، البته آنها كه مصحح معتبر دارد مثل علامه قزوينی، قابل استناد است.
اسماعيلی گفت: نسخههايی از ديوان حافظ وجود دارد كه با تساهل و تسامح چاپ شده است و مردم هر ديوانی كه به نام حافظ چاپ میشد را میخريدند و افراد فرصتطلب هم از اين نمد برای خود كلاه میبافتند و از ديوان حافظ برای خود چاپهای متعدد میزدند و اشعار دست دوم و سوم را به غزليات حافظ وارد میكردند كه اين امر سبب شد در اثر گذشت زمان، اشعاری كه اصالت دارد در كنار اشعار دست دوم و سوم كه متعلق به حافظ نيست، مخلوط شود و به همين خاطر است كه حافظ، امروز چهره اسطورهای برای مردم پيدا كرده است.
اين نويسنده افزود: همين اشعار بیاصالت سبب شده تا وقتی مردم به حافظ فكر میكنند و وقتی میخواهند او را در ذهن خود مجسم كنند، چهره وی در اسطوره و افسانه پيچيده شود و در ذهن آنها به صورت تصويرهايی كه در ديوانهای حافظ كشيده شده است تداعی كند؛ چرا كه عكسی از حافظ در دست نداريم.
وی با اشاره به دغدغههای حافظ گفت: درباره حافظ آنچه كه يقينی است و همه حافظپژوهان و حافظشناسان اتفاق نظر دارند اين است كه حافظ درد دين داشته و با توجه به اينكه در زمان حمله مغول به ايران كه ميراث ملی را به تاراج بردند، حافظ از جمله شاعرانی بوده است كه با قلندری و رندی، اعتراضات خود و غارت سرمايههای ملی و فرهنگی ايران، تحريفها و خرافاتی كه دين به آنها دچار شده بود را در شعرش به تصوير كشيد.
اسماعيلی با بيان اينكه بيشتر غزلهای محكم حافظ مربوط به دغدغههای دينی وی است، تصريح كرد: در تمام غزلهايی كه میبينيد پرخاشگرانه هستند و به نقد دين پرداخته شده است، غزلهای محكمی هستند كه اغلب حافظپژوهان معتقدند اين اشعار را حافظ سروده است.
وی ادامه داد: حافظ از جمله كسانی است كه به تحريفات و خرافات عكسالعمل نشان داده و با زيركی و هوشمندی تمام، حاكمان وقت را نقد كرده است، اما چنان زيركانه اين كار را انجام داده كه حتی حاكمان عصر حافظ متوجه نشدند حافظ چه گفته و چه نقدی به آنها وارد كرده است. شعرهايش شعرهايی بوده كه با ابهام و ايهام شاعرانه همراه و به نوعی دوپهلو بوده است.
اسماعيلی گفت: حافظ به شيراز علاقه بسيار داشته است و در تمام طول عمر هم از شيراز دل نكنده و تنها يك بار كه قصد سفر میكند، سفر را ناتمام رها كرده و باز میگردد. اين دلبستگی و شيفتگی در اشعار حافظ قابل مشاهده است. عليرغم اينكه سعدی جهانگرد بوده و در اشعارش از تجربيات سفرش گفته است، ولی حافظ نوعی سير و سلوك و اشراق شاعرانه داشته و در خلوت دری از شهود روی او باز میشده و حرفهای ناگفته را در قالب غزليات به تصوير كشيده است.
وی با بيان اينكه حافظ تنها شاعری است كه شعرش الهامگونه و آسمانی است، بيان كرد: تمام غزلهای حافظ محصول شهود و اشراق معنوی و آسمانی است. انگار كه حافظ جسمش در دنيا و روحش در آسمان بوده است. اما سعدی عقلانيت شاعرانه داشته و شعرهايش تلفيقی از عقل و كوشش و جوشش شاعرانه است. در اشعار حافظ اين جوشش وجود دارد، ولی نه از جنس جوشش موجود در اشعار سعدی. يعنی حافظ بر اثر شهود عرفانی و اشراق معنوی شعر میگفت و بعد شعرهايش را صيقل میداد.
اسماعيلی يادآور شد: حافظ قله غزل عاشقانه عارفانه است. عشق مجازی در حاشيه اشعار حافظ است و عشق الهی و عرفانی در متن اشعار ديده میشود. حافظ را به عنوان عارف كامل و عالم معنوی میشناسيم؛ چرا كه از زندگی حافظ چندان اطلاعاتی در دست نبوده و موثق و مستند نيست.
اين شاعر با بيان اينكه حافظ در بسياری از غزلها از قرآن گفته و حافظ قرآن بوده است، گفت: نه اينكه تنها محفوظات حافظ قرآنی باشد، بلكه با قرآن زندگی میكرد و سيرت قرآنی داشته و در قرآن ذوب شده و حيات و مماتش قرآنی بوده است. به همين دليل اگر كسی با قرآن زندگی كرده و حشر و نشر داشته باشد، اين آيات و روايات را درك میكرد و فقط حافظِ قرآن نبود، بلكه قرآن در وجودش حلول كرده و وجود او را تسخير كرده بود، به همين دليل شعرهای حافظ را میتوان نوعی صله و ارمغان بهشتی دانست كه خدا به حافظ عنايت كرده است.
وی با بيان اينكه ديوان حافظ را شايد بتوان جزء خانواده كتب رسالت نام برد، ادامه داد: كتابهايی كه در دايره سرمايههای معنوی میگنجد را اگر بخواهيم نام ببريم، بعد از قرآن، صحيفه سجاديه و نهجالبلاغه، ديوان حافظ را بايد به آنها الصاق كرد كه فاصلهاش با اين كتابها كم و به خاطر اصالتی است كه ديوان حافظ دارد و تمام آموزههای دينی و روايات را به تصوير كشيده و امانتدار بوده است. همان طور كه درباره مولانا اين حرف وجود دارد كه مثنوی معنوی را برخی قرآن ثانی دانستهاند.
اسماعيلی تصريح كرد: مولانا ترجمه منظوم آيات را در آن ارائه كرده است و حافظ هم اين كار را در سطحی بالاتر انجام داده. كلاس حافظ برای خواص است و بيان حافظ بيانی است كه روستاييان ساده هم در حد فهم و درك خود میتواند پيالهای از غزليات حافظ را بشنوند و اين ويژگی اشعار حافظ است كه هم مردم عادی و هم خواص میتوانند از آن استفاده كنند.