کد خبر: 2603292
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۰

عيد قربان

عيد قربان

اين عيد، يكی از تعطيلات رسمی در تقويم اسلامی است كه در كشورهای اسلامی از يك روز تا يك هفته به مناسبت اين عيد بزرگ تعطيل بوده و در اين مدت جشن‌ها و مراسم باشكوهی در اين كشورها برگزار خواهد شد.
در بعضی از كشورها مردم در اين روز پس از انجام عبادات و به جای آوردن آيين‌ها و مراسم عبادی عيد قربان به ديد و بازديد اقوام، دوستان و آشنايان خود می‌روند. اگرچه به جای‌آوردن مراسم قربانی در اين روزها تنها برای افرادی كه مراسم حج تمتع را به جای آورده‌اند واجب بوده و برای ديگر مسلمانان واجب نخواهد بود، اما در بسياری از كشورها، مسلمانان مانند زائران كعبه كه در مراسم حج گوسفند، گاو يا شتری را در اين روز قربانی كرده و گوشت آن را در ميان اقوام، همسايگان يا نيازمندان تقسيم می‌كنند. افرادی كه برای انجام مراسم حج عازم مكه شده‌اند در روز عيد قربان، پس از انجام مراسم قربانی، همه آنچه را كه در مدت زمان محرم شدن به آنها حرام بوده است بر خود حلال می‌كنند.البته برگزاری مراسم عيد قربان در كشور ما نيز سنتی كهن و ديرينه است كه اگرچه بسياری از آيين‌ها و رسوماتی كه در گذشته در ميان اقوام ايرانی وجود داشته امروزه به دست فراموشی سپرده شده است، اما همچنان اين عيد بزرگ يعنی عيد قربان از جايگاه بسيار مهمی در ميان مسلمانان ايرانی برخوردار است.
عيد قربان روز خجسته و مباركى است كه مسلمانان به حج رفته، پس از تمام شدن‏اعمال حجشان، قربانى مى‏كنند و پس از قربانى، آنچه بر آنان در حال احرام حرام شده‏ بود، حلال مى‏گردد، لذا آن روز را عيد تلقى مى‏كنند عيدى كه پس از انجام وظايف‏سنگين حج، به عنوان جايزه الهى و رهایى از احرام پيش مى‏آيد. و هم چنين اين روزبراى ساير مسلمانان جهان نيز عيد است و احترام ويژه دارداين روز، روز گرفتن جايزه از خداى منان است، روزى است كه بايد در آن‏ آهنگ گناه نشود و انسان‏هاى مؤمن، با استفاده از چنين روز باعظمتى كه درهاى بهشت‏بر رويشان گشوده مى‏شود و باب رحمت الهى باز مى‏گردد، دست‏هاى آلوده از گناه خويش‏را به سوى آسمان بلند كنند و با تضرع و زارى، به پيشگاه رحمان و رحيم، درخواست‏مغفرت و آمرزش نمايند و حاجت‏هاى فردى و نيازهاى اجتماعى و گروهى خود را با اميداستجابت و روا شدن، بطلبند و بسيار عبادت و نيايش كنند. و قربانى در اين روزاگر براى زائران خانه خدا واجب است، براى ساير مسلمانان نيز سنت موكد است و برآن تاكيد فراوان شده است.
آری عيد قربان ياد آور آزمايشهای سخت و سنگين الهی از حضرت ابراهيم (عليه السلام ) و ذبح حضرت اسماعيل (عليه السلام )است عيد قربان يكى از اعياد بزرگ اسلامى است كه داراى منزلتى والا نزد عموم مسلمانان می باشد.
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غيرخدایى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

صدای پای عيد می آيد. عيد قربان عيد پاك ترين عيدها است عيد سر سپردگی و بندگی است. عيد بر آمدن انسانی نو از خاكسترهای خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايی است كه به قرب الهی رسيده اند. عيد قربان عيد برآمدن روزی نو و انسانی نو است.

... و اكنون در منايی، ابراهيمی، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده ای. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را - هر چه هست و هر كه هست - بايد به منا آوری و برای قربانی، انتخاب كنی، من فقط می توانم " نشانی ها "يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف می كند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد می افكند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا "پيام" را بشنوی، تا حقيقت را اعتراف كنی، آنچه ترا به "فرار" می خواند، آنچه ترا به توجيه و تاويل های مصلحت جويانه می كشاند، و عشق به او، كور و كرت می كند، ابراهيمی و "ضعف اسماعيلی" ات، ترا بازيچه ابليس می سازد.
... و اكنون در منايی، ابراهيمی، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده ای. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضيلت، در زندگی ات تنها يك چيز هست كه برای به دست آوردنش، از بلندی فرود می آيی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهيم وارت را از دست می دهی، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد، يا يك شیء، يا يك حالت، يك وضع، و حتی، يك " نقطه ضعف"!

اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود!

سالخورده مردی در پايان عمر، پس از يك قرن زندگی پر كشاكش و پر از حركت، همه آوارگی و جنگ و جهاد و تلاش و درگيری با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متوليان بت پرستی و خرافه های ستاره پرستی و شكنجه زندگی. جوانی آزاده و روشن و عصيانی در خانه پدری متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زنی نازا، متعصب، اشرافی: سارا.

و اكنون، در زير بار سنگين رسالت توحيد، در نظام جور و جهل شرك، و تحمل يك قرن شكنجه "مسئوليت روشنگری و آزادی"، در "عصر ظلمت و با قوم خو كرده با ظلم"، پير شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز يك "بشر" مانده است و در پايان رسالت عظيم خدايی اش، يك "بنده خدا" ، دوست دارد پسری داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پيری از صد گذشته، آرزومندی كه ديگر اميدوار نيست، حسرت و يأس جانش را می خورد.

خدا، بر پيری و نااميدی و تنهايی و رنج اين رسول امين و بنده وفادارش - كه عمر را همه در كار او به پايان آورده است، رحمت می آورد و از كنيز سارا - زنی سياه پوست - به او يك فرزند می بخشد، آن هم يك پسر! اسماعيل، اسماعيل، برای ابراهيم، تنها يك پسر، برای پدر، نبود، پايان يك عمر انتظار بود، پاداش يك قرن رنج، ثمره يك زندگی پرماجرا، تنها پسر جوان يك پدر پير، و نويدی عزيز، پس از نوميدی تلخ.

و اكنون، در برابر چشمان پدر - چشمانی كه در زير ابروان سپيدی كه بر آن افتاده، از شادی، برق می زند – می رود و در زير باران نوازش و آفتاب عشق پدری كه جانش به تن او بسته است، می بالد و پدر، چون باغبانی كه در كوير پهناور و سوخته ی حياتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گويی روئيدن او را، می بيند و نوازش عشق را و گرمای اميد را در عمق جانش حس می كند.
در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضيلت، در زندگی ات تنها يك چيز هست كه برای به دست آوردنش، از بلندی فرود می آيی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهيم وارت را از دست می دهی، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد، يا يك شیء، يا يك حالت، يك وضع، و حتی، يك " نقطه ضعف"!

در عمر دراز ابراهيم، كه همه در سختی و خطر گذشته، اين روزها، روزهای پايان زندگی با لذت "داشتن اسماعيل" می گذرد، پسری كه پدر، آمدنش را صد سال انتظار كشيده است، و هنگامی آمده است كه پدر، انتظارش نداشته است!

اسماعيل، اكنون نهالی برومند شده است، جوانی جان ابراهيم، تنها ثمر زندگی ابراهيم، تمامی عشق و اميد و لذت پيوند ابراهيم!

در اين ايام، ناگهان صدايی می شنود:

"ابراهيم! به دو دست خويش، كارد بر حلقوم اسماعيل بنه و بكُش"!

مگر می توان با كلمات، وحشت اين پدر را در ضربه آن پيام وصف كرد؟

ابراهيم، بنده خاضع خدا، برای نخستين بار در عمر طولانی اش، از وحشت می لرزد، قهرمان پولادين رسالت ذوب می شود، و بت شكن عظيم تاريخ، درهم می شكند، از تصور پيام، وحشت می كند اما، فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترين جنگ، جنگِ در خويش، جهاد اكبر! فاتح عظيم ترين نبرد تاريخ، اكنون آشفته و بيچاره! جنگ، جنگ ميان خدا و اسماعيل، در ابراهيم.

كرپن ها، همان روحانيان دين "مهر" بوده اند و به دليل قربانی كردن "گاو" از سوی ايشان، واژهی "قربانی" نيز از همينان برگرفته شده است.

عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه كه از فهم طبيعت عاجز است، برای به دست آوردن ترحم خدايان دست به قربانی كردن حيوانات و انسان ها می زند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامی مختلف موجود بوده است. اين سنت طولانی بشری در اسلام نيز پذيرفته شده است.

در روايات مختلف دينی آمده است كه ابراهيم در سن بالا دارای فرزندی شد كه او را اسماعيل نام نهاد و برايش بسيار عزيز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی كه اسماعيل به سنين نوجوانی رسيده بود، فرمان الهی چندين بار در خواب به ابراهيم نازل شد و بدون ذكر هيچ دليلی به او دستور داده شد تا اسماعيل را قربانی كند.

او پس از كشمكشهای فراوان درونی، در نهايت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر می روند و ابراهيم آماده سر بريدن فرزند محبوب خود می شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعيل خداوند كه او را سربلند در امتحان می يابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهيم می فرستد.

اين ايثار و عشق پيامبر به انجام فرمان خدا، فريضه ای برای حجاج می گردد تا در اين روز قربانی كنند و از اين طريق برای يتيمان و تهيدستان خوراكی فراهم سازند. در اين روز همچنين مستحب است كه نماز عيد قربان برپا گردد. نماز عيد قربان بايد در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عيد تا ظهر خوانده شود و شامل دو ركعت است.

اولين معنايی كه از عيد به ذهن می رسد، تغييراتی است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت می بيند . اين آرايش ظاهری همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .
عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه كه از فهم طبيعت عاجز است، برای به دست آوردن ترحم خدايان دست به قربانی كردن حيوانات و انسان ها می زند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامی مختلف موجود بوده است. اين سنت طولانی بشری در اسلام نيز پذيرفته شده است.
در روايتی از امير المومنين علی عليه السلام آمده است كه : هر روزی كه انسان در آن به زشتی آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتی مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است و باعث بر هم خوردن آرامش درونی و بيرونی انسان ها می گردد و اين همان چيزی است كه با عيد يعنی آرامش و شادمانی منافات دارد .
از سوی ديگر حركت انسان ها به سوی علم و معرفت همواره با شادمانی و نشاط توأم است خاصه آن كه وقتی انسان معنای جديدی كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفی تمام وجود آدمی را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .
معنای ديگری كه از عيد عارفان به ما آموخته اند، جان باختن و قربانی كردن جان خويش در پای معشوق است. و نماد ظاهری آن ايام حج و عيد قربان است كه حيوانی را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معينی می برد تا برای كامل شدن عبادت قربانی كند. مولوی در اين معنا گفته است:

خويش فربه می نماييم از پی قربان عيد كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا می كشد

كشته شدن در پای محبوب و قربانی كردن خود مهمترين تعريفی است كه مولوی از عيد به ما می دهد.
در تمامی اين تعريف ها عيد برای انسان مطرح شده است، يعنی ما در شرايط ويژه ای احساس مباركی و نو شوندگی داريم . اما به نظر می رسد اين تازگی قبل از آن كه در رابطه با ما معنی شود در باره توليد كننده اين شرايط يعنی خداوند بايد معنا شود. چون خداوند "بديع السموات و الارض است " و خود را با عنوان "فتبارك الله احسن الخالقين" به ما معرفی نموده است . و از سوی ديگر اين مباركی در تمامی ملك و ملكوت عالم جاری است، لذا از اين خدای بزرگ و مبارك ميتوان هر لحظه طعم مباركی را چشيد به همين دليل اگر عيدی است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهری دارد كه آن محوريت خداست .
قربانی رمز فداكاری و از خودگذشتگی و دادن جان در راه محبوب و حد نهايی تسليم در برابر معبود است يعنی همچنان كه خون اين قربانی را در راه تو ای خالق يكتا بی دريغ می ريزم حاضرم بدون هرگونه تعقل در راه دفاع از حريم دين و اجرای فرامين آسمانی تو از جان خود نيز بگذرم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم.
زمانی كه حيوانی در روز عيد قربان در وادی منا به دست حجاج مسلمان ذبح می شود و نغمه روحانی "بسم الله وجهت وجهی للذی فطر السموات والارض" طنين در فضای قربانگاه می افكند خاطره اعجاب انگيز و الهام بخش دو عبد موحد و دو بنده با اخلاص خدا ابراهيم و اسماعيل را در دل ها زنده می سازد.
پدری پير و كهنسال با چهره ای نورانی و ملكوتی كه آثار عظمت و جلالت روحی از سيمای متين و آرام او نمايان است بر بالين فرزند جوان و خوش سيمای خود ايستاده آستين بالا می زند و تيغ برنده ای را در پی حكم غيبی الهی بر گلوی فرزند می نهد.
قربانی رمز فداكاری و از خودگذشتگی و دادن جان در راه محبوب و حد نهايی تسليم در برابر معبود است يعنی همچنان كه خون اين قربانی را در راه تو ای خالق يكتا بی دريغ می ريزم حاضرم بدون هرگونه تعقل در راه دفاع از حريم دين و اجرای فرامين آسمانی تو از جان خود نيز بگذرم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم.
فرزند نيز بدون ترس و وحشت و با حالت تسليم می گويد پدر به آنچه مامور گشته ای عمل كن كه من هم به خواست خدا از صبركنندگان خواهم بود و سرانجام ابراهيم با موفقيت كامل از اين امتحان بزرگ الهی سربلند بيرون آمده و به درجه ای از اخلاص و فداكاری در راه خدا می رسد كه خداوند می فرمايد: ذبح عظيمی فدايش كرديم.
لذا خداوند برای بزرگداشت اين خاطره توحيدی و اخلاص الهی مقرر فرموده هر سال در موسم حج در وادی منی توسط زوار بيت الله الحرام گوسفند، گاو و يا شتری ذبح گردد تا آن صحنه فوق العاده درخشان چون نوری برای هميشه در تاريخ انسانيت بدرخشد و خاطره ازخودگذشتگی آن دو بنده مخلص (ابراهيم و اسماعيل) سندی برای نمايش شرف و فضيلت آدميت باشد.
معصومه عليزاده
captcha