کد خبر: 2604057
تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۸

آثار استاد جوادی آملی در قالب كتب جامع دانشگاهی تدوين شود

گروه انديشه: آثار استاد جوادی آملی در قالب كتاب درسی دانشگاهی تنظيم نشده‌اند و بايد در جاهايی كه امكان‌پذير است، از اين متون به عنوان منابع درسی استفاده كنيم و آن‌ها را در قالب متون درسی منظمی تدوين كنيم تا كتاب‌های جامع و كاملی در اختيار جامعه قرار بگيرد.

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدرضا مصطفی‌پور، عضو هيئت علمی دانشگاه خوارزمی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، در رابطه با آسيب‌شناسی خلأ‌های منابع‌ درسی موجود در دانشگاه‌ها و ظرفيت‌های استفاده از آثار انديشمندان اسلامی از جمله شهيد مطهری و آيت‌الله جوادی آملی به عنوان منابع درسی دانشگاه‌ها گفت: منابع درسی موجود در دانشگاه‌ها دو دسته هستند كه يك دسته از آن‌ها منابعی هستند كه به علوم تجربی معروف است، به ويژه مطالعاتی كه مربوط به طبيعت و جهان ماده است؛ همانند فيزيك، شيمی، زيست‌شناسی و امثال اين‌ها و يك دسته ديگر علوم انسانی هستند كه خود اين علوم را به دو قسمت تجربی و غيرتجربی تقسيم می‌كنند.
وی افزود: در درون علوم انسانی، علومی همانند روانشناسی را تحت عنوان علوم تجربی مطرح می‌كنند. در كنار اين‌ها علومی همانند فلسفه، حقوق، تاريخ، ادبيات و امثال اين‌ها از دايره آن علوم خارج می‌شوند. ما اگر بخواهيم اشكال كلی را كه در علوم انسانی موجود وجود دارد، آسيب‌شناسی كنيم، يك اشكال از جنبه معرفت‌شناختی است و آن اشكال معرفت‌شناختی اين است كه در قرن بيستم نوعی فلسفه يا روش معرفت‌شناختی در دنيا مورد توجه قرار گرفته است و آن هم روش پوزيتيويستی يا پوزيتيويسم منطقی است.
مصطفی‌پور ادامه داد: منظور از پوزيتيويسم اين‌ است كه برای شناخت، فقط يك ابزار وجود دارد و آن‌هم حس است و اگر بخواهيم معرفت حسی خود را تأييد كنيم، تنها ابزار ما مشاهده و تجربه است و اين كارساز است. طبيعتا اگر بخواهيم مسائل را اين‌گونه بررسی كنيم، مشكل اساسی كه با آن مواجه هستيم، تسليم شدن در برابر نگاه پوزيتيويستی و علم‌گرايی و تجربه‌گرايی صرف و طرد كردن ديگر روش‌ها برای شناخت عالم است و اين آسيب، خود را در همه جا نشان می‌دهد.
عضو هيئت علمی دانشگاه خوارزمی در ادامه اظهار كرد: ما برای رسيدن به معرفت و شناخت نمی‌توانيم صرفاً به حس و تجربه ولو به صورت غيرمستقيم اكتفا كنيم. در دنيای امروز، مشاهده می‌كنيم كه فيزيكدانان تلاش گسترده‌ای می‌كنند كه بحث علم و دين را مطرح كنند تا نشان دهند كه علم بدون دين دارای خلاهايی است و ما چگونه بايد اين خلاها را پر كنيم. اين مسائلی كه بيان شد، مربوط به مشكلات علوم‌تجربی است.
همكار پژوهشگاه بين‌المللی علوم وحيانی معارج، خاطر‌نشان كرد: در زمينه علوم‌انسانی قوانينی علمی داريم كه مربوط به قوانين عالم است و تفاوتی ميان آن‌ها در شرق و غرب وجود ندارد؛ يعنی قوانينی است كه به واقيت‌های موجود در عالم مربوط می‌شود و در ارتباط با اين قوانين ما نمی‌توانيم حرف تازه‌ای بزنيم، بلكه كار علم فقط اين است كه اين قوانين را كشف ‌كند، اما بين اين پديده با موجود ديگری ارتباطی را برقرار نمی‌كند.
اين استاد دانشگاه همچنين درباره خلأهای موجود در علوم انسانی گفت: در زمينه علوم انسانی مسئله بسيار مهم اين است كه ما انسان را چگونه می‌بينيم؟ آيا انسان صرفاً يك موجود مادی طبيعی است؟ و آيا اصلاً اراده و تصميم در انسان وجود دارد يا خير؟ از مشكلات اساسی علوم انسانی موجود اين است كه اين علوم دارای گرايشات ماده‌گرايانه هستند و انسان‌شناسی ناقصی دارند و در انسان با يك مغاله‌ای به نام «كنه و وجه» مواجهه هستند؛ يعنی بخشی از سطوح انسان را می‌بينند و بقيه ابعاد انسان را ناديده می‌گيرند. نتيجه‌اش اين است كه راه‌حل‌هايی ارائه می‌دهند كه به انسان به صورت همه جانبه نگاه نمی‌كند و تحليلی ناقص ارائه می‌كند. پس ريشه مشكلات علوم انسانی به حاكم شدن تفكر پوزيتيويستی بر جوامع دانشگاهی ما بر‌می‌گردد.
وی در پاسخ به اين پرسش كه نظر شما در مورد استفاده از آثار انديشمندان اسلامی همچون استاد مطهری و آيت‌الله جوادی آملی در دانشگاه‌ها برای پر كردن خلأ‌های موجود چيست؟ گفت: هيچ‌كس نمی‌تواند برای همه انديشه‌های مورد نياز جامعه، يك انديشه‌ را محور قرار بدهد. مثلاً انديشه‌های شهيد مطهری در بعضی از حوزه‌ها همانند فلسفه، برخی مسائل حقوقی، برخی مسائل اقتصادی، انديشه و... می‌توانند كارساز باشد و ما می‌توانيم از آن‌ها استفاده كنيم.
عضو هيئت علمی دانشگاه خوارزمی، اظهار كرد: در كنار هر علمی ما دارای يك فلسفه علم هم هستيم. می‌توانيم در ارتباط با فلسفه علوم و به ويژه اگر فلسفه علم را به عنوان علومی در نظر بگيريم كه خادم ديگر علوم است و برآن‌ها تأثير می‌گذارد، از انديشه‌های استاد مطهری برای تبيين مبانی فلسفی استفاده كنيم و از آرای انديشمندانی استفاده كنيم كه انديشه‌هايشان را مطابق با زمان ارائه می‌دهند.
همكار پژوهشگاه بين‌المللی علوم وحيانی معارج، افزود: اين‌گونه می‌توانيم هم مبانی را تنظيم كنيم و هم اشكالات و شبهات و امثال اين‌ها را جواب بدهيم. به عنوان مثال شهيد مطهری در كتاب «علل گرايش به مادی‌گری» دلايل اين مسئله در غرب را شرح می‌دهد و می‌گويد در غرب دينی حاكم بود كه كليسايش برای مردم دردسرهايی را درست می‌كرد و در كتاب مقدس هم نارسايی وجود داشت كه اين‌ها نتوانستند پاسخ‌گو‌های خوبی برای نيازمندان به معرفت علمی در جامعه باشند و حتی به‌گونه‌ای عالمان و افرادی را كه دارای ‌نوآوری در علوم جديد بودند، طرد می‌كردند. ما می‌توانيم از اين كتاب برای حل بسياری از مشكلات، البته در حوزه مخصوص خودش استفاده كنيم.
مصطفی‌پور در ادامه اين گفت‌وگو در رابطه با تلاش‌های صورت گرفته در حوزه تحول در علوم انسانی گفت: الان طرح‌هايی همانند ضيافت انديشه يا طرح معرفت‌افزايی كه اجرا می‌شود، برای پاسخ دادن به همين مسئله است كه ما اول خلأهای معرفت‌شناختی خود را حل كنيم تا اول بينش ما عوض شود و سپس به اين نتيجه برسيم كه آيا می‌توانيم يك علوم‌انسانی مطابق با سنت‌های خودمان و با حفظ همه قوانين خودمان پی‌ريزی كنيم.
اين استاد دانشگاه در رابطه با استفاده از آثار ايت‌الله جوادی آملی به عنوان متون درسی گفت: می‌توانيم به عنوان مبنای كار در انسان‌شناسی از آثار اساتيدی همچون شهيد‌مطهری و آيت‌الله جوادی آملی استفاده كنيم و اين آثار می‌توانند ديد ما را نسبت به خود انسان عوض كنند و در جهان‌شناسی نيز می‌توانيم از آثار اين بزرگان استفاده كنيم. در ارتباط با مسائل ديگر، از آثار اين اساتيد نمی‌توان به صورت مستقيم استفاده كرد، بلكه بايد به تلفيق روی آورد.
وی افزود: به عنوان مثال استاد جوادی آملی چند كتاب راجع به انسان از جمله «صورت و سيرت انسان» «تفسير انسان به انسان»، «حيات حقيقی انسان» و «انسان در اسلام» دارند، اما اين كتاب‌ها در قالب كتاب درسی تنظيم نشده‌اند و بايد در جاهايی كه امكان‌پذير است، از اين متون به عنوان منابع درسی استفاده كنيم، آن‌ها را در قالب متون درسی منظمی تدوين كنيم و اگر در اين نوشته‌ها چون به عنوان كتاب درسی تدوين نشده‌اند، خلأهايی وجود دارد، آن‌ها را تكميل كنيم تا كتاب‌های جامع و كاملی در اختيار جامعه قرار بگيرد.
ادامه دارد...
captcha