کد خبر: 2604976
تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۵۷

zx

zx

حجتالاسلام محمد علی رضايی اصفهانی، مدير مدرسه عالی قرآن جامعة المصطفی در گفتوگو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) با بيان اينكه در آيات متعددی از قرآن كريم به مباحث علمی اشاره شده است گفت: از آنجا كه برخی از اين اشارات علمی در زمان نزول قرآن كشف نشده بود و بشر قرنها بعد به بخشی از آنها پی برد، طرح اين مطالب علمی در قرآن، اخبار غيبی و اعجاز علمی اين كتاب آسمانی محسوب ميشود. در تفسير نمونه ذيل آيات علمی قرآن، اكتشافات و علوم روز مورد توجه بوده و اعجازهای علمی آنها مشخص شده است.
وی افزود: يكی از نمونه‎های همين اعجازها، اعجاز در زمينه چرخش زمين است؛ وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ كُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ (نمل/ 88)؛ «كوهها را می‏بينی و آنها را ساكن و جامد می‏پنداری، در حالی كه مانند ابر در حركتند. اين صنع و آفرينش خداوندی است كه همه چيز را متقن آفريده است. او از كارهايی كه شما انجام می‏دهيد، آگاه است»؛ قرآن در اين آيه به مسأله مبدأ و معاد و نشانه‏های قدرت و عظمت خداوند در عالم هستی و همچنين حوادث رستاخيز پرداخته است.
عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) اظهاركرد: بسياری از مفسران معتقدند اين آيه به حوادث آستانه رستاخيز اشاره دارد؛ چرا كه می‏دانيم در پايان اين جهان و آغاز جهان ديگر، زلزله‏ها، انفجارها و دگرگونيهای عظيم واقع می‏شود و كوهها از هم متلاشی می‏شوند؛ اين نكته در بسياری از سوره‏های آخر قرآن صريحاً ذكر شده است؛ قرار گرفتن اين آيه در ميان آيات رستاخيز، دليل و گواه اين تفسير است، ولی قراين فراوانی در آيه وجود دارد كه تفسير ديگری را تأييد می‏كند و آن اينكه آيه فوق از قبيل آيات توحيد و نشانه‏های عظمت خداوند در همين دنياست و به حركت كره زمين كه برای ما محسوس نيست، اشاره می‏كند.
وی گفت: جمله «إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ» مخصوصاً با توجه به اينكه «تفعلون» فعل مضارع است، نشان می‎دهد كه مربوط به اين دنياست؛ چرا كه می‏گويد: او از اعمالی كه شما در حال و آينده انجام می‏دهيد با خبر است؛ لذا اگر مربوط به پايان اين جهان بود، می‏بايست گفته شود «ما فعلتـم» (كاری كه انجام داديد)؛ از مجموع اين قراين دقيقاً چنين استفاده می‎شود كه اين آيه يكی ديگر از عجايب آفرينش را بيان می‎كند.
رضايی اصهانی اظهاركرد: نتيجه‏ای كه از تفسير آيه می‏گيريم، اين است كه اين كوهها كه ما آنها را ساكن می‎پنداريم، با سرعت زياد در حركتند؛ مسلّماً حركت كوهها بدون حركت زمينهای ديگر كه به آنها متصل است، معنی ندارد و به اين ترتيب معنی آيه چنين می‏شود كه زمين با سرعت حركت می‏كند، همچون حركت ابرها؛ طبق محاسبات دانشمندان امروز سرعت سير حركت زمين به دور خود نزديك به 30 كيلومتر در هر دقيقه است و سرعت سير آن در حركت انتقالی به دور آفتاب از اين هم بيشتر است.
وی گفت: به هر حال، آيه مورد نظر از معجزات علمی قرآن است؛ زيرا می‎دانيم نخستين دانشمندانی كه حركت كره زمين را كشف كردند، گاليله ايتاليايی و كپرنيك لهستانی بودند كه در اواخر قرن 16 و اوائل قرن 17 م اين عقيده را برملا كردند، هر چند ارباب كليسا به شدت آنها را محكوم كرده، تحت فشار گذاشتند، با اين حال ميبينيم كه قرآن مجيد حدود يكهزار سال قبل از آن دو، پرده از روی اين حقيقت برداشت و حركت زمين را به صورت فوق به عنوان يك نشانه توحيد مطرح كرد.
مسئله حركت زمين
رضايی اصفهانی يادآورشد: به طور كلی ميتوان نتيجه گرفت كه حركت زمين اجمالاً مورد پذيرش قرآن كريم بوده است؛ هر چند اين آيات به حركتهای متفاوت زمين اشاره ميكند و تنها يك حركت خاص را در نظر ندارد؛ نكته بعد آنكه تعبيرات قرآن و اشارات علمی آن به حركت زمين، بر خلاف هيأت بطلميوسی حاكم بر فضای علمی زمان نزول قرآن است؛ چرا كه در هيأت بطلميوسی زمين را ساكن و مركز جهان ميدانستند، اما قرآن سخن از حركت آن گفته است و اين يكی از مطالب علمی حق و صادق قرآن بود كه حدود 9 قرن بعد از نزول آن توسط امثال كپرنيك به اثبات رسيد و اين گونه عظمت قرآن و پيامبر9 را اثبات می‎كند.
وی گفت: خبر دادن قرآن از حركت زمين، هر چند كه عظمت قرآن را ميرساند، اعجاز علمی قرآن به شمار نميرود؛ چرا كه افرادی مثل فيثاغورث، فلوته خوس، ارشميدس، استرخوس ساموسی و كليانتوس آسوسی قبل از بطلميوس قايل به حركت زمين شده بودند.
رضايی اصفهانی عنوان كرد: پس قبل از اسلام دو ديدگاه در محافل علمی جهان در مورد حركت و سكون زمين بوده است كه ديدگاه حاكم و مشهور همان سكون زمين يعنی نظريه بطلميوس بود و ديدگاه مغلوب همان حركت زمين بود؛اعجاز علمی قرآن وقتی ثابت است كه قرآن نظريهای را ابراز كند و كسی نتواند مثل و مانند آن را به صورت عادی بياورد، در حالی كه نظريه حركت زمين قبل از قرآن آورده شده بود، ولی مشهور نبود؛ هر چند اين مطلب ضرری به عظمت قرآن نميزند چرا كه قرآن در عصری كه مشهور دانشمندان مقهور نظريه سكون زمين بطلميوس بودند، شجاعانه و با صراحت بر خلاف آن سخن گفت و مطالب علمی حق و صادقی را به جهان عرضه كرد كه قرنها بعد به صورت قطعی به اثبات رسيد.
قانون جاذبه
وی افزود: اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوی عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّى یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ» (رعد/ 2)؛ «خدا كسى است كه آسمان‏ها را، بدون ستون‏هایى كه آنها را ببينيد، برافراشت؛ سپس بر تخت (جهان‏دارى) تسلّط يافت؛ و خورشيد و ماه را رام ساخت هر كدام تا سرآمد معیّنى روان‏اند كارها را تدبير مى‏كند؛ آيات (و نشانه‏هاى خود) را شرح مى‏دهد؛ تا شايد شما به ملاقات پروردگارتان يقين پيدا كنيد».
عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) اظهاركرد: اين آيه با توجه به حديثی كه در تفسير آن وارد شده است، پرده از روی يك حقيقت علمی برداشته كه در زمان نزول آيات بر كسی آشكار نبود؛ چرا كه در آن زمان گمان ميكردند آسمانها به صورت كراتی تو در تو همانند طبقات پياز روی هم قرار دارند و چنين كراتی طبعاً هيچ كدام معلّق و بييستون نيست، بلكه هر كدام بر ديگری تكيه دارد، ولی حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات، علم و دانش بشر به اينجا رسيد كه افلاك پوست پيازی، به كلی موهوم است و آنچه واقعيت دارد، اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه خود معلّق و ثابتند بی‏آنكه تكيهگاهی داشته باشند و تنها چيزی كه آنها را در جای خود ثابت می‏دارد، تعادل قوة جاذبه و دافعه است كه يكی با جرم اين كرات ارتباط دارد و ديگری به حركت آنها اين تعادل جاذبه و دافعه به صورت يك ستون نامريی، كرات آسمان را در جای خود نگه داشته است.
وی گفت: حديثی كه از امير مؤمنان علی(ع) در اين زمينه نقل شده، بسيار جالب است؛ طبق اين حديث امام فرمود: «هذه النجوم التی فی السماء مدائن مثل المدائن التی فی الارض مربوطة كل مدينة الی عمود من نور؛ اين ستارگانی كه در آسمانند، شهرهايی هستند همچون شهرهای روی زمين كه هر شهری با شهر ديگر (هر ستاره‏ای با ستاره ديگر) با ستونـــی از نور مربوط است»؛ آيا تعبيری روشنتر و رساتر از ستون نامريی يا ستونی از نور در افق ادبيات آن روز برای ذكر امواج جاذبه و تعادل آن با نيروی دافعه پيدا می‏شد؟ سپس می‎فرمايد: خداوند بعد از آفرينش اين آسمانهای بی‏ستون كه نشانه بارز عظمت و قدرت بی‎انتهای اوست، بر عرش استيلا يافت؛ يعنی حكومت عالم هستی را به دست گرفت

رضايی اصفهانی اظهاركرد: در حديثى كه حسين بن خالد از امام على بن موسى الرضا(ع) نقل كرده، به اين معنى تصريح شده است. ايشان فرمودند: «سبحان اللَّه، اليس اللَّه يقول بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها؟ قلت بلى، فقال: ثم عمد و لكن لا ترونها؛ منزه است خدا، آيا خداوند نمى‏فرمايد بدون ستونى كه آن را مشاهده كنيد؟ راوى مى‏گويد: عرض كردم: آرى، فرمود: پس ستونهایى هست ولى شما آن را نمى‏بينيد» .
الف) آنكه كلمه «عمد» جمع است و به معنی «ستونها» ميباشد. پس هر چند تفسير آن به نيروی جاذبه ممكن است، ولی امكان دارد كه مقصود از ستونها چندين نيروی متفاوت باشد كه يكی از آنها نيروی جاذبه است و چه بسا آيندگان با پيشرفت علم آن را كشف كنند. پس حصر عمد (ستونها) در نيروی جاذبه، صحيح به نظر نميرسد.

ب) «سماوات» در قرآن معانی متعددی دارد؛ مثل: جهت بالا، جوّ زمين، كرات آسمانی، آسمانهای معنوی، ستارگان، سيارات و... . در اينجا در صورتی تفسير آيه به نيروی جاذبه صحيح است كه آسمان را به معنای «كرات آسمانی» معنا كنيم.

اما با توجه به سياق آيه 10 سوره لقمان كه در مورد نزول باران از آسمان سخن ميگويد و آسمانها را در مقابل زمين به كار ميبرد و در آيه 2 و 3 سوره رعد كه به دنبال ذكر آسمانها از خورشيد و ماه و سپس زمين سخن ميگويد، معلوم ميشود كه قدر متقين از آسمان در اين موارد، همان آسمان مادی يعنی كرات آسمانی يا طبقات جوّ زمين و... است.

نكته دوم ـ در مورد آيه 41 سوره فاطر نيز سه نكته تأملبرانگيز است.

يكی اينكه در اينجا هم بايد «آسمانها» را به معنای كرات آسمانی فرض كنيم.

دوم اينكه نگهداری آسمان و زمين توسط خدا را به معنای نگهداری آنها توسط نيروی جاذبه معنا كنيم. آری، ممكن است كه خداوند توسط وسايل و نيروهای متعددی آسمانها و زمين را نگهدارد تا منحرف نشوند كه نيروی جاذبه يكی از آنهاست نه تمام آنها. پس انحصار معنای آيه فوق در نيروی جاذبه صحيح نيست.

سوم اينكه اين آيه دو تفسير دارد و بر اساس يكی از آنها قابل انطباق با نيروی جاذبه است.

نتيجه آنكه احتمال دلالت آيات 10 سوره لقمان و آيه 2 سوره رعد بر نيروی جاذبه قوی است، ولی معنای آنها منحصر در نيروی جاذبه نيست، بلكه نيروی جاذبه يكی از مصاديق «عمد» (ستونها) ميباشد. به هر حال، اين يك اشاره علمی قرآن به شمار ميآيد كه با توجه به عدم اطلاع مردم و دانشمندان عصر نزول قرآن از نيروی جاذبه، عظمت قرآن كريم را در بيان اسرار علمی روشن ميسازد و ميتواند اعجاز علمی قرآن به شمار آيد (رضايی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، 1/ 155).
captcha