کد خبر: 2605358
تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۵

خودداری از گناه برای سلامت جامعه كافی نيست/ لزوم پايبندی به امر به معروف و نهی از منكر

گروه حوزه‌های علميه: خودداری انسان از گناه، برای سلامت جامعه كافی نيست و علاوه بر آن، بايد در برابر ديگران هم احساس مسئوليت كند و برای آنها آمر به معروف و ناهی از منكر باشد تا در ثواب عمل آنان شريك گردد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، آيت‌الله العظمی مظاهری در ادامه دروس اخلاقی خود به تشريح مراحل امر به معروف و نهی از منكر در جامعه پرداخت.
بنا بر اين گزارش، متن كامل سخنان اين مرجع تقليد به اين شرح است:
در جلسات گذشته بيان شد كه عمل به «امر به معروف و نهی از منكر» محتاج برخورداری از صبر اجتماعی است. همچنين بيان شد كه رستگاری، در اثر ايمان و انجام عمل صالح و اهميت به امر به معروف و نهی از منكر، نصيب انسان می‌شود.در اين جلسه به ادامه بحث پيرامون مراتب امر به معروف و نهی از منكر می‌پردازيم.
اولين مرتبه از امر به معروف و نهی از منكر اين است كه انسان به مؤمنين محبت بورزد و اعمال نيكوی آنها را دوست بدارد و نسبت به كافرين و گناهكاران و اعمال ناپسند و زشت، بغض داشته باشد.
ائمه طاهرين«سلام‌الله‌عليهم» با بيان روايت: «هَلِ الدينُ إِلا الْحُب وَ الْبُغْض‏»[1]، اصل و مغز دين را محبت و بغض دانسته‌اند. معنای تام اين روايت در خصوص برخورداری از ولايت اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» و محبت آنان و مودت ورزيدن به آن ذوات مقدس و همچنين دشمن دانستن دشمنان آن بزرگواران، صادق است. همانطور كه در زيارت عاشورا و ساير زيارات خطاب به اهل‌بيت «سلام‌الله‌عليهم» می‌خوانيم: «إِنی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُم‏»[2] يعنی من علاوه بر آنكه شما را دوست می‌دارم، به دوستان شما محبت دارم و نسبت به دشمنان شما و بدخواهان شما، دشمنی و بغض دارم. اما بايد دانست كه اين روايت شريف، منحصر در معنايی كه بيان شد نيست و مصاديق آن فراگير و عمومی است.
به عبارت ديگر، اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» به ما می‌فهمانند كه بايد نسبت به اهل ايمان و افراد با تقوا محبت داشته باشيم و آنان را دوست خود بدانيم و ضمن ادای احترام به آنها، از رفتار پسنديده ايشان خشنود باشيم. همچنين راجع به اهل گناه و معصيت و كسانی كه با رفتار زشت و ناپسند خود نسبت به ديانت و صفات پسنديده اخلاقی و انسانی، بی‌تفاوت و بی‌اعتنا هستند، بغض داشته باشيم. البته اين بغض به معنای بی‌تفاوتی نسبت به افراد گناهكار جامعه نيست. بلكه مؤمنين وظيفه دارند علاوه بر تلاش برای هدايت گناهكاران، به آنها دعا كنند و دوست داشته باشند آنان را از منجلاب گناه نجات دهند، اما به طور كلی بايد نسبت به گناه و معصيت و اعمال منافی عفت و مخالف ديانت، حالت تدافعی و مخالفت داشته باشند و با محبت ورزيدن به اهل معصيت، مشوق گناه آنان نشوند. به بيان ديگر، مؤمن بايد به گونه‌ای با گناهكار برخورد داشته باشد كه گناهكار به زشتی عمل خود و كراهت مؤمن از آن عمل ناپسند پی ببرد و از كردار زشت خود دست بردارد.
همچنين اهل ايمان بايد هنگام برخورد با افراد مؤمن و متقی، به ايشان بفهمانند كه از كردار پسنديده و صفات اخلاقی و دين‌داری آن افراد مسرور و خوشحالند و احترام ويژه‌ای برای آنها قائل باشند؛ هرچند آن افراد از مرتبه اجتماعی يا علمی ويژه‌ای برخوردار نباشند.
مرتبه بعدی امر به معروف و نهی از منكر اين است كه انسان با تلطف و مهربانی و به گونه‌ای كه احتمال تأثير داشته باشد، به گناهكار، تذكر زبانی بدهد. در واقع، از آنجا كه مؤمنين بايد نسبت به هم محبت داشته باشند و سكوت و بی‌تفاوتی انسان در مواجهه با گناه كسی كه او را دوست می‌دارد، خطاست، اهل ايمان وظيفه دارند متذكر بروز خطا يا گناه همديگر باشند.
اساساً امر به معروف و نهی از منكر به معنای نظارت مؤمنين بر همديگر است و از اين جهت «نظارت ملی» ناميده می‌شود. به عبارت دقيق‌تر همه افراد جامعه وظيفه دارند ناظر بر كردار و گفتار همديگر باشند و با خوش‌رويی يا ترش‌رويی و همچنين تذكر لسانی، مشوق اعمال نيكو و حسنات و خيرات و مانع ظهور و بروز گناه در جامعه شوند.
البته همانطور كه بيان شد، تذكر لسانی بايد همراه با ملاطفت و مهربانی و با احتمال تأثير باشد و مهمتر آنكه، منجر به ايجاد بحران و تنش در اجتماع نشود. مثلاً در جامعه فعلی كه وضعيت حجاب و عفاف، بسيار نگران‌كننده است، تذكر لسانی چند جوان مؤمن و انقلابی، به افراد بی‌حجاب و بدحجاب، احتمال تأثير ندارد و از اين جهت كه در جامعه تنش‌زا است، صحيح نيست. در چنين وضعيت اسفناكی، اصلاح ناهنجاری‌های اجتماعی وظيفه مسئولان مربوطه است كه اگر در انجام وظيفه كوتاهی كنند و برای بهبود وضعيت اخلاق جامعه و حجاب و عفاف، چاره‌ای نينديشند، مقصرند و بايد پاسخگو باشند.
امر به معروف و نهی از منكر، كه وظيفه همگانی است، بايد با رعايت آداب و مراتب آن همراه باشد و هرگاه احتمال تأثير آن نرود يا موجب ايجاد بحران و تنش اجتماعی گردد، وظيفه از افراد غير مسئول برای ساير افراد اجتماع كه نسبتی با آنها ندارند، ساقط است و اين وظيفه، به عهده مسئولان خواهد بود. اما اگر همه مؤمنين و همه افراد جامعه، به گناهكاران، با استدلال و با تواضع و مهربانی تذكر زبانی بدهند، حتماً تأثير خواهد داشت و چون در وضع فعلی، همه به اين وظيفه اساسی عمل نمی‌كنند، امر به معروف و نهی از منكر چند جوان نسبت به افراد كوچه و خيابان تأثير ندارد و از آنجا كه بحران آفرين و تنش‌زا است و مورد سوء استفاده بدخواهان و بيگانگان واقع می‌شود، به صلاح نيست.
افراد مؤمن و متقی، در وضعيت فعلی وظيفه دارند در خانواده، دوستان و اطرافيان، آمر به معروف و ناهی از منكر بوده، مراقب كردار و گفتار همديگر باشند. اهل ايمان بايد مانع بروز هرگونه گناه و معصيت، در بين افراد خانواده، دوستان و آشنايان شوند. يعنی علاوه بر اصلاح وضعيت حجاب و عفاف اطرافيان، با نظارت ملی، مانع حق‌الناس مالی و آبرويی ديگران باشند و به خصوص اجازه ندهند مجالس و جلسات دوستانه و فاميلی، به غيبت، تهمت يا شايعه آلوده گردد. گاهی مشاهده می‌شود افراد در جلسه‌ای نشسته‌اند و به راحتی شاهد غيبت، تهمت و شايعه هستند و در اين خصوص هيچ عكس‌العملی از خود نشان نمی‌دهند. اين سكوت و بی‌تفاوتی با نظارت ملی سازگاری ندارد و اگر همديگر را دوست دارند، بايد با تذكرِ زبانی، همراه با مهربانی و از سر خيرخواهی، مواظب گفتار و كردار هم باشند. اگر نظارت ملی به اين صورت در بين مؤمنين نهادينه شود، كسی جرأت اهانت يا تهمت يا شايعه‌سازی ندارد و جامعه با حاكميت صفا، صميميت و صداقت در آن، سالم و اسلامی می‌شود.
خودداری انسان از گناه، برای سلامت جامعه كافی نيست و علاوه بر آن، بايد در برابر ديگران هم احساس مسئوليت كند و برای آنها آمر به معروف و ناهی از منكر باشد تا در ثواب عمل آنان شريك گردد. پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلم» فرمودند:«مَنْ سَن سُنةً حَسَنَةً كَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ سَن سُنةً سَيئَةً كَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة»[3]
بر اين اساس، اگر آدمی ديگران را به انجام واجبات و اعمال نيك نظير نماز جماعت و خدمت به خلق خدا تشويق كند، از ثواب عمل پسنديده آنان بهره‌مند می‌شود و اگر كسی باعث گناه ديگران شود يا با وجود توانايی، مانع معصيت افراد جامعه نشود، در گناه آنان به همان اندازه شراكت دارد.
تقيد به ظواهر شرع و اجتناب از گناه و انجام واجبات، به صورت فردی كافی نيست و برای سلامت فرد و اجتماع نتيجه ندارد، بلكه انسان بايد علاوه بر خودسازی به ديگرسازی بپردازد و نسبت به افراد اجتماع كه براساس اشتراك ايمانی به آنها علاقه‌مند است، احساس مسئوليت داشته باشد و آنها را از گناه و معصيت باز دارد و به انجام واجبات و فرائض دينی و اعمال حسنه تشويق نمايد.
اجتناب انسان از گناه و بی‌تفاوتی او نسبت به گناه ديگران، نظير آن است كه خود از خوردن يك غذای زهرآلود و سمی پرهيز كند، اما ديگران را از خوردن آن منع نكند و به راحتی شاهد خوردن آن غذا توسط اشخاص ديگر و مسموميت آنان شود. اين، در حالی است كه گناه و آثار شوم آن، از هرگونه سم و زهر مهلكی خطرناك‌تر و مضرتر است؛ زيرا غذای سمی جسم آنان را معيوب می‌كند يا نهايتاً آنها را می‌كشد، اما گناه، روح انسان را از بين می‌برد و دل او را می‌ميراند و او را به سقوط و تباهی ابدی در دنيا و آخرت می‌كشاند. امام صادق«عليه‌السلام» می‌فرمايند: «گناه، از كاردی كه گوشت را پاره پاره می‌كند، برای گناهكار، برنده‌تر است[4]. معلوم است كه چنين كارد برنده‌ای، روح و دل انسان را قطعه قطعه می‌كند و از بين می‌برد.
در اين خصوص پدران و مادران وظيفه سنگينی دارند و ممانعت آنها از گناه فرزند و تشويق او به انجام واجبات و اعمال نيكو، كمترين وظيفه آنهاست. البته بايد آداب امر به معروف و نهی از منكر را مراعات كنند و مثلاً اگر دختر آنها بر اثر رفت و آمد با دوست بد، در رعايت حجاب سستی می‌كند، وظيفه دارند با تلطف و مهربانی و ارائه استدلال و با فروتنی و از سر خيرخواهی و محبت، اشتباه بزرگ او را متذكر شوند و او را از مسير انحرافی نجات دهند و به راه راست هدايت كنند. اگر پدر و مادر مشاهده كردند فرزند آنها دروغ می‌گويد، بدگويی ديگران را می‌كند و حرف‌های ركيك می‌زند، بايد با مهربانی و تشويق فراوان، از همان كودكی او را به راستگويی، صداقت و امانت‌داری دعوت كنند و صفات حسنه اخلاقی را در وجود كودك خود نهادينه كنند.
قرآن كريم در سوره لقمان، روش موعظه و نصيحت و به خصوص روش تربيت صحيح و اسلامی فرزند را با بيان نحوه موعظه لقمان حكيم و روش نصيحت فرزند توسط او، به ما آموزش می‌دهد: «وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ يا بُنَی لا تُشْرِكْ بِاللهِ إِن الشرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ»[5] براساس اين آيه شريفه، وقتی لقمان می‌خواهد فرزند خود را از شرك ورزيدن به حق تعالی نهی كند، ابتدا با جمله محبت‌آميز «يا بنی» نسبت به او ملاطفت می‌كند و با مهربانی او را مورد خطاب قرار می‌دهد. سپس موعظه خود را بيان می‌كند و بلافاصله، استدلال آن موعظه را ارائه می‌نمايد. بدين ترتيب می‌گويد: ای پسر عزيزم، به خدا شرك نورز، زيرا شرك، ظلم بزرگی است.
بنابراين امر به معروف و نهی از منكر، به خصوص از سوی پدر و مادر، بايد با مهربانی، فروتنی، احترام و با اقامه دليل باشد و پدر و مادر هنگام موعظه فرزند، بر اعصاب خود مسلط باشند و با آرامش و بدون هيچ‌گونه تندی و عصبانيت، فرزند خود را نصيحت كنند، زيرا تندی، فرياد و عصبانيت در توصيه و موعظه، نه تنها تأثير ندارد، بلكه اثر سوء و نتيجه منفی به همراه خواهد داشت.
همچنين توصيه و نصيحت تحميلی و اجباری، هيچ‌گاه نتيجه ندارد. موعظه بايد با دليل و برهان همراه باشد كه شخص مقابل، به علت زشتی كار خود پی ببرد تا از انجام آن خودداری كند و توصيه اجباری و تحميلی، اگر چه ممكن است به صورت موقتی با عمل همراه باشد، اما بذر لجاجت و لجبازی را در نهاد آن شخص، می‌كارد و به محض رفع اجبار، به همان حالت اول و حتی بدتر از آن برمی‌گردد.
گناهان چشم، زبان و گوش بسيار مهم هستند و در سقوط و انحراف انسان تأثير به سزا دارند. از اين رو امر به معروف و نهی از منكر راجع به اين گناهان، وظيفه اساسی همگان مخصوصاً پدر و مادر نسبت به فرزند و دوستان نسبت به يكديگر است. اما اگر مثلاً پدر و مادر با تندی و عصبانيت به فرزند خود بگويند: نگاه آلوده نداشته باش، سخنان ركيك بر زبان جاری نكن و به موسيقی مطرب و تحريك آميز گوش نده، موعظه ‌آنها اثربخش نيست؛ بلكه آنها بايد با مهربانی، در فضايی سرشار از محبت و دوستی و با جملات و كلمات محبت‌آميز به فرزند خود بگويند: فرزند عزيزم، نگاه‌آلوده، نگاه شهوت انگيز و حتی نگاه بيهوده، برای آينده تو و برای سعادت تو مضر است و به نفع تو است كه از چنين نگاه‌هايی پرهيز كنی. بعد به او بگويند: پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلم» می‌فرمايند: «إِياكُمْ وَ فُضُولَ‏ النظَرِ فَإِنهُ یَبْذُرُ الْهَوَى‏»[6] فرزند عزيزم بنابر فرمايش پيامبر گرامی، نگاه اضافی و بيهوده، بذر هوی و هوس را در دل تو می‌كارد و هوی و هوس، عامل سقوط و انحراف تو و مانع پيشرفت معنوی و حتی مانع موفقيت در امور دنيايی توست و به اين دليل برای توصيه خود، به اقامه دليل و بيان استدلال متوسل شوند.
در اينجا جا دارد به يادآوری يك تذكر اخلاقی بپردازيم. متأسفانه در جامعه فعلی اعمال لغو و بيهوده و بدون نتيجه فراوان يافت می‌شود. اگر انسان مرتكب گناه چشم، گوش و زبان شود كه دچار خسران عظيم می‌شود، اما بحث ما در اعمال لغو و بيهوده است كه نتيجه دنيوی يا اخروی خاصی ندارد. در كلام اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم»از «فضول العين»[7] و «فضول الكلام»[8] مذمت شده و به ترك آن امر شده است. همچنين خداوند متعال در سوره مؤمنون می‌فرمايد: «بِسْمِ اللهِ الرحْمنِ الرحيمِ‏ ، قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ، الذينَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ، وَ الذينَ هُمْ عَنِ اللغْوِ مُعْرِضُونَ»[9]
اين آيات، پس از آنكه افراد مؤمن را رستگار و سعادتمند می‌شمارد، برخی از صفات آنها را بيان می‌دارد و می‌فرمايد: مؤمنين كسانی هستند كه مقيد به نمازند و نماز را دوست دارند و نماز خود را در اول وقت، با جماعت و با ادب حضور می‌خوانند و از نماز شب هم غافل نيستند. سپس می‌فرمايد: مؤمنين كسانی هستند كه از اعمال لغو و بيهوده اعراض دارند و دوری می‌جويند.
نگاه اضافی و صحبت اضافی و بيهوده، لغو است. اگر انسان در خيابان در حال راه رفتن و طی مسير است، بايد سر به زير باشد؛ زيرا نگاه بيهوده او به اطراف، مصداق لغو است. همين نگاه‌های بی‌هدف و بيهوده است كه هوی و هوس و تخيلات و توهمات شيطانی را در دل انسان بارور می‌كند و ارتكاب گناه و معصيت را در پی خواهد داشت.
نعمت چشم، يكی از ارزشمندترين نعمت‌هاست و بايد از آن به بهترين وجه استفاده كرد، اما متأسفانه بسياری از مردم چندين ساعت از وقت گران‌بهای خود را صرف ديدن فيلم و سريال بيهوده و بی‌نتيجه با چشم می‌كنند. عمر انسان بايد صرف تلاش برای آبادانی دنيا و آخرت شود و چشم، وسيله بسيار مناسبی برای مطالعه، تحقيق و فراگيری نكات آموزنده علمی، اخلاقی و معنوی است. جای تأسف دارد كه برخی چند ساعت در مقابل تلويزيون می‌نشينند و در پاسخ به اين سؤال كه در ازای چند ساعت ارزشمند كه صرف كرديد و دو نعمت ارزشمند چشم و گوش خود را در اين راستا به كار گرفتيد، چه دستاورد علمی، اجتماعی، اخلاقی يا سياسی داريد، هيچ پاسخی برای ارائه ندارند.
آن كسانی كه در دنيا پاسخی برای اين سؤال ندارند، در قيامت و در اولين بازپرسی، متوقف خواهند شد. پيامبر اكرم«صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌وسلم» فرمودند: بنده، در قيامت، پيش از آنكه قدم از قدم بردارد، در يك بازپرسی، بايد به چهار پرسش اساسی پاسخ دهد: «إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ لَا یَزُولُ الْعَبْدُ قَدَماً عَنْ قَدَمٍ حَتى یُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعَةِ أَشْیَاءَ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاه وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَیْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا ذَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبنَا أَهْلَ الْبَیْت‏»[10] بر اين اساس، بندگان، قبل از رسيدن به صف محشر و پيش از آغاز محاسبه‌ حساب، بايد پاسخ‌دهند كه عمر خود را چگونه گذراندند؟ جوانی خود را در چه راهی صرف كردند؟ مال خود را چگونه به‌دست آورده، در چه مسيری صرف كردند؟ و محبت آنها به اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» چه ميزان است؟ اگر كسی نتواند در آن بازپرسی به اين سؤالات پاسخ دهد، متوقف می‌شود و عبور او و رسيدن به منازل ديگر قيامت، مشكل است.
نعمت عمر و نعمت جوانی بسيار ارزشمند است و بايد از آن به خوبی استفاده شود. حتی اينكه برخی می‌گويند: عمر طلا است، ارزش عمر را تنزل می‌دهند؛ زيرا اگر از عمر به خوبی استفاده شود، حتی يك ساعت آن، می‌تواند انسان را به بهشت و به سعادت و كمال ابدی برساند و عاقبت او را به خير كند. ارزش و بهای بی‌نظير نعمت جوانی را افراد سالخورده كه از آن بهره‌مند نيستند، بهتر می‌فهمند. حتی دانشمندان، علما و مراجع تقليد كه در جوانی بسيار در تحصيل علم كوشيده‌اند و از لحظات عمر خود بهره جسته‌اند، هنگام پيری و ناتوانی كه ديگر توان و نشاط لازم را ندارند، افسوس دوران جوانی را می‌خورند و آرزوی برخورداری از نيروی جوانی را دارند.
جوانان ايرانی بايد بيش از اين فعاليت داشته باشند و در عرصه‌های علمی، فرهنگی، توليدی و خدماتی، نهايت استفاده را از گوهر گران سنگ وقت و فرصت ببرند.
متأسفانه آمار بهره‌مندی جوانان ايرانی از وقت و ميزان مطالعه يا ميانگين فعاليت در كشور ما در مقايسه با ساير كشورها، وضعيت نامطلوب و تأسف‌باری دارد و عيب بزرگی برای جوانان ايرانی محسوب می‌شود. تأسف بيشتر و خسارت عظيم‌تر، هنگامی است كه علاوه بر اتلاف وقت و از دست دادن فرصت‌ها، عمر گران‌بهای انسان صرف گناه و معصيت شود.
امروزه بسياری از جلسات، ميهمانی‌ها و جشن‌های عقد و عروسی، افزون بر فرصت‌سوزی، با گناهانی نظير غيبت، تهمت و شايعه‌پراكنی طی می‌شود. به جای آنكه افراد حاضر در جشن عروسی يا ميهمانی، چند ساعت از آموخته‌های علمی و معنوی همديگر بهره ببرند و جلسات خود را به محيط فراگيری علم و دين مبدل سازند و به تهذيب نفس و خودسازی اخلاقی يكديگر كمك كنند، چند ساعت غيبت می‌كنند، تهمت می‌زنند و نسبت ناروا و ناپسند به ديگران می‌دهند و متأسفانه تصور می‌كنند اتفاق خاصی نيفتاده و به آنها خوش گذشته است، در حالی كه قرآن كريم اين گناهان را بسيار بزرگ می‌شمرد و مسلمين را از ارتكاب اين‌گونه اعمال ناپسند بر حذر می‌دارد: «وَ تَحْسَبُونَهُ هَيناً وَ هُوَ عِنْدَ اللهِ عَظيمٌ»[11] امر به معروف و نهی از منكر مراتب ديگری نيز دارد كه برخی مربوط به حكومت و بعضی بر عهده مردم است.
پی‌نوشت‌ها
=============
1. تفسير فرات الكوفی، ص 430.
2.‌ كامل الزيارات، ص 176و 303 و 315
3.‌ الفصول المختاره، ص 136
4.‌ الكافی، ج 2، ص 272
5.‌ لقمان، 13
6.‌ عدّة‌الداعی، ص 313
7.‌ ر.ك: بحار الانوار، ج 69، ص 199؛ مجموعه ورام، ج 1، ص 234
8.‌ ر.ك: الكافی، ج 1، ص 17؛ غرر الحكم و درر الكلم، ص 212؛ مكارم الأخلاق، ص 467
9.‌ مؤمنون، 1 تا 3
10.‌ جامع الاخبار، ص 175
11.‌ نور،
captcha