کد خبر: 2605699
تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۵
چگونگی الگوبرداری از ساختار فرهنگ دفاع مقدس در سبك زندگی/3

چون لياقت و سعادت شهادت را نداشتم نگران اعمال خود شدم

گروه جهاد و حماسه: نامه‌هايی كه شهدا در زمان جنگ به خانواده‌های خود ارسال می‌كردند سرشار از عرفان و درس عملی برای يافتن سبك زندگی است، شهيد ابراهيم بيگی در نامه‌ای به همسرش نكاتی را مطرح می‌كند كه هر خواننده‌ای را به فكر فرو می‌برد كه تا چه اندازه از سيره شهدا دور مانده‌ايم.

شهيد ابراهيم بيگی، جوان خود ساخته‌ای بود كه فكرهای بزرگ در سر می‌پروراند و با اهداف مقدس و آرمان‌های بزرگی كه داشت زندگی می‌كرد. وی در نامه‌های خود به همسرش نكات اخلاقی و عملی را مطرح می‌كند كه اگر ندانی او كيست حتما گمان می‌بری كه استاد اخلاقی اين چنين سخن گفته.
شهدا هنگام دوری از خانواده می‌توانستند از غم دوری و مسايل روزمره زندگی سخن بگويند ولی آنها همان تكه كاغذ را غنيمتی برای بيان اصول زندگی و جاودانه‌های زندگی می‌دانستند. در ادامه نامه شهيد ابراهيم بيگی به همسرش را می‌آوريم:
با سلام و درود به امام زمان و شهيدان عمليات جديد و ديگر شهدای عمليات‌های سابق. عمليات كربلای حسينی تا عمليات‌های فعلی در سرتاسر جهان و به مفقودين و اسرا و به راهيان كربلا. انسانی كه برای رضای خدا جان به كف گرفته در دادن آن به صاحبش دريغ نمی‌كند.
و سلام به شما خانواده‌ها كه چشم به فرج آقا امام زمان(عج) و طول عمر نايبش و پيروزی رزمندگان به ياری الله دوخته و دعای خير خودتان را بدرقه راهشان كرديد. الحمدالله در زمانی واقع شديم كه به لطف خدا دارای زمام دارانی كه رهبری تاريخ به جز معصومان به خود نديده و امتی كه تاريخ فقط يك بار آن‌هم معدودی در زمان امام حسين(ع) بوده واقع شديم كه چه سعادتی هم صحبت شدن با آنان است.
همسنگر شدن با آن لياقت و در كنار آنان واقع شدن باعث شناخت خود و حضور در جبهه شاهد امدادهای غيبی و دست يداللهی و چه چيزی بالاتر از اين كه تكليف است كه چه خوب كه من و ما به تكليف را شناختيم و چقدر بهتر كه به آن عمل كرديم.
ولی افسوس كه ما در علائق مادی حل شديم. چشم به دنيا دوختيم، من در اين عمليات با چشم دنيائيم ديدم كه چقدر دل به دنيا بستم تا زمانی كه چنين است از شهادت خبری نيست.
از اينكه لياقت و سعادت شهادت را نداشتم نگران اعمال خود شدم. بيم پيدا كردم كه راستی چه بايد كرد راستی آيا ما اخلاص داريم راستی خدايا آيا من بد هستم. كه اگر می‌خواهی مرا امتحان كنی يا نمی‌دانم صلاح در چيست. در هر صورت در اين عمليات دست رد شهادت در ديدار خدا، زيارت اولياءالله و رسيدن به حضور شهدا را در سينه‌ام احساس كردم.
خدايا تو مرا در راهت حفظ كن، تو عاقبت مرا شهادت قرار بده، تو دين مرا سلام دار، مهم نيست اگر دير هم شد اشكال ندارد. پروردگارا بين من و دنيا طوری فاصله بيانداز كه جز تو و رضای تو و دين تو و قرآن تو نيستم.
همسرم با سلام ديگر به حضورت آرزوی صحت و سلامت برای تو و فرزندم مهدی می‌كنم. همسرم سلام مرا به مادرم و خواهر و برادرم برسان. انشاءالله بعد از مدتی حتما به خانه خواهد آمد من هم صحيح و سلامت هستم. بعد از عمليات است ما به عقب آمديم و در حال استراحت هستيم.
اينها امتحان است كه خداوند هر چه بها دارد به سر بندگان مقرب درگاهشت هست. لذا ايوب‌وار صبر را پيشه بلكه استقبال هم می‌كنيم. ما سعادتمنديم كه چرا خداوند نظری كرده حداقل ما را مورد نظر دارد، انسانی مورد امتحان قرار می‌گيرد كه در درگاهش دارای قرب باشد و لا غير.
همسرم نگران حال من مباش از اينكه نتوانستم حقوق حقه تو را اهدا كنم حلالم كن، تو با من هم‌قدم بودی. تو با من بيشتر از آن كه من توقع داشتم مدارا كردی خداوند خير در دنيا و آخرت نصيب فرمايد.
captcha