کد خبر: 2605733
تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۲

سنگر‌های عاشقی و مسلكی از جنس نور/ خط امام‌(ره) در نسل‌های انقلاب جاريست

گروه جهاد و حماسه: به ياد داشته باشند، آنانی كه فراموش كرده‌اند، خط امام‌(ره) را؛ سنگرهای عاشقی‌مان برای دفاع از آرمان‌ها و راهش هنوز برپاست؛ راه امام(ره) در نسل‌های پس از انقلاب جاری و جاويدان است و غبار گذر تاريخ هرگز بر روی آن نخواهد نشست.

بارها شنيده‌ام كه می‌گويند شهدا شرمنده‌ايم، دلم می‌گيرد از شنيدن اين شرمندگی، دلم پر درد می‌شود از صدای ندامتی كه از ميان انبو‌ه نوای سردرگم اين روزهايمان شنيده می‌شود اما گاهی با خود می‌گويم: شرمندگی ما را چه سود؟؟؟
چه كرديم برای جبران، برای دوباره بنا نهادن آجری از ديوار فروريخته آرمان‌هايشان از ديواری كه با سختی تهاجم‌ها و جنگ نرم، آن را می‌كوبند و فرومی‌پاشند.
اما اين روزها بيش از گذشته حس می‌كنم، با دستانی خالی به دنبال هويتی می‌گرديم كه در بطن آرمان‌های ناب اين فرشتگان خلاصه می‌شد و ما مانديم و گذر از آن پيچ تاريخی و حساس، پيچی كه شايد در راهش، همه چيزمان را ببازيم و يا بر عكس بدست آوريم و خوشا به‌ حال آنان‌كه در زمره به‌دست آوردگان‌اند.
شرم جوان بودن دارم در اين روزگار، شرم جوان بودن و نديدن، شرم جوان بودن و گذشت نكردن، شرم جوان بودن و دل‌بستن. آری شهدا شرمنده‌ايم؛ ای شهدای گمنام، در گمنامی هم مشتركيم، شما نيز پلاكتان را گم كرده‌ايد و ما هويتمان را، اما راه خمينی(ره)، راه اسلام بود و راه شهدا، از مسير حق‌طلبی و ظلم‌ستيزی می‌گذرد و امروز نيز نخواهيم گذاشت، با قلم‌های ننگين، راهتان را در ميانه بيراهه‌های خود، پنهان كنند.
در روزگاری كه پايه‌های محكم آرمان‌های اين انقلاب مردمی و اسلامی، گاهی دستخوش جنگ نرم شده است؛ اين بار می‌توان فرياد زد كه از ماست كه بر ماست و تيری كه عقاب را نشانه رفته است، از پر‌های خود عقاب، ساخته می‌شود.
در روزگاری كه جهانی عليه كشوری می‌ايستند و می‌تازند، در روزگاری كه بمب‌های شيميايی لابه‌لای شبكه‌های پر زرق و برق ماهواره‌ای و در ميان شبكه‌های اجتماعی رها شده است، اندوهی عميق بر قلبمان نشسته كه چرا دير به خود آمديم و فارغ شديم از زدن ماسك‌های ضد بمب‌های جنگ نرم.
و كجايند آنانی كه ماسك‌های خود را بر صورتمان بنهند تا استنشاق نكنيم اين هوای آلوده دورويی و دوری را. آری دوری از فرزانه‌ای كه با نوای الهی خود، جوانانی درست هم‌سن و سال امروز ما را، غرق در نورانيت و معنويت «خداوند تبارك و تعالی» نمود.
بزرگ‌مردی از تاريخ كه نامش هميشه زنده و جاويد بود، همان فرزانه انقلاب كه نامش برای هم‌نسلان من كه از او جز تصاويری و صدايی از شبكه‌های تلويزينی به ياد ندارند، هنوز زنده است؛ نامش برای مايی كه اميدش بوديم، جاويد است.
و امروز چه ننگين است بار شكستن اين قداست توسط نزديك‌ترين‌هايش، توسط آنانی كه همر‌اه و هم‌نفسش بودند؛ و كاش لحظه‌ای از قداست آن خورشيد تابناك بهره می‌جستيم. امروز چه پر درد است، روا دادن سخنانی به آن بزرگ مرد تاريخ انقلاب اسلامی ايران، كه دشمنانش نيز در مقابلش، سر تعظيم و خضوع و احترام فرود آوردند.
چه پر درد است ای امام(ره) و ای بزرگ‌مرد انقلاب، برای مايی كه چيزی از شما نشناختيم و برای آنانی كه پا در راه بی‌پايان وصال، همراهتان شدند، همانانی كه اين روزها عجيب شرمنده‌شانيم.
چه پر درد است اين تهمت‌ها و توهين‌هايی كه بغضی در گلويمان می‌نشاند از مظلوميت نظامی كه آن را بر پايه دستان ستم‌كشيدگان بنا نهاديد و مانديد و دستانشان را در دستان گرمتان گرفتيد؛ مانديد تا ذره‌ای از خاكمان، در دستان بيگان‌های اسير نشود؛ آمديد و مانديد تا تجربه‌های تلخ روزگار ننگين تركمن‌چای و گلستان در تاريخ ايران ما تكرار نشود.
و دلمان پر درد شده است امام(ره). پر درد از ماتم اين روزهايمان كه آرمان‌هايتان، آرمان‌های اين انقلاب مردمی را دستخوش شادی‌های گاه و بی‌گاه خود كرده‌اند؛ بغضی در گلويمان می‌نشانند اين مردمان سخيفی كه بی مهابا بر شما می‌تازند، بر شعار و آرمان‌هايتان و فراموششان شده است، گرچه نبوديم و نديديم چهره نورانی‌تان را اما خوب يادمان مانده است كه اميد شما، به ما دبستانی‌ها بود.
و كلام پايانی، به آنانی كه پدر برايشان از همان روزهای پر درد و رنج جنگ، در قاب عكسی خلاصه شد كه پيشوند شهيد بر آن نهادند؛ به آنانی كه فرزند، برادر و همسر برايشان تنها نگاهی بود در چارچوب عكسی و تنها سنگ قبری...
به آنانی كه حتی در آرزوی به آغوش كشيدن پيكر عزيزان گمنام خود سوختند، به همان‌هايی می‌گوييم كه اين روزها با شنيدن «دُرافشانی‌های»بی‌بهره‌گان از مسلك خمينی(ره)، دلشان پر درد است؛ بغض در گلو همراه و هم‌پايتان هستيم و فرياد می‌زنيم راه شهدا و راه خمينی(ره)، مسلك عاشقی‌مان است.
امام(ره) برای نسل دوم و سوم و چهارم انقلاب، هنوز همان بزرگ‌مرد والايی است كه سخنش، سنجيده بود و لبخندش، يادآور نورانيت خدايی شدن. و آن سخنان و آن نگاه پر مهر، بيش از هر كسی مهربان بود، برای فرزندانش كه نهال انقلاب را با قطرات پر قداست خون خود آبياری كردند.
طاهره رفعت
captcha