حجتالاسلام والمسلمين احمد ابوترابی، مدير مركز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: بررسی موضوع تمدنسازی و ارتباط آن با فقه نيازمند تعريف دقيق در حوزه تمدنسازی است؛ تمدنسازی تعابير مختلفی دارد كه البته میتوان آن را با همه مولفههايش تعريف كرد.
مدير مركز پژوهشی دائرهالمعارف علوم عقلی اسلامی افزود: اگر اين تعريف را با همه مولفههايش بيان كنيم بايد بگوييم رابطه آن با فقه در برخی از اصول آن از جمله فرهنگ و دين و مباحث اجتماعی و علمی رقم میخورد.
اين مدرس حوزه عنوان كرد: اگر تعريف تمدن را در قالب بحث علمی آن مورد توجه قرار دهيم بايد دو حوزه علوم تجربی و علوم انسانی را از هم متمايز كنيم؛ زيرا در اين حوزه رويكرد تمدنی و ارتباط آن با دين متفاوت خواهد بود؛ اگر علوم را به معنای تجربی در نظر بگيريم، تكنولوژی هم در علم میگنجد.
ابوترابی يادآور شد: در عرصه بازشناسی حضور دين در تمدنسازی بايد به اين عرصه نگريست كه همه آموزههای اسلامی بايد در اين عرصه به كمك بيايند و تمدن اسلامی نيز تمدنی است كه برگرفته از عناصر مختلف فرهنگی، اجتماعی، سلامت، سياسی، علمی و... است كه منطبق بر آموزههای دينی باشد؛ در اين بين فقه ما تنظيم كننده اين روابط در حوزه جزييات و كليات است.
وی گفت: در اين حوزه نبايد فقه را در رابطه مستقيم با تمدنسازی در نظر بگيريم به اين مفهوم كه فقه جزيی از دين است و دين به طور كلی دارای چند وجه مهم است كه يكی از ابعاد آن، فقه است؛ فقه صرفا به تنظيم روابط و صدور حكم میپردازد ولی دايره اعتقادات و فرهنگ و ارزشهای دينی نيز رابطه مستقيم و مهمی با تمدنسازی دارند كه البته فقه به نوعی تنظيم كننده اين روابط است.
اين استاد حوزه يادآور شد: نكته ديگر آن است كه هيچگاه نبايد از آموزههای دينی انتظار داشته باشيم كه كل نظام تمدنی را در ابعاد مختلف آن از جمله علمی با ريز جزييات آن بسازند؛ دين به طور كلی مجموعهای ارزشها و اعتقادات و احكام و آموزههاست كه زمينهساز سعادت بشر است؛ در علوم انسانی حيثيتهای دينی مستقل داريم كه به راحتی میتوان آنها را با اصل دين پيوند زد همچون مديريت اسلامی، سياست اسلامی و... ولی در علوم تجربی تعامل دين با علم تغيير میكند.
مدير مركز پژوهشی دائرهالمعارف علوم عقلی اسلامی بيان كرد: در حوزه علوم تجربی و حسی نمیتوانيم عنوان كنيم كه از آموزههای دينی و قرآنی فلان فرمول رياضی و صنعتی و فيزيكی و شيميايی كشف شد؛ يا اينكه بگوييم كه در داروسازی چنين فرمولی از منظر اسلامی به دست آمد؛ كما اينكه قرآن و ائمه(ع) ما اشاراتی برای حل مشكلات مردم داشتهاند ولی به طور كلی مبانی عقلی و روايی ما به منظور جهت دهی علوم تجربی و حسی است.
اين پژوهشگر حوزوی يادآور شد: آموزههای اسلامی و فقه ما وقتی به سراغ اين حوزه از تمدن انسانی میرود از اين حيث به مسئله مینگرد كه اين علوم و اين دستاوردهای بشر با چه روشی و در چه قالب و با چه هدفی ايجاد شده است و در مرحله دوم سعی میكند به نحوی اين چيدمان را تنظيم كند كه برآيند آن، سعادت بشر باشد؛ به همين ترتيب كه مثلا در دارو سازی و اكتشافات علمی پزشكی از چه روشهايی چه نتايجی به دست میآيد، در آن صورت كار فقه و دين شروع میشود كه رصد كند كه آيا اين دستاورد با موازين شرعی و اسلامی همخوانی دارد يا خير؛ زيرا دين محدود كننده زندگی آدمی نيست بلكه كار دين زدودن زوائد و مشكلات از زندگی بشر و هدايت آن به سوی كمال است.
وی گفت: در اين قالب تمدن اسلامی در اين تعريف خلاصه میشود كه همه امور جامعه در يك جريان و خط سير دينی به سعادت مردم و جامعه منجر شود و هر دستاورد بشری چه در حوزه نرم افزاری و سخت افزاری در قالب و جهت گيری دينی ارايه شود؛ مثلا در نگاه تمدنی اسلامی كه رهبر انقلاب مطرح میكنند دستيابی به دانش هستهای يك ضرورت و ساخت بمب هستهای ممنوع میباشد؛ زيرا اين بمب سعادت بشر را به مخاطره میاندازد و در اسلام به طور كلی ساخت و استفاده از سلاح كشتار جمعی مردود است.
ابوترابی بيان كرد: برای اينكه آموزههای دينی و فقه در راستای جهتدهی به جريان تمدنسازی قرار بگيرند نيازمند حضور جدی حوزه هستيم؛ حوزههای علميه ما به اين عرصه نيازمند هستند و بايد برای آن برنامهريزی دقيق داشته باشند؛ مثلا در حوزه علوم انسانی اگر بخواهيم نظام حقوقی و سياسی اسلام را ترسيم كنيم بايد بدانيم جهان امروز چه میگويد و ما چه پاسخی داريم كه به آنها بدهيم؛ اين كار، كار ارگانی حوزه است كه بايد نسبت به آن هم حساسيت داشته باشد و هم برنامه و راهكار؛ قدم اول اين است كه حوزههای ما تخصصی شوند كه خوشبختانه جريان تخصصی شدن كار در حوزه به خوبی در حال انجام است و شاهد اين ادعا نيز شكلگيری انجمنهای متعدد علمی در حوزه است.
مدير مركز پژوهشی دايرهالمعارف عقلی اسلامی يادآورشد: بايد مسايل امروزی از جمله حكومت، سياست و ... را در مرحله اول مدون و دقيق كنيم و سپس با دريافت و دسته بندی سوالات در اين زمينهها و با كمك گرفتن از فقه به مجموعه روشهای حل آنها برسيم؛ خوشبختانه فقه و حوزه ما نيازمند مجموعه روشها و متدلوژوی علوم دينی برای دستيابی به مبانی تمدن اسلامی ندارد زيرا بزرگان ما بيش از هزار سال پيش اين كار را كردهاند؛ آنها اين موضوعات را در حوزههای مختلف پژوهشی تنظيم كردهاند؛ اين متدولوژی در اختيار حوزههاست و تنها كار آنها اين است كه در ابتدا مسايل را به خوبی بشناسند و با قراردادن هركدام از اين حوزهها در قالب اين روشها، به پاسخ قطعی برسند.
وی تصريح كرد: در حوزه فقه حكومتی و مسايل اجتماعی و مديريتی و اقتصادی و تكنولوژيكی و علوم تجربی به راحتی میتوان با ايجاد قواعد فقهی مبتنی بر روشهای دينی به تنظيم قواعد و ساختارها پرداخت؛ امروزه در اين حوزه نيازهای كلی وجود دارد كه حوزه بايد به آنها به خوبی بپردازد.