کد خبر: 2609168
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۶

تمدن‌ فانتزی غرب حقيقی و ريشه‌دار نيست/ صدور وحشت؛ حاصل اين تمدن‌‌

گروه حوزه‌های علميه: تمدن‎ فانتزی و براق غربی تمدن‎ حقيقی و ريشه‎دار نيست؛ آثار منفی و سوء تمدن غربی امروز آشكار شده، زيرا نتيجه آن، جنگ‎های جهانی و منطقه‎ای، تروريسم، جاه‎‎طلبی‎ها، انحصارات اقتصادی، سياسی، فرهنگی و... بوده كه حاصل همه آنها، صدور وحشت است.

حجت‎الاسلام والمسلمين سيدصمصام‎الدين قوامی، مدير بنياد فقهی مديريت اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) در رابطه با بحث تمدن‌سازی اسلامی گفت: پيامبر(ص) پس از تثبيت دين و حكومت، اقدام به تشكيل مدينه كردند كه اين كار را ده ساله انجام دادند؛ تمدن دينی دارای تشكيلاتی بنا شده از سنت‏‎ها، بينش‌ها و عقايد و احكام است كه بنيان آن با توحيد و معاد و انسان كامل و نبوت كامل می‎شود.
وی افزود: در حقيقت نگاه دينی دارای چند بسته مهم است كه يكی از آنها بسته ارزشی است؛ در حقيقت پس از بسته بينش‎ها بسته ارزش‎ها از سوی خداوند به مردم عرضه شده است و در آخر سر يك بسته پيشنهادی نظام احكامی و روشی نيز عرضه شده است كه در آن سبك زندگی و مقررات زندگی بيان شده است.
قوامی يادآور شد: گفتنی است كه اين سه بسته بر هم استوار است كه ارزش و اخلاق پايه اصلی و بعد از آنها روش و قانون است كه از سوی خدا برای انسان فرو فرستاده شده است؛ اگر همين سه را درست در نظر بگيريم می‎توانيم تمدن اسلامی خود را معماری و مهندسی كنيم؛ در حقيقت تمدنی كه از اين سه بسته پديد می‎آيد در هزاره سوم نيز قابل اعتقاد است.
مدير بنياد فقهی مديريت اسلامی گفت: در تمدن اسلامی يك حركت از مبدا به مقصد ايجاد می‎شود و دنيا مقدمه آخرت پنداشته شده است و اگر هم تمدنی از سوی مسلمانان ايجاد می‎شود، زمينه و مقدمه‎ای برای آخرت است؛ در تمدن اسلامی عنوان می‎شود كه بايد ديد افراد تابع اين تمدن به قدری وسيع باشد كه با احداث چند پل و مترو و ساختمان‎های مدرن گمان نكنند كه به آخرين حد از پيشرفت و تعالی رسيده‎اند؛ در حقيقت چشم انداز آنها بايد بسيار وسيع‎تر باشد.
قوامی يادآور شد: بايد اين فرض را در خصوص تمدن اسلامی داشت كه «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» اساس و كليد تمدن است؛ يعنی تمام رب‎ها و رب‎النوع‎ها و هوس‎ها و بت‏ها از مسير الله كنار می‎رود، خدا مير و مدبر و خالق انسان است؛ ساختار تمدن اسلامی همين عقايد است و بعد نوبت به اخلاقيات می‎رسد كه يك مجموعه منظم و هدفمند است؛ از اينكه قوه شهويه و غضبيه و واهمه می‏تواند چگونه با هم هماهنگ شود در مرحله اول شهوت‎ها سازماندهی می‌شوند، غضب‎ها كاناليزه می‌شوند و به دافعه تبديل می‌شوند و واهمه‎ها سازماندهی می‌شوند؛ پس اگر اين ارزش‏ها سازماندهی شود ارزش‏های تمدن اسلامی تشكيل شده و مدينه اسلامی درست می‎شود.
مدير بنياد فقهی مديريت اسلامی افزود: در اين راستا بايد ببينيم پيامبر(ص) در آن ده سال چه احكام و قوانينی ارايه كرد و چه مقرراتی را ارايه داد و چه روش‎های زندگی را دوست داشت و پس از آن نوبت ماست كه بر اساس اقتضای زمانه به آنها عمل كنيم؛ تنها راهی كه می‎شود مدينه پيامبر(ص) را به هزاره سوم منتقل كرد مسئله اجتهاد است و به تعبير بهتر بايد گفت كه هيچ راهی جز اجتهاد نيست؛ برای اينكه نظام جمهوری اسلامی به مدينه نبوی متصل شود تلاش علمی بسياری نياز است؛ اين تلاش علمی بايد با اجتهاد همراه باشد بايد آن بسته‎ها به اقتضای هزاره سوم برای مردم ارائه و مورد عمل قرار گيرند تا بنيان‎های ايجاد اين مدينه كشف شود.
قوامی يادآور شد: رفتار و اخلاق شهروندی و سياسی مردم در مدينه فاضله سازماندهی می‏شود و برای نيل به اين مقصود بايد از اينجا شروع كرد كه نقطه آغاز اين مدينه و هسته مركزی اين مدينه چه بوده است؛ قطعا پس از رصد دقيق شرايط مدينه نبوی به هيچ جوابی بهتر از مسجد محوری و امام محوری نخواهيم رسيد؛ محوريت اين مدينه با مسجد و امام و تريبونی به نام منبر است؛ مسجد و امام كاركردهای كشف نشده‎ای در عصر حاضر دارند كه اگر به آنها برسيم قطعا به يك شبكه وسيع خدامحورانه متشكل از سلول‏های بنيادين تشكيل يافته از ارزش‎ها عقايد، اخلاقيات و احكام دست يافته‌ايم.
وی اظهاركرد: در سيستم تمدنی مسجد و امام محور، سياست، دين، فرهنگ و اجتماع مردم تامين می‎شود زيرا در مسجد از هيچ امری فروگذار نشده است و مسجد مبدا تمام تحولات فردی و اجتماعی در جامعه اسلامی است و به قدری ظرفيت در نهاد مسجد نهفته كه به تنهايی هسته اصلی تمدن اسلامی را شكل داده است.
اين استاد حوزه بيان كرد: البته در تمدن اسلامی از تجارب بشری نيز بايد استفاده كنيم؛ در نگاه و مدل جامع اسلامی يك مجموعه كامل در كنار هم است كه بايد هر كدام از آنها احيا شده و به فعليت برسد؛ در اين راستا بايد بدانيم كه تمدن‎های فانتزی و براق غربی تمدن‎های حقيقی و ريشه‎دار نيستند و نمی‌توانند مدينه درست كنند؛ كما اينكه تمام تمدن‎هايی كه پديد آمده است در ارايه يك سبك زندگی جامع ناكام بوده است؛ هيچ كدام آنها نتوانسته‎اند سعادت بشر را تامين كنند؛ بنابراين بايد دل را از آن تمدن بريد و زرق و برقش فانی آن را به هيچ انگاشت و سفری عميق به عمق نهادهای فكری و عملی دينی و اسلامی متضمن سعادت دنيا و آخرت داشت؛ آثار منفی و سوء تمدن غربی امروز بيش از پيش آشكار می‎شود و روياهايش نقش برآب می‎شود؛ آن رويای غربی رويای صادقانه نبوده است زيرا نتيجه آن، افتضاحاتی چون جنگ‎های جهانی و منطقه‎ای، تروريسم، جاه‎‎طلبی‎ها، انحصارات اقتصادی و سياسی و فرهنگی و.... بوده است كه برآيند و حاصل همه آنها، صدور وحشت است.
قوامی تصريح كرد: اين تمدن صادر كننده وحشت با اقتصادی سرنگون شده و به يغما رفته پس از دويست سال بشر را به چنان اضمحلالی از نظر فكری و عينی رسانده كه راهی برای برون رفت از آن سراغ ندارند؛ انواع و اقسام بيماری‎ها، آسيب‏‎های اجتماعی و فرهنگی و سياسی و ترورها و... همه و همه نتايج اين تمدن است؛ فن‌آوری‌ای كه انسان را به خدمت گرفته و او را منحط كرده است را بايد كنار گذاشت و به سوی مدينه فاضله نبوی برويم.
مدير بنياد فقهی مديريت اسلامی گفت: در اين راستا بايد يك درس بزرگ را از پيامبر اكرم(ص) بياموزيم و آن اينكه پيامبر مدينه خويش را در يثرب ساختند؛ يعنی اينكه يثرب را ويران نكردند بلكه زشتی‎های آن را زدودند و بر زيبايی‎هايش مهر امضا زدند؛ نكات مثبت را نگاه داشتند و منفی‌ها را از بين بردند به همين خاطر است كه نبايد موارد مثبت تمدن غربی را نيز ناديده انگاشت.
ادامه دارد......
captcha