گروه جهاد و حماسه: سینمای دفاع مقدس امروز، تصویرگر فرهنگ جنگ و حماسه نیست و برای این که تصویرگر این فرهنگ ارزشی باشد، باید به کیفیت تولیدات خود توجه بیشتری کند.

سینمای دفاع مقدس، ژانری گمشده در سینمای ماست که این روزها کمتر نشانی از آن را میتوان در پرده سینماها مشاهده کرد. این وضعیت در شرایطی است که چند سال پیش این گونه سینمایی یکی از ژانرهای پرمخاطب سینما بود. نکته دیگری که باید به آن به صورت جدی نگریست، جایگاه دفاع مقدس در جشنواره سیوسوم فیلم فجر است. در این رویداد شاهد بودیم که فیلمهایی به اسم آثار دفاع مقدس به نمایش درآمدند که نمیتوان نشانی از تفکر فرهنگ و حماسه را در آنها مشاهده کرد.
در این میان فیلمهایی چون «شیار 143» استثناهایی هستند که در این حوزه تولید شدهاند، در صورتی که عمده این کارها چنین نیستند. برای نمونه فیلمهایی چون «تا آمدن احمد»، «تگرگ و آفتاب» و «ماهی سیاه کوچولو» قرار است به نوعی بیانگر تفکر جهادی در سینما باشند، اما در این زمینه به کوچکترین موفقیتی که دست پیدا نکردهاند، هیچ، به نوعی به مضمون مورد نظر هم آسیب رساندهاند، زیرا به دلیل ساختار ضعیفشان تماشاگر به نوعی از این شکل از آثار سینمایی دوری میکند.
در تکمیل مثال فوق به فیلمی میپردازیم که قرار است در آن، زندگی یکی از سرداران هشت سال دفاع مقدس ترسیم شود. این کار سینمایی «شور شیرین» نام دارد. این فیلم بیانگر گوشهای از زندگی شهید محمود کاوه است، اما آنچه که میبینیم به هیچ وجه با کیفیتهای مورد نظر یک کار سینمایی قابل قیاس نیست. برخلاف فیلمی چون «چ» که بسیار خوشساخت و جذاب بود. البته امکانات فیلم «چ» را نمیتوان با «شور شیرین» یکی دانست، اما خوشساخت بودن یک فیلم ربطی به پروداکشن کوچک یا بزرگ اثر ندارد، همانند آنچه در «شیار 143» روی داد و ما دیدم که اوج ایثار و حماسه را در یک فیلم ارزانقیمت نیز میتوان شاهد بود.
کیفیت پایین فیلمهایی چون «شور شیرین» در سینمای دفاع مقدس
«شور شیرین» ضعفهای متعددی دارد که به برخی از آنها میشود اشاره کرد. برای نمونه انتخاب یک بازیگر گمنام یکی از عاملهایی است که باعث نامأنوس شدن تماشاگر با فیلم شد. در این رابطه باید از کارگردان سؤال کرد که آیا تنها آیتمی که برای انتخاب بازیگران چنین نقشهایی وجود دارد، شباهت ظاهری است؟ اگر این گونه است، پس تواناییهای بازیگری چه نقشی در این میان دارد؟ برای درک بهتر موضوع مثالی از فیلم «چ» میزنیم. در این کار فریبرز عربنیا با بازی فوقالعاده خود توانست گوشهای از عظمت وجودی شهید چمران را به تصویر بکشد، اما در فیلمی چون «شور شیرین» ما شاهد چنین اتفاقی نبودیم.
درباره صحنههای جنگ فیلم «شور شیرین» هم بهتر است حرفی زده نشود، چون به نوعی صحنه درگیریهای این فیلم، حتی در مقایسه با برخی کارهای دهه 60 هم از کیفیت پایینتری بهره میبرد. برای مثال فیلم «سجده آتش» که در ابتدای دهه 70 تولید شد، از این دست بود. این فیلم در برخی از صحنهها به اندازهای خوب ظاهر شد که هنوز با گذشت دو دهه از ساخت آن، میتوان آن را به عنوان نمونه نام برد، اما فیلم «شور شیرین» جواد اردکانی نتوانست به چنین ویژگی دست پیدا کند.
نکتهای دیگری که میتوان درباره سینمای دفاع مقدس به آن اشاره کرد، سیاستهایی سینمایی است که به هیچ وجه در راستای حمایت از تولیدات مورد نظر تبیین نشده است؛ اگر چنین نبود، شاهد افت کمی و کیفی فیلمهای دفاع مقدس به این شدت نبودیم. در ضمن ارتش و سپاه هم به عنوان دو نیروی نظامی کشور حمایتهای خود را همانند گذشته به فیلمهای جنگی اختصاص نمیدهند. برای همین هر روز ما شاهد اعتراضات بسیار وسیعی در این زمینه از طرف فیلمسازان هستیم.
در انتهای این یادداشت باید به بحث اکران فیلمهای دفاع مقدسی نیز اشاره کنیم که نسبت به بسیاری از کارهای سینمایی از داشتههای بسیار محدودتری بهره برده است. با بودن چنین فضایی آیا میتوان انتظار داشت که فرهنگ جهاد و حماسه رشد داشته باشد؟ آیا در شرایطی که فیلم به اصطلاح جوانپسند که یادآور فیلمهای قدیم است و هر روز بر پرده سینماها پررنگتر میشود، میتوان توقع داشت که سینمای آینده کشورمان، افق انقلابی داشته باشد؟