کد خبر: 2924475
تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۴

همراه با بهار چه چیزهایی را خانه‌تکانی کنیم؟

گروه اجتماعی: وقتی که بهار می‌شود و زندگی به تمام درختان و گیاهان بازمی‌گردد، ما همگام با این زندگی چه چیزهایی را باید خانه‌تکانی کنیم؟ زمانی که درون به سلامت برسد نوید عیدی زیبا و نو را به انسان می‌دهد، حال باید درون و بطن وجود را از چه چیزهایی زدود و پاک کرد؟.

نزدیک عید است، نرم نرمک همه آماده نو شدن هستند، همه چیز در کل جهان هستی در حال رستاخیزی جدید و نو است‌، وقتی که سرما و یخ آرام‌آرام خون گرمی را به خود راه می‌دهد، گویی معاشرتی‌تر شده و سلیان و جریان پیدا می‌کند تا به همه جا سر بزند و به دیدار تمام گیاهان، درختان و مناظری که ماه‌هاست از دیدن آن‌ها محروم شده و همچون لاک پشتی در درون خود خزیده، بروند.

این چه شور و هیاهویی است که در تک‌تک ذراتی که حیات در وجود آنان جریان دارد افتاده است؟ آری!، گویی گرمی مساوی است با معاشرت، گرمی مساوی است با جریان و حرکت. این روزها همه در حال نو شدن هستند و هر کسی از حیوان و نبات تا اشرف مخلوقات یعنی انسان به فراخور حال خویش هر چقدر که بتواند خود را تغییر می‌دهد.

این شکوه نو‌آمیز را که در کل خلق می‌توانیم به راحتی مشاهده کنیم، در انسان‌ها نیز کاملاً مشخص و ظاهر گشته و هویداست، لباس‌های نو بر قامت همه است و همگام با طبیعت لباس‌های مندرس را کنده و نو و آراسته می‌شوند، آلودگی‌ها را از روی در و دیوارها پاک می‌کنند و به اصطلاح خانه تکانی صورت می‌دهند.

معاشرت چه سنت زیبایی است، وقتی شور حرکت بعد از انجمادی سخت در زمستانی سرد در کل وجود افراد جامعه بیافتد ،  جذبه محبت یکدیگر آنها را به طرف یکدیگر می‌کشاند، و همگان به سنت دیدار آب با طبیعت به دیدار یکدیگر می شتابند تا گویی همچون آب حیات را به یکدیگر هدیه کنند.

رستاخیز عظیم طبیعت انسان را با خود هم‌قدم می‌کند

ولی گویی این معاشرت و دید بازدید و نو شدن و آماده حرکت شدن، ظاهری است؛ یعنی اینقدر طبیعت رستاخیز عظیمی دارد که انسان را نیز به اجبار با خویش همراه و هم قدم می‌کند ، انسان امروز، چرا از همدلی و معاشرت فراری است؟ پس این همه نو شدن از چیست؟ و نو شدن باید چگونه باشد؟.

در این روزها در هر خانه و خیابانی که بنگریم گویی از نو متولد شده و تحول را در سراسر وجود خویش پذیرفته است، اما ای کاش عمیق‌تر شویم، و این را بدانیم هنگامی که درخت سیبی شکوفه می‌دهد، آنقدر تحول درونی، انقلاب و تغییر، زندگی و حیات را پس از مرگ خویش پذیرفته است که ظاهرش بعد از باطن آن  نو و زیبنده شده است.

انسان ظاهر‌بین همان شکوفه سفید را می‌بیند و می‌انگارد که فقط این درخت لباسی نو و زیبا بر تن کرده است، و او نیز این کار را به تقلید از کل کاینات انجام دهد، ولی غافل‌ایم، همه از این غافلیم آن درخت سیب آنقدر تحول درونی، انقلاب و تغییر، زندگی و حیات را پس از مرگ خویش انجام داده که ظاهرش بعد از باطنش نو و زیبنده شده است.

تحول از درون شکل می‌گیرد

وقتی که بهار می‌شود و زندگی به تمام درختان و گیاهان باز می‌‌گردد گیاهی که از خشکی گمان به مرگ آن می‌رود در این حرکت و شروع به زندگی، ابتدا آب که مایه حیات است و به فرموده قرآن کریم:« وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ؛ و هر چیز زنده‏اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى‏آورند» گیاه به وسیله ریشه‌هایش به درون خویش راه می‌دهد، که ابتدا درون خویش را می‌شوید، گویی ابتدا خانه تکانی دل می‌کند و بعد از آن نو می‌شود.

تحول از درون شکل می‌گیرد

واقعا زمان آن نرسیده است که به این واقعیت عمل کنیم که تحول از درون شکل می‌گیرد؟ و انسانی که طالب تحول و نو شدن واقعی باشد، ابتدا درون خود را از هر نوع ناپاکی و غبار پالایش می‌کند؛ درون را باید از کینه شست آری دل‌ها را باید شست جور دیگر باید زیست، تا به هنگام دید و باز دید آنچنان میل به دیدار و صله رحم داشته باشیم که با ذوق و شوق تمام دیدار هار تازه کنیم.

تا زمانی که درون را از زهر کینه نیالاییم هزاران دید و باز دید هم که انجام شود قلبی را به هم گره نخواهد خورد و محبتی را به وجود نخواهد آورد، وقتی تحول از درون باشد ظاهر هم اگر ملبس به لباس‌های مندرس و که نه باشد، این نو شدن از تمام وجود انسان حس می‌شود و این عشق اوست که به وجود همه می رسد و سرازیر می‌شود.

وقت آن است به پیروی از سنت الهی ببخشائیم

در آن روزی که دل از حسد و بغض و کینه...پاک شد غبار از دل زدوده شد و آن را همچون آینه سیقلی و صاف نمود آنگاه است که تشعشعات این آینه به بیرون نفوذ می‌کند و تبسم را با دیدن عزیزان بر چهره می‌نشاند، این انسان قرار است در این سرا بجای خدا بنیشند، و خلیفه الهی شود، پس می‌بایست کار خدایی کند، خدای مهربان با وجود گناهگاری بنده‌هایش به زیبایی از آن می‌گذرد؛ با تمام عشق و محبت می‌بخشد طوری که انگار بی‌وفایی، بی‌محبتی و ... هیچ یک هیچ خطایی مرتکب نشده‌اند، آیا وقت آن نیست ما نیز به پیروی از سنت الهی ببخشاییم و بگذریم؟.

بخشندگی الهی یک قانون است و از این قانون اصلی می‌توان برای صعود و رسیدن به درجات خداگونه بهره برد و برای پیرایش وجود خویش دست توسل به دامن آن دراز کرد، قانون بخشایش، همان که سراسر  وجود را می‌پیراید و فکر و خاطر را رها و آزاد می‌کند و انسان را به آرامش اصلی و حقیقی می‌رساند، زیرا دیگر غم و سنگینی که از کینه نزدیکانش بر دلش بود محو شده است.

در واقع کینه انسان را مشوش و پریشان می‌کند، چون همیشه بدی کسی و ناراحتی از او بر تن و جان وی سنگینی می‌کند پس در این روز نو باید دل را نیز نو نوار کرد و آراست از هر چه آن را به اجبار تحت سلطه خود درآورده است، کینه، مهمانی اجباری و ناخوانده است که محبت و عشق را از وطن اصلی خویش بیرون کرده و آنجا را غصب نموده است، بیاییم غاصبین دل را بیرون کرده و محبت و عشق را عشق به خدا را عشق به هم نوع و نزدیکان را در آن منزل دهیم تا چهره دنیایمان دگرگون شود، که همانا وقتی درون زیبا شد تمام دنیای انسان زیبا و دل‌انگیز خواهد شد.

پس حال می‌توان معنای کلام امیرالمومنین(ع) را درک نمود که فرمودند: «نوروز ما هر روز است»‏، چون وقتی درون سالم و زیباست و نو است؛ هر روز، روزی نو و سیقلی از هر بدی است، در حقیقت باطن انسان به طور مدام نوید یک روز نو و نوروز را به انسان می‌دهد، و یا می‌توان معنی این کلام نورانی را نیز کامل درک نمود که فرمودند: «آن روز که در آن گناهی نباشد عید است»، زیرا باطن گناه کدورت و زشتی است.

محمد گلشنی‌جم/ شعبه همدان

captcha