
گرفتاری، مشکلات، رنج، درد، غصه، بیماری، مرگ عزیزان و دهها مسئله دیگر گاهی چنان تاب و توان انسان را از وی میگیرد که عنان توکل از دست داده لب به شکایت گشوده و با فراموش کردن خود، خدا را به محاکمه میکشاند که خدایا چرا؟ چرا این اتفاق برای من افتاد؟ چرا همه کارها را درست نمیکنی؟ چرا بقیه زندگی راحتی دارند و من ندارم؟ و ... .
اگر انسان برای این سؤالها و چراها پاسخ درستی نیابد، ممکن است مشکلات به ضعف ایمان وی منجر شده و توکل را از وی بگیرد. اما با نگاهی کوتاه به زندگی ائمه(ع) که سرتاسر پر از رنج و سختی بوده است، نشانی از این چراها و پرسشها نمییابیم.اما چرا؟ شاید پاسخ در شناخت ائمه(ع) از ویژگیهای دنیا باشد و این باور که دنیا همین است و غیر از این نیست و قرار نبود هم که باشد.
حضرت علی(ع) در خطبه 113 نهجالبلاغه دنیا را آنگونه که شناختهاند، به مردم معرفی و برای سخنان خود دلایل مستدلی مطرح میکنند.
دنیا سراى فنا و رنج، دگرگونیها و عبرتهاست
در بخشهایی از این خطبه آمده است: دنیا سراى فنا و رنج، دگرگونیها و عبرتهاست. سراى فناست، زیرا که همواره کمان خود را به زه کرده، تیرهایش خطا نمىرود و زخمش بهبود نمىیابد. زنده را به تیر مرگ مىزند و تندرست را به تیر بیمارى و آن را که رهایى یافته، به تیر شور بختى و ناتوانى. خورندهاى است سیرى ناپذیر و نوشندهاى سیراب ناشدنى.
سراى رنج است، زیرا آدمى گرد مىآورد آنچه را که نمىخورد
سراى رنج است، زیرا آدمى گرد مىآورد آنچه را که نمىخورد و بنا مىکند آنچه را که در آن سکنا نمىگزیند. سپس، مىمیرد و به سوى خدا مىرود. در حالى که نه از آن مال، پشیزى با خود مىبرد و نه از آن بنا، خشتى .
سرای دگرگونیهاست چون بر آنکه به او رشک میبریم، روزی ترحم میکنیم
سراى دگرگونیهاست، زیرا یکى را بینى که روزگارى بر نعمت و مال او رشک مىبردند و امروز به بیچارگایش ترحم مىکنند و یکى را بینى که روزگارى بر بیچارگیش ترحم مىکردند و امروز بر نعمت و مالش رشک مىبرند. آرى، این ترحم به سبب نعمتى است که از دستش رفته و فقرى است که گریبان او را گرفته .
دنیا سراى عبرتهاست/ مرگ آرزوها را بر باد میدهد
دنیا سراى عبرتهاست، زیرا انسان را آرزویى است و آن آرزو را رویاروى مىبیند، بناگاه مرگ در مى رسد و آرزو را بر باد مىدهد. نه دیگر آرزو فراچنگ مىآید و نه آرزومند از چنگ مرگ رهایى مىیابد.
منزه است خدا، چه فریبنده است شادمانى دنیا و چه عطش افزاست سیراب کردنش و چه گرم است سایه آن. آن را که مىآید باز نتوان گردانید و گذشته را باز نتوان آورد.
منزه است خدا. چه نزدیک است زنده به مرده تا به او پیوندد و چه دور است مرده از زنده به سبب بریدن از او. از بد، بدترى نیست، مگر کیفر بد آن و از خوب، خوب ترى نیست، مگر پاداش نیک آن .
بدانید کاستن از دنیا و افزودن به آخرت بهتر است از کاستن از آخرت و افزودن به دنیا
هر چه دنیایى است، شنیدنش بزرگتر از دیدن اوست و هر چه آخرتى است، دیدنش بزرگتر از شنیدن آن. شما را شنیدن از دیدن بسنده است و خبر دادن از آنچه در نهان است، شما را بس. بدانید، که کاستن از دنیا و افزودن به آخرت بهتر است از کاستن از آخرت و افزودن به دنیا. چه بسا آنچه کاسته شده سودمند افتد و آنچه افزون شده زیان آور.
حلالها بیشتر از حرامهاست/ اندک را به خاطر بسیار فرو گذارید
آنچه شما را بدان امر کردهاند، وسیعتر و آسانتر از چیزهایى است که شما را از آن نهى کرده اند و آنچه بر شما حلال شده، بیشتر از چیزهایى است که بر شما حرام گردیده پس اندک را به خاطر بسیار فرو گذارید و تنگ و دشوار را به خاطر وسیع و آسان رها کنید.
خداوند روزى شما را بر عهده گرفته و شما را به عمل فرمان داده. مبادا طلب چیزى که براى شما بر عهده گرفتهاند، از چیزى که بر شما فریضه کردهاند سزاوارتر جلوه کند.
روزی از دست رفته بازمیگردد اما عمر هرگز!
به خدا سوگند، که شک روى آورده و یقین به شک آلوده شده، تا آنجا که پندارید، که تحصیل رزق تعهد شده، بر شما واجب است و به جاى آوردن واجبات، از شما ساقط. به عمل روى آورید و از ناگهانى رسیدن مرگ بیمناک باشید، زیرا امیدى به بازگشتن عمر از دست رفته نیست و حال آنکه روزى از دست رفته باز خواهد گشت. هر چه از روزى شما که امروز فوت شود، امید است که فردا به زیادت باز آید ولى عمرى که دیروز از دست رفته، امروز باز آمدنش را امید نخواهدبود. پس امید همراه چیزى است که مىآید و نومیدى همراه چیزى است که گذشته است.
پس از خدا بترسید آنسان که شایان ترس از اوست و جز بر دین اسلام نمیرید.
نکته عجیب اینکه ابتدای این خطبه با این جمله آغاز میشود که «ستایش و سپاس خداوند را، آنکه پیوند دهنده ستایش است به نعمتها و پیوند دهنده نعمتهاست به سپاس. او را به سبب نعمتهایش مىستاییم، همانگونه که به هنگام بلاهایش مىستاییم.
دنیا همین است اما شما مراقب نمره آخرتتان باشید!
همین شناخت عمیق نسبت به ویژگیهای دنیا است که حضرت علی(ع) در خطبه 194 نهجالبلاغه میفرمایند: دنیا سرای گذر و آخرت خانه همیشگی است. از سرای گذر برای خانه همیشگی توشهای برگیرید، نزد آنکه اسرار شما را میداند پرده دری نکنید، دلهایتان را از دنیا خارج کنید قبل از آنکـه، بدنهایتان را خارج کنند.
حال تصور کنید با یقین قلبی دنیا را همانگونه که علی(ع) شناخته است، شناخته و باور داشته باشید، آنوقت نگاه و تعریفتان از مشکلات چه تغییری خواهد کرد؟ خداوند هرگز نفرموده است که دنیا را محل آسایش شما آفریدم، بلکه فرموده دنیا محل گذر و امتحان است. مراقب نمرههایتان باشید.