
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کردستان، سرمایه بزرگ انسان در زندگی، حیثیت و آبرو و شخصیت اوست و هر چه آن را به خطر اندازد مانند آن است که جان او را به خطر انداخته، بلکه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر است. یکی از فلسفههای تحریم غیبت این است که این سرمایة بزرگ بر باد نرود، و حرمت اشخاص درهم نشکند، نکته دیگر اینکه غیبت، بدبینی میآورد، پیوندهای اجتماعی را سُست، بذر کینه و عداوت را در دلها میپاشد و گاه سرچشمة نزاعهای خونین و قتل و کشتار میشود.
خداوند متعال در آیه 12 سوره حجرات میفرماید: «وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد از آن کراهت دارید [پس] از خدا بترسید که خدا توبهپذیر مهربان است».
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ میفرماید: «درهمی که انسان از ربا به دست میآورد گناهش نزد خدا از سی و شش زنا بزرگتر است و از هر ربا بالاتر آبروی مسلمان است». غیبت به تدریج به صورت یک بیماری روانی در میآید، به گونهای که غیبتکننده از کار خود لذت میبرد، و از اینکه پیوسته آبروی این و آن را بریزد احساس رضا و خشنودی میکند، و این یکی از مراحل بسیار خطرناک اخلاقی است. اینجا است که غیبتکننده باید قبل از هر چیز به درمان انگیزههای درونی غیبت که در اعماق روح او است و به این گناه دامن میزند بپردازد، انگیزههایی مانند بخل، حسد، کینهتوزی، عداوت و خودبرتربینی و میتوانند زمینهساز غیبت و تهمت باشد.
تعبیراتی که در آیات شریفه و روایات اسلامی به کار رفته نشان میدهد که آبرو و حیثیت افراد مانند مال و جان آن ها، بلکه از بعضی جهات مهمتر است. همچنین بیانگر این مطلب است که غیبت از بزرگترین گناهان شمرده میشود. خداوند در آیه 148 سوره نساء میفرماید:«لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَکَانَ اللّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا؛ خداوند بانگ برداشتن به بد زبانى را دوست ندارد مگر [از] کسى که بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست». در آیه یاد شده سخن از جواز غیبت کردن برای مظلومانی که به دادخواهی برمیخیزند آمده که از آن به خوبی غیبت بدون مجوز جایز نیست، و برای اینکه افرادی از این استثناء سوءاستفاده نکنند، و به بهانة اینکه مظلوم واقع شدهاند، هرجا بنشینند و به غیبت این و آن بپردازند، در پایان آیه میفرماید: خداوند سخنان را میشنود و از نیّات آگاه است.
•غیبت از کسی که فسقش آشکار باشد نه نهانی. مثل اینکه ظرف شراب را آشکارا در خیابان بدست گرفته و بیاشامد.
•در مقام شکایت مظلوم از ظالمی که به او ستم کرده و بیان ظلمی که به او شده غیبت مانعی ندارد.
•هر گاه مسلمانی از کسی مشورت گیرد در باب معاملهای که با شخص معینی میخواهد انجام دهد و طرف مشورت عیبی از آن شخص میداند که اگر نگوید معامله انجام میگیرد و آن مسلمان به رنج و ضرر خواهد افتاد در این صورت ذکر آن عیب برای چنین شخصی مانعی ندارد.
•غیبت کردن به قصد نهی از منکر مانعی ندارد به این معنی که هرگاه منکری را از مسلمانی ببیند و بداند که اگر غیبتش را بکند آن را ترک میکند در اینصورت غیبت جایز است ولی اگر احتمال بدهد که ترک کرده ذکر آن جایز نیست و حرام است.
•غیبت نمودن و ظاهر کردن عیب کسی که گمراه و گمراه کننده است و در دین خدا بدعتی گذاشته به قصد اینکه مردم فریب وی را نخورند و در دامش نیفتند جایز نیست.
•غیبت کردن از فاسقی که روایتی نقل کرده یا بر امری شهادت داده به قصد اینکه مردم فسق او را بشناسند و به قولش ترتیب اثر ندهند جایز است.
•رد کردن کسی که به دروغ ادعای نسبی کند زیرا مصلحت حفظ انساب و خانواده مقدم بر مفسده هتک ادعا کننده است.
•بطور کلی هر موردی که مصلحت غیبت کردن از مفسده حتک احترام مومن بیشتر باشد غیبت جایز است.
باید از طریق خودسازی و تفکر در عواقب سوء این صفات زشت و نتایج شومی که ببار میآورد و همچنین از طریق ریاضت نفس این آلودگیها را از جان و دل شست، تا بتوان زبان را از آلودگی به غیبت باز داشت، سپس در مقام توبه برآمد و از آنجا که غیبت جنبه حقالناس دارد اگر دسترسی به صاحب غیبت دارد و مشکل تازهای ایجاد نمیکند از او عذرخواهی کرد، هرچند به صورت سربسته باشد، و اگر دسترسی به وی نیست برای او استغفار کرد و عمل نیک انجام داد، شاید به برکت آن خداوند متعال غیبتکننده را ببخشد و طرف مقابل را راضی سازد. امید است که خداوند به ما توفیق ترک گناهان و انجام اعمال صالح را عنایت فرماید.
ملیحه سیفی /کردستان