کد خبر: 3316161
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۶

نرفتم که زنده برگردم، رفتم تا با کفر مبارزه کنم

گروه فضای مجازی: در بخشی از وصیت نامه شهید محمود فروزش آمده است: «من این راه را انتخاب کردم که منتظر من نباشید، چون نرفتم که زنده برگردم، رفتم تا با کفر مبارزه کنم و بکشم و اگر نتوانستم بکشم، کشته شوم.»

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، محمد فروزش فرزند محمدعلی در شهریور سال 1337 درخانواده‌ای مذهبی در دزفول به دنیا آمد. او با گذراندن دوره تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و با استعداد درخشانی که داشت در سال 1354 مشتاقانه دوره تحصیلات متوسطه خود را‌ آغاز کرد و در این دوران بود که با دوستانی همفکر و هم‌عقیده خود آشنا شد. با تشکیل جلسات مختلف سیاسی ـ مذهبی به تقویت بنیه فکری خود علیه رژیم شاه پرداخت.

پخش اعلامیه و نصب عکس‌های حضرت امام خمینی(ره) بر دیوارهای شهر از کارهای معمول و همیشگی او بود و در مخفی کردن آنها از دید نیروهای ساواک مهارت عجیبی داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی در اکثر فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی آن شرکت می‌کرد.

وقتی جنگ تحمیلی شروع شد درس و مشق را رها کرده و در قسمت ستاد پشتیبانی جنگ مشغول به کار شد، همان شوقی که در سال‌های انقلاب اسلامی به شهادت داشت بار دیگر در او زنده شد و به همین دلیل بود که سر از پا نشناخته به کار و تلاش و فعالیت پرداخت.

در روزهایی که حسین علم‌الهدی به همراه چهارصد دانشجوی جوان قصد باز پس گیری هویزه را داشتند به جمع آنها پیوست. اگرچه یورش جوانان ایران زمین به ر‍ژیم بعث عراق مردانه در 17 دی سال 1359 درهم شکسته شد و اکثر دانشجویان حسین وار به شهادت دسیدند اما آنها تفکری جدید و روشی نوین در نبرد با دشمن را با اتکا به نیروی جوان مردمی به فرماندهان جنگ هدیه کردند. محمود به همراه جمع زیادی از دوستانش در کربلای هویزه در زیر چرخ تانک های دشمن له شدند اما حماسه‌ای جاودان از خود باقی گذاشتند.

در بخشی از وصیت نامه شهید محمود فروزش آمده است: «من این راه را انتخاب کردم که منتظر من نباشید، چون نرفتم که زنده برگردم، رفتم تا با کفر مبارزه کنم و بکشم و اگر نتوانستم بکشم، کشته شوم.»

http://mahmud-foruzesh.mihanblog.com/

captcha