
باز محرم و صدای العطش عباس برای کودکان، باز عباس(ع) عرق شرم بر پیشانیاش نشست و باز من خجالت میکشم که حسین(ع) و یزید و حر را با آدمهای این دوره قیاس کنم؛ ولی چه سخت است انسانهای این دوره عدهای خود را به جای سالار شهیدان میگذارند و عدهای دیگر را یزید خطاب میکنند و یک انسان کم اطلاع و به شکلی بیسواد را حر مینامنند و در خیال خود یقین دارند که هر شخصی ابراز ندامت کرد، میتوان به وی لقب حر داد.
«حر» پشیمانی را با تمام وجود درک کرد، حر جاسوس، دروغ گو و مکار نبود، «حر» یک واقعیت بود. انسانهای زمان من خود را خیلی بزرگ میدانند و گمان میکنند، اگر نباشند اتفاقی برای این دنیا میافتد آنها افرادی هستند که با کوچک کردن دیگران میخواهند بزرگی را برای خودشان به رایگان بخرند.
انسانهای زیادی را میشناسم که امام حسین(ع) درونشان را هم به حراج گذاشتهاند و با یزید واقعی خود زندگی میکنند، ولی حسین خود را، به شکلی نقابگونه در مقابل چهرهشان گرفتهاند، من امام حسین(ع) را از کودکی و با لبان تشنه مجسم کردهام؛ امام حسین(ع) من دارای برترین خصایص انسانی و فرا انسانی بود؛ ولی افرادی پیدا شدند که برای مدتی اعتقاداتم را کمرنگ کنند، ولی بعد از مدتی به خودم برگشت و لقب اشتباهات شیرین را به اتفاقات زندگی خود دادم و برای رسیدن به کربلای حسین(ع) دیدم که خیلی چیزها حتی خود حسین(ع) را نادیده گرفتند تا برای رسیدن و درک مقام حسین(ع) حتی از خود این بزرگوار نیز گذشتند.
محرم است پس بیایید به جای نامگذاری دیگران به حسین(ع) و یزید و حر بیشتر به خودمان و عملکرد خودمان توجه کنیم و عشق واقعی را نشان دهیم، چون عشقی که در بیان و نگارش منتقل نشود، عشق واقعی نیست، برای همین در این ایام برای یکدیگر دعا کنیم و از خالق زیبایی بخواهیم تا کمکمان کند تا به خودمان برگردیم و فکر نکینم که آدم خوبی هستیم بنابراین فرد مقابلمان یزید است و به این موضوع آگاهی داشته باشیم که اگر فردی از سوی رقیب به سمت من میآید حتما حر نیست.
کاش کمی بیشتر به عملکرد انسانها دقت کنیم! مدیریت همیشه به معنای زورگویی نیست در بسیاری از موارد مدیریت یعنی همه با هم به سوی خوبی قدم برداریم نه اینکه خوبی را برای عدهای نسخه پیچی کنیم و به شکلی زیبا تقدیم کنیم، ولی خودمان به نسخهای که نوشتهایم هیچ اعتقادی نداشته و به آن عمل نکنیم.
کاغذ و قلم تا زمانی اعتبار دارد که انتشار دهنده مهربانی باشد، در غیر این صورت چه ارزشی میواند داشته باشد به جز اتلاف وقت و تفکر سایر انسانها؛ ماه محرم امسال با یاد 175 قواص دست بسته و شهدای منا و شهید همدانی رنگی دیگر به خود گرفته است، اینها همان افرادی هستند که با دستانی بسته در آب و دهانی خشک و بدون آّب به دیدار معبود شتافتند، پس در این ماه عزیز و مبارک یادمان نرود که برای تمام افرادی که برای آرامش حال من و تو جان خود را دادهاند خیانت نکنیم...
بزرگ مرد شهدا تا آخرین لحظات از «من» بودن خود هیچ نگفت، حسین(ع) همه چیز را فدای خدایی کرد که عاشقانه عبادتش میکرد، ولی امروز من و تو نمیدانم تا چه اندازه به این درک رسیدهایم که به دیگران بگوییم حسین(ع) فقط سالار شهیدان بود. حسین(ع) مدیر یک کربلا نبود بلکه منجی زمان و زمین بود، حسین(ع) در هیچ بیانی یزید را بد نکرد ولی با اعمال نیک خود بدی او را به جهانیان نشان داد.
حسین(ع) تشنه آب بود ولی برای رسیدن به آب سر کج نکرد و جز به امر پروردگار خویش در مقابل هیچ انسانی سر تعظیم فرو نیاورد؛ محرم است بهتر است به ذات خودمان برگردیم همان چه از اعماق وجود به آن باور داریم نه آنکه انسانی باشیم که آرزویش را داریم که باشیم؛ محرم فقط تاریخ نشد محرم برای این محرم شد که درس زندگی را به انسانها بیاموزد.
قدر اشک های این ماه عزیز را بدانیم و اشک چشم ها را خرج دارایی و ثروت نکنیم، اشک محرم را برای خودمان و دوستان مان و سلامیت نزدیکانمان تقدیم کنیم تا همه انسانها حسین و یزید و حر را در درون خودشان جستجو کنند... آمین.
مریم بیگدلو از همدان
درود بر شما