کد خبر: 3446097
تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۲

رسانه‌ها ترویج قرآن را نه وظیفه بلکه افتخار بدانند

گروه فعالیت‌های قرآنی: برخی با تعریف غربی از کارکرد رسانه طوری وانمود می‌کنند که رسانه برای انتقال پیام دینی خلق نشده اما تجربه چزی جز این را ثابت کرده است بنابراین نباید در نقش فرهنگسازی رسانه‌ها از طریق انتقال پیام‌های قرآنی تردید کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از قم، مصرع معروفی در ذهن و زبان شیعیان دلباخته عاشورا نقش بسته است که «کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود»؛ این شعر اهمیت اطلاع‌رسانی، خبردهی و عملیات رسانه ای بازماندگان حادثه عاشورا و در راس آنان حضرت زین‌العابدین و عقیله بنی‌هاشم را می‌رساند.
قرآن کریم در آیات متعددی به بحث خبر و رسانه توجه کرده است از جمله قیامت را نبا عظیم می‌داند و در اولین آیه سوره مبارکه نبا، می‌فرماید مردم از خبر بزرگ می‌پرسند، خبری که در آن اختلاف دارند اما به زودی وقوع این خبر بزرگ را خواهند دانست و در ادامه نیز قرآن کریم با به رخ کشیدن خلقت آسمان و زمین و روز و شب و تشبیه آن به گهواره و ...همان طور که خلقت این پدیده‌ها را در نزد بشر بدیهی می داند وقوع روز قیامت و آن خبر بزرگ را نیز حتمی می‌شمرد.
اگر چه مفسران درباره نباء سخنان متعددى گفته‌اند: گـروهى آن را اشـاره بـه روز رستاخیز و بـعـضـى اشـاره بـه نزول قرآن مجید، و بعضى به همه اصول دین از توحید گرفته تا معاد، و در روایاتى نیز تفسیر به مساءله ولایت و امامت شده است اما براساس آنچه در تفسیر نمونه آیت الله العظمی مکارم شیرازی در ذیل این ایات آمده این است که «د قـت در مـجـمـوع آیـات ایـن سوره مخصوصا تعبیراتى که در آیات بعد آمده و جمله «ان یوم‌الفصل کان میقاتا: که بعد از ذکر نشانه‌هاى قدرت خداوند در زمین و آسمان آمده  و توجه به این حقیقت که شدیدترین مخالفت مشرکان در مسئله (معاد) بود، رویهم رفته تفسیر اول یعنى معاد و رستاخیز را تایید مى‌کند.

قرآن به قلم و آنچه به سطر در می‌آیند قسم یاد کرده است
در مفردات راغب اصفهانی نیز درباره نبا آمده است که نبا به خبری می‌گویند که مهم، مفید باشد و انسان نسبت به آن (علم) یا (ظن غالب) پیدا کند، و چه خبری مهمتر، مفیدتر و دقیقتر از خبر روزی که سرنوشت ابدی یک انسان در آن معلوم خواهد شد. قرآن کریم همچنین در ابتدای سوره مبارکه قلم به قلم و آنچه به سطر در می‌آیند قسم یاد کرده است و همین یک آیه در اهمیت کار سانه‌ها بس است آن هم در دوره ای که رسانه های مکتوب مجازی و غیر مجازی گاه نقشی فراتر از رسانه‌های شنیداری و دیداری ملی در کشورها ایفا می‌کنند.
بنابراین در بررسی رابطه قرآن و رسانه می‌توان مویدات فراوانی بر اهمیت کار رسانه، اطلاع‌رسانی، خبردهی و به‌ویژه صداقت در خبردهی بیان کرد به عنوان نمونه در آیه شریفه «واذا جاءکم فاسق بنباء فتبینوا» قرآن کریم با صراحت تاکید می‌کند که هر وقت خبری به شما داده شد آن را تبیین کنید و مبادا بر اثر خبر کذبی، با گروهی درگیر شوید و جنگی ایجاد شود. یعنی اگرچه خداوند در آیاتی مستقیم و غیرمستقیم بر اهمیت خبر تاکید دارد و خبر روز قیامت را به عنوان بزرگترین خبر یاد می کند بر لزوم بررسی خبری که از سوی فاسق داده می‌شود تاکید می‌کند لذا همان طور که قرآن موید اهمیت کار رسانه ای و خبری است می توان گفت معتقدان و پیروان قرآن نیز وظیفه دارند پیام قرآن و اخبار آن را به ویژه بزرگترین خبر را به گوش جهانیان برسانند.
اگر آیات ابتدایی سوره مبارکه نبا را یکبار دیگر با دقت مرور کنیم می‌بینیم که این آیات ظاهرا ترسیم کننده یک گفتگو میان دو گروه است که یکی معتقد به خبر بزرگ است و دیگری نامعتقد زیرا قرآن بعد از دو سه ایه اول با تاکید و با صراحت می‌فرماید «خواهند دانست»، گویی عده‌ای درصدد هستند که عده‌ای دیگر را به قیامت و معاد دعوت کنند اما آنان از این کار ابا دارند و خداوند حل این مخاصمه را به آینده موکول کرده است.

وظیفه رسانه‌ها در انتقال اخبار و پیام‌های قرآنی
بنابراین با همین بررسی اجمالی در می‌یابیم که نباید در اینکه رسانه‌ها وظیفه دارند اخبار و پیام‌های قرآن و اهل بیت را منتقل و منعکس کنند تردید کنیم زیرا وقتی یک رسانه خود را موظف می‌داند اخبار روزمره جامعه را منعکس نکند دلیلی برای عدم انعکاس و یا بی‌تفاوتی در انتشار بزرگترین اخبار و اموری که با سرنوشت ابدی انسان‌ها سر و کار دارد وجود ندارد.
از سوی دیگر اگر نگاهی زمینی به مقوله خبررسانی و کار رسانه‌ای هم داشته باشیم نباید از این موضوع غافل شویم زیرا اندیشمندان و دست اندرکاران رسانه‌ها در تعاریف خود از نقش و کارکرد رسانه‌ها به چند نقش و وظیفه یک رسانه اشاره کرده‌اند که رسانه‌ها نقش نظارتی، نقش آموزشی و اطلاع‌رسانی،  نقش هدایت و رهبری، نقش انتقال تمدن و فرهنگ جوامع و نقش سرگرم‌سازی را برعهده دارند اگر چه این تعریف عام برای کارکردهای رسانه در جوامع مختلف است ولی هر جامعه‌ای بنا بر اقتضائات خود می تواند این اهداف را تغییر دهد و کم و زیاد کند.
اگر به نقش نخست رسانه‌ها یعنی نظارت نظر بیفکنیم می‌بینیم اگرچه ممکن است در برداشت اولیه، نظارت بر جلوگیری از فساد نهادها و اشخاص مسئول و ... تلقی شود که درست هم هست مانند آنچه که رسانه‌های امروزی درباره تخلف آقازاده‌ها و تخلفات افراد مسئول و نهادهای مختلف و ... بیان می‌کنند که می‌تواند از سویی جنبه پیشگیرانه‌ای نیز داشته باشد ولی می‌تواند مفهوم عام‌تری نیز پیدا کند و آن نظارت بر دینداری جامعه از طریق تاکید و انتقال پیام ها و اخبار قرآن حتی در خبرهایی است که ممکن است طبق تعریف ما قرآنی نباشد مثال حتی در بیان اخبار یک اختلاس می‌توان به پیوست آن آیات قرآنی مرتبط با این جرم و حکم فقهی آن را نیز به اطلاع مخاطب رسانید.
درباره نقش آموزشی ناگفته پیداست که اگر زیربنای فرهنگی و آموزشی ما، قرآنی شود در این صورت کمترین مشکلات را در عرصه حتی فرهنگ عمومی‌خواهیم داشت زیرا وقتی سخن از فرهنگ می‌شود قرآن کریم سرآمد این فرهنگهاست زیرا تجربه خود را پس داده و نشان داده که چگونه در مدت 23 سال توانست یک جامعه بدوی، وحشی و جاهلی را به سید و سالار تمدن های عصر خویش تبدیل کند از سوی دیگر براساس یافته‌های اندیشمندان قرآنی، بیش از دو هزار آیه قرآن کریم درباره علوم مختلف از جمله کیهان شناسی، اخلاق و تربیت، پزشکی، انسان. اختصاص دارد که پرداختن و آموزش همین مقدار علوم می تواند چهره فرهنگ و اقتصاد و سیاست و اجتماع را تغییر دهد؟ سؤال این است که آیا ارزش این دو هزار آیه که هر کدام می تواند منشا یک گزاره علمی، یک تحقیق و پژوهش و در برخی موارد موضوعی برای یک کرسی نظریه‌پردازی علمی باشد کمتر از چیزی است که برخی رسانه‌های امروزی مدعی آموزش آن به مردم هستند و در صفحات علمی و آموزشی خود می‌آورند.

توجه به کارکرد تمدن‌سازی رسانه‌ها
اگر به کارکرد تمدن‌سازی رسانه‌ها توجه کنیم چه چیزی می‌تواند بهتر از قرآن و پیام‌های آن تمدن آفرین باشد و اگر حتی به کارکرد دیگر آن یعنی سرگرمی، توجه کنیم می‌بینیم  اگرچه قرآن هدف از آفرینش را بازی نمی داند و آن را ملعبه نمی پندارد ولی آیا قصص قرآنی و روایات تاریخی که مو لای درز آن هم نمی‌رود بهترین منبع برای اقتباس در فیلم و فیلمنامه و هنرهای مختلف مانند داستان نویسی و شعر و گرافیک نیست؟
در جامعه‌ای که مدعی اسلام است ناگفته پیداست که باید رسانه‌ها تبلیغ و ترویج مفاهیم قرآن را جزء رسالت‌ها و وظایف خود بدانند زیرا اگر به دنبال اسلامی سازی علوم و به ویژه در علوم انسانی هستیم، اگر به دنبال تمدن‌سازی اسلامی هستیم، اگر به دنبال داشتن اقتصادی پویا و سالم باشیم، اگر به دنبال سیاست ورزی ای می گردیم که عین دیانت ورزی است و اگر به دنبال جامعه ای هستیم که دین و دنیا را با هم دارد قطعا بدون توجه به قرآن، ترویج پیام های آن، بدون ارتقاء فرهنگ عمومی بر مبنای قرآن و روایات اهل بیت(ع) و صرفا با نگاه حاشیه‌ای به کلام الهی به آن دست نخواهیم یافت.
البته نکته گفتنی دیگر این که آنچه امروز بر تفکر رسانه‌ای حتی در کشور ما مسلط است این که رسانه، محصول تمدن غرب است و کارکردها و اهداف آن نیز متناسب با آن تعریف شده و وادادگی عده‌ای رسانه‌ای چی هم به آن دامن می‌زند اما واقعیت آن است که در نهایت امر، رسانه چیزی بیش از یک ابزار در دست انسان نیست و این محتوای رسانه است که می‌تواند جامعه ای را خوشبخت و یا بدبخت، دیندار و یا بی دین کند و از همین رسانه می توان عالیترین مفاهیم و مضامین را به مخاطب منتقل کرد و به تعبیر آیت‌الله جوادی آملی، معقول را به محسوس تبدیل کنیم و یا می توانیم از طریق آن، فرهنگ مادی و فساد و فحشاء را رواج دهیم.

قالب‌های مختلفی برای ترویج قرآن در رسانه‌ها ممکن است
نکته پایانی آنکه قالب‌های مختلفی برای ترویج قرآن در رسانه‌ها ممکن است که یک قالب آن چیزی است که امروز با عنوان خبرگزاری قرآنی در کشور فعالیت دارد و تجربه نسبتا موفقی از خود بروز و ظهور داده است اما یک دست صدا ندارد و باید پیوست تمامی اخبار رسانه‌ای در کشور اسلامی، آموزه‌های قرآنی باشد در این صورت نه تنها خبر کذبی منتشر نمی شود بلکه ذائقه مخاطبان ما نیز آنقدر رسانه‌ها را به سوی اخبار دم دستی، لهو و لعبی مانند زندگی هنرپیشه‌ها و ... سوق نمی‌دهد بلکه حداقل رسانه‌ها می‌توانند ذائقه بخشی از جامعه را به سمتی سوق دهند که با سرنوشت ابدی آنان سر و کار دارد البته نباید در این بین، نقش نظام سازی قرآنی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و به‌ویژه اقتصادی را نادیده گرفت زیرا در بسیاری از موارد شرایط رسانه‌ها نیز معلول این نظام سازی‌هایی است که این رسانه‌ها در آن زیست می‌کنند.

ماحصل کلام آنکه اولا، انعکاس و انتقال آموزه‌های عالیه اخلاقی، تربیتی، اعتقادی، علمی و غیبی قرآن کریم نه تنها وظیفه برای همه رسانه‌ها بلکه باید افتخاری برای آنان باشد زیرا وسیله‌ای برای انتقال خبری که مخبر آن فرشته امین از جانب خدا به پیامبر(ص) است با هیچ افتخاری قابل قیاس نیست. ثانیا آنکه باید دغدغه مندان کار رسانه‌ای یکبار دیگر دور هم بنشینند و دستی بر سر و روی وظایف رسانه بکشند و کارکردهای آن را بازخوانی و بازتعریف و متناسب با فرهنگ اسلامی ایرانی تعریف کنند ثالثا اینکه قرآن کریم هم قالب‌هایی متعددی برای صدور پیام به مخاطب ارایه کرده است که از جمله آن لزوم مخاطب‌شناسی، اثرگذاری تدریجی کار رسانه‌ای و تبلیغی و ... است و هم تجربه موفقیت پیامبر در ساختن جامعه ای متمدن از یک جامعه بدوی نشان می‌دهد که نباید از تاثیرگذاری کار قرآنی و فرهنگی نومید شد.
علی فرج‌زاده

captcha