به گزارش
خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، مقدم حیدری، رئیس پژوهشکده غربشناسی و علم پژوهی در دومین نشست از سلسله نشستهای تمدن نوین اسلامی با موضوع«منزلت فلسفه علم در تمدن سازی» در اصفهان، اظهارکرد: وقتی می گوییم می خواهیم تمدن بسازیم به این معناست که تمدن رایج و حاکم در جهان را قبول نداشته و به دنبال بدیلی برای آن هستیم.
وی با بیان اینکه از طرف دیگر اعتقاد بر این است که فلسفه علم می تواند در بخش معرفتی تمدن جدید نقش مؤثری ایفا کند، افزود: فلسفه علم رایج، متعلق به غرب است.
رئیس پژوهشکده غرب شناسی و علم پژوهی با بیان اینکه منظور غرب از فلسفه علم، فلسفه science است، یعنی علومی هم چون فیزیک، شیمی، نجوم و تا حدی بیولوژی، بیان کرد: بعد از این که علم توانست قدرتمندانه پدیده ها را تبیین کند و دستاورد های بزرگی به ارمغان بیاورد، در قرن 20 دو جنگ جهانی بزرگ رخ داد که تبعاتی در حوزه اندیشه به همراه داشت.
حیدری خاطرنشانکرد: عده ای راجع به چیستی علم به تفکر پرداختند و اظهار داشتند که اگر علم مفید است بایستی روشهای آن را پیدا کرده و در حوزه های دیگر به کار ببریم و از طرف دیگر به خاطر معضلات زیست محیطی که به وجود آورده، مشکلات و نواقص آن را مورد بررسی قرار دهیم.
استادگروه فلسفه علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان برخی نظریات مطرح در فلسفه علم همچون پوزیتیویسم ( مبتنی بر مشاهده و استقرا )، نظریه پوپر ( ابطال پذیری)، نظریه پارادایم از توماس کوهن ( هر دوره در علم یک پارادایم است و در واقع علم پیشرفت نمی کند بلکه از یک پارادایم به پارادایمی دیگر منتقل می شود ) و آرای فایرابند ( زیر سؤال بردن روش علمی)، گفت: ما نمی خواهیم بگوییم این نظریات خوب یا بد و درست یا نادرست هستند، ما باید این نظریات را مطالعه کرده و ببینیم چگونه می توانیم فصل مشترکی از آن ها استخراج کرده و از کدام بخش آن ها می توانیم در ساختن تمدن جدید استفاده کنیم.
وی با اشاره به اینکه باید دقت داشته باشیم که وقتی می خواهیم نهاد بدیلی به وجود بیاوریم، نهادهای موجود را دوباره باز تولید نکنیم، ادامه داد: غرب را باید خیلی عمیقتر از چیزی که راجع به آن فکر می کنیم، بشناسیم، زیرا غرب این گونه نیست که نمادی مثل آمریکا داشته باشد که انسان ها را قتل عام کرده و بمباران می کند.
رئیس پژوهشکده غرب شناسی و علم پژوهی تصریح کرد: غرب یک فرهنگ است، فرهنگی که همه ما داریم در آن زندگی می کنیم و اگر غرب را خوب بشناسیم، آن وقت تمایزات دینی مان را خوب درک کرده و مشخص می شود که باید چه چیزی بسازیم.
همچنین عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این نشست بحث خود را با ارجاع به تجربه آلمان از اواخر قرن 18 تا نیمه قرن 20 آغاز کرد که می تواند برای وضعیت فعلی ما نکته آموز باشد، گفت: آلمان همواره داعیه استقلال و جدایی را از بقیه اروپا داشت، حتی بافت سیاسی، اقتصادی و مذهبی این کشور هم متمایز از سایر نقاط اروپا بود.
مهدی معین زاده با بیان اینکه در دوره زمانی مورد بحث، انسان آلمانی به نوعی حس عقب ماندگی دچار شد که دو چیز در دل خود داشت، اظهارکرد: این دو چیز مهم دستیابی به سطح توسعه و پیشرفت کشورهایی چون فرانسه و انگلستان و در عین حال حفظ ارزش های خودی بود.
وی افزود: متفکران این کشور اصطلاح دانشگاه آلمانی را به کار می بردند و احساس می کردند دانشگاه هایشان باید خصیصه های خاصی داشته باشد که از بقیه اروپا متمایز باشد؛ در نتیجه دانشگاه قبل از هر چیز باید انسان فرهیخته و با فرهنگ تربیت کند که در قالب ایده »بیلدونگ» متجلی شد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بیان کرد: این ایده ادامه پیدا کرد تا این که در قرن 19 شخصی به نام «هوسرل« کتاب بحران علوم اروپایی را نوشت و ایده وحدت علم مطرح شد وآن هم به این معنا که علوم دچار تشتت شده و هر علمی ساز خودش را می زند و کل نگری از علم رخت بر بسته است.
معین زاده با بیان اینکه فلسفه از دیر باز به دو عرصه طبیعت و فوق طبیعت میپرداخت، خاطرنشان کرد:کانت اظهارکرد که عرصه فوق طبیعت محل تأمل عقل نیست، بنابراین این عرصه از فلسفه خارج و طبیعت هم به علوم طبیعی سپرده شد.
وی ادامه داد: در این دوران سؤالی که مطرح شد این بود که پس موضوع فلسفه چیست و هوسرل در برابر این سؤال فکر کرد که باید سازمان دهی جدیدی از فلسفه صورت گیرد و روشی به کار گرفت که به پدیدار شناسی مشهور شده است.
وی در ادامه بیان کرد : پیشنهاد من برای ساختن علم و تمدنی بدیل، استفاده از ایده پدیدار شناسی است که از دل حس بحران زاده شد و آن را روشی ذاتا دینی می دانم، از پدیدار شناسی نیز تلقی های زیادی صورت گرفته که بعضا پیچیده است، به زعم من پدیدار شناسی یعنی این که هر پدیده ای که با آن مواجه ایم نسخه کاملی دارد که آن نسخه در پدیده مذکور هم حضور دارد و هم فاقد حضور است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه «اجازه دادن به پدیده تا خود را آن گونه که هست نشان دهد و کنار گذاشتن احکام دیگر»، شعار پدیدار شناسی است، گفت: این ایده با وضعیت ما همخوانی دارد، ما باید تجاربی از این دست را مورد مطالعه قرار داده، وجوه مثبتش را به کار گرفته و از وجوه منفی آن پرهیز کنیم.