به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، محمدعلی نادی، عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان در نشست تخصصی «کاربردیسازی منشور تربیتی نامه ۳۱ نهجالبلاغه در نظام تعلیم و تربیت» که امروز، چهارم مردادماه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان برگزار شد، با بیان اینکه نهجالبلاغه هر بار با مطالعه، افقهای تازهای پیش روی مخاطب میگشاید، اظهار کرد: نامه ۳۱ نهجالبلاغه بهدلیل ارائه الگوی تربیتی از منظر خالق به مخلوق، دارای جایگاهی ممتاز در میان نظریههای تربیتی جهان است.
وی افزود: یکی از ویژگیهای ممتاز نهجالبلاغه این است که هر بار مراجعه به مفاهیم و واژگان آن، دستاورد و فهمی تازه برای مخاطب به دنبال دارد و انسان را به لایههای عمیقتری از معارف آن رهنمون میکند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اصفهان تصریح کرد: تفاوت اساسی نامه ۳۱ نهجالبلاغه با بسیاری از نظریههای تربیتی رایج در جهان این است که حضرت علی(ع) انسان را از منظر خالق معرفی کرده و سپس الگوی تربیتی ارائه داده است، در حالی که اغلب مکاتب فلسفه تعلیم و تربیت، از ایدهآلیسم تا پراگماتیسم، نگاه مخلوق به مخلوق دارند. همین تفاوت سبب شده که همه ابعاد وجودی انسان، اعم از ویژگیهای شخصیتی، روانشناختی و عاطفی در الگوی تربیتی حضرت علی(ع) بهصورت دقیق مورد توجه قرار گیرد.
وی با بیان اینکه شناخت یک پدیده از منظر آفرینندهاش، شناختی جامع از کلیت و اجزای آن به دست میدهد، گفت: وقتی پدیدهای از منظر سازنده آن تبیین شود، برای هر جزء و ویژگی آن نیز دستورالعمل، قاعده و اصل مشخصی بهمنظور هدایت و تربیت وجود خواهد داشت.
نادی نامه ۳۱ نهجالبلاغه را منشور تربیتی دانست و اضافه کرد: متأسفانه این منشور ارزشمند در میان شیعیان آنگونه که شایسته است، مورد پژوهش، ترجمه، تفسیر و تحلیل قرار نگرفته و گزارهها و نظریههای تربیتی آن به شکل دقیق استخراج و به جامعه علمی جهان معرفی نشده است.
وی با انتقاد از کمتوجهی به منابع اسلامی در حوزه تعلیم و تربیت بیان کرد: در دانشگاهها نظریههای متعدد غربی در خصوص مبانی تعلیم و تربیت تدریس میشود، اما هنگام پرداختن به تعلیم و تربیت اسلامی و نهجالبلاغه، مطالب اندکی بیان میشود که این مسئله ضعفی جدی بهشمار میرود.
این استاد دانشگاه با اشاره به ماندگاری نهجالبلاغه در طول قرنها تصریح کرد: افزون بر اینکه نهجالبلاغه کلام معصوم است، جامعیت محتوایی آن نیز عامل مهمی در ماندگاریاش محسوب میشود؛ بهگونهای که در نامه ۳۱ درباره نوجوان، جوان، خانواده، آینده، دنیا، خودسازی و شیوههای تربیتی سخن به میان آمده و همه این موضوعات در قالب اهداف، اصول، مبانی و روشها تبیین شده است.
وی افزود: حضرت علی(ع) در ابتدای این نامه با یادآوری فانیبودن انسان، مخاطب را متوجه حقیقت زندگی میکنند و سپس با بیان ویژگیهای انسان، آسیبپذیری او در برابر بیماری، محدودیتهای زمان و ضرورت عبرتگرفتن از تاریخ، پایههای تربیتی خود را بنیان مینهند.
نادی تأکید کرد: پس از گذشت بیش از ۱۴۰۰ سال، مطالعه نامه ۳۱ نهجالبلاغه همچنان نکات تازهای پیش روی پژوهشگران قرار میدهد و حتی به پرسشهایی پاسخ میگوید که علوم تربیتی و روانشناسی امروز هنوز برای آن پاسخ روشنی ارائه نکردهاند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش خانواده در تربیت فرزندان گفت: هرچند مادران بهدلیل حضور بیشتر در کنار فرزندان نقش مهمی در تربیت دارند، اما نباید مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی، پدران را از وظایف تربیتی خود در قبال خانواده غافل کند. نگارش نامه ۳۱ پس از جنگ صفین نشان میدهد که حضرت علی(ع) حتی در اوج مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی، تربیت خانواده را از اولویتهای اصلی خود میدانستند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اصفهان همچنین ادبیات تربیتی حضرت علی(ع) را سرشار از محبت و عاطفه توصیف کرد و ادامه داد: تربیت بدون ایجاد پیوند عاطفی امکانپذیر نیست و تا زمانی که رابطهای مبتنی بر محبت میان مربی و متربی شکل نگیرد، فرآیند تربیت به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
وی با اشاره به تعبیر حضرت علی(ع) خطاب به فرزندشان که «تو پاره تن، بلکه همه وجود منی»، افزود: این نوع ادبیات نشاندهنده اوج محبت و پیوند عاطفی در تربیت است و میتواند الگویی ارزشمند برای پدران، مادران، معلمان، مدیران مدارس و همه کسانی باشد که مسئولیت تربیتی بر عهده دارند. خانواده هسته اصلی تربیت است و اگر این نهاد وظیفه خود را بهدرستی انجام ندهد، دستیابی به اهداف تربیتی در سایر بخشهای جامعه نیز با دشواری مواجه خواهد شد.
نادی با تأکید بر اینکه خانواده، مدرسه و دانشگاه سه ضلع اصلی نظام تربیت هستند، گفت: اگرچه هر سه رکن در تربیت نقش دارند، اما خانواده و مدرسه جایگاهی محوری دارند و بدون تقویت این دو، حتی عملکرد مطلوب دانشگاهها نیز نمیتواند به تربیت مطلوب جامعه منجر شود.
وی اظهار کرد: میان خانواده، مدرسه و دانشگاه ائتلافی سهگانه وجود دارد که تکمیل آن برای مشاهده ثمرات تربیتی در جامعه ضروری است. از آنجا که همه افراد وارد دانشگاه نمیشوند، خانواده و مدرسه دو رکن اساسی این منظومه بهشمار میروند و سرمایهگذاری اصلی باید بر تقویت بنیان خانواده متمرکز باشد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه مفهوم مربی به معلم، مدیر مدرسه یا استاد دانشگاه محدود نیست، افزود: هر فردی که در فرآیند تربیت نقش دارد، مربی محسوب میشود و باید با نگاه تربیتی با مخاطب خود ارتباط برقرار کند.
وی با اشاره به شیوه خطاب قرار دادن امام حسن(ع) در نامه ۳۱ نهجالبلاغه بیان کرد: حضرت پیش از هر توصیهای، با تعابیری سرشار از محبت، همچون «تو پاره تن، بلکه همه وجود منی» با فرزند خود سخن میگویند. این شیوه نشان میدهد که در نظام تعلیم و تربیت اسلامی، ایجاد پیوند عاطفی بر هرگونه آموزش و تربیت مقدم است.
نادی ادامه داد: اگر دانشآموز، دانشجو و فرزندان جامعه را پاره تن خود ندانیم، در آینده نیز توان تحمل و اصلاح رفتارهای آنان را نخواهیم داشت. ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی امروز به این برمیگردد که در خانواده و مدرسه، رابطه عاطفی عمیق با نسل جدید شکل نگرفته است.
وی با تأکید بر اینکه معلمی پیش از آنکه یک وظیفه باشد، عشق است، اظهار کرد: مخاطب پیش از آنکه شنونده سخنان ما باشد، باید احساس کند دیده شده، مورد توجه قرار گرفته و برای مربی ارزشمند است.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اصفهان با اشاره به فعالیتهای پژوهشی انجامشده در زمینه نامه ۳۱ نهجالبلاغه گفت: در طول چهار تا پنج سال گذشته، پژوهشهای تخصصی در مؤسسه نور نهجالبلاغه و مرکز مطالعات نهجالبلاغه دانشگاه آزاد درباره این نامه انجام شده و همچنین، وصیت شهید محمدمهدی طهرانچی مبنی بر توسعه معارف نهجالبلاغه در نظام تعلیم و تربیت، انگیزهای برای ادامه این مسیر بوده است. حاصل این مطالعات این است که حضرت علی(ع) را میتوان امام معلم دانست؛ زیرا آنچه در این نامه تبیین شده، بیش از هر چیز ویژگیهای یک مربی و معلم موفق را ترسیم میکند.
وی با بیان اینکه آموزش با تربیت تفاوت اساسی دارد، تصریح کرد: انتقال اطلاعات را امروز میتوان با ابزارهایی مانند هوش مصنوعی، فیلم، پادکست یا سایر فناوریها انجام داد، اما تربیت به معنای کشف استعدادها، فراهمکردن بستر رشد، هدایت و رفع موانع شکوفایی انسان است و این فرآیند فقط از عهده یک مربی واقعی برمیآید.
نادی ادامه داد: حضرت علی(ع) پیش از بیان هر توصیه تربیتی، وضعیت قلب و روح مخاطب را درک میکنند و این همان ویژگی است که امروز یک مربی موفق نیز باید داشته باشد. نخستین وظیفه مربی، مهندسی و بازسازی رابطه با متربی است؛ زیرا بخش قابل توجهی از مشکلات میان معلمان، دانشجویان و جوانان ناشی از ضعف در برقراری ارتباط مؤثر است.
وی با اشاره به مفهوم قلب در قرآن و نهجالبلاغه گفت: قلب صرفاً مرکز احساسات نیست، بلکه مرکز ادراک، اراده، ایمان، محبت و تصمیمگیری است. از اینرو، مخاطب تربیت صرفاً حافظه انسان نیست، بلکه همه ابعاد شخصیت او را دربرمیگیرد.
این استاد دانشگاه در ادامه به یکی از نکات مهم نامه ۳۱ نهجالبلاغه درباره تربیت اشاره کرد و گفت: برخی تصور میکنند میان توصیه حضرت به شتاب در تربیت و سفارش به آرامش در تربیت تناقض وجود دارد، در حالی که چنین نیست. تأکید بر شتاب در تربیت ناظر بر استفاده از فرصت سنین کودکی و نوجوانی است؛ دورانی که ذهن انعطاف فراوانی دارد و آنچه امروز در روانشناسی با عنوان انعطافپذیری عصبی یا نوروپلاستیسیتی شناخته میشود، امکان یادگیری عمیقتر را فراهم میکند.
وی افزود: در مقابل، سفارش به شتابزدهعملنکردن به این معناست که بعضی از باورها و نگرشها باید بهتدریج در ذهن مخاطب شکل بگیرد و پخته شود تا بتوان مبانی بعدی تربیت را بر آنها استوار کرد. در غیر این صورت، شخصیتی سطحی و ناپایدار شکل میگیرد که بهسرعت تحت تأثیر شرایط و محیط تغییر میکند.
نادی با بیان اینکه حضرت علی(ع) بر کاشت بذر تربیت پیش از سختشدن دل و جان انسان تأکید دارند، اظهار کرد: قلب نوجوان همانند زمینی آماده و حاصلخیز است که هر بذری در آن کاشته شود، قابلیت رشد دارد. به همین دلیل، تربیت باید از سنین پایین آغاز شود. یکی از عوامل موفقیت در یادگیری کودکان و نوجوانان، کمتر بودن مشغلههای ذهنی آنان در مقایسه با بزرگسالان است و همین مسئله ظرفیت یادگیری و تثبیت مفاهیم را افزایش میدهد.
وی با تأکید بر ضرورت اصلاح پیشفرضهای ذهنی پیش از آموزش گفت: همانگونه که زمین پیش از کاشت نیازمند آمادهسازی است، ذهن متربی نیز باید از پیشفرضهای نادرست پاک شود. این امر فقط از مسیر گفتوگو امکانپذیر است و مربی باید ابتدا دریابد چه باورهایی پیشتر در ذهن فرزند، دانشآموز یا دانشجوی او شکل گرفته است تا بتواند فرآیند تربیت را بر پایهای صحیح بنا کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اصفهان با تأکید بر اینکه شناخت دقیق مخاطب یکی از ارکان اساسی تربیت است، ادامه داد: پیش از هر اقدام تربیتی باید بدانیم چه باورها، اندیشهها و ارزشهایی در ذهن فرزند، دانشآموز یا دانشجوی ما شکل گرفته است؛ زیرا بدون این شناخت، امکان تربیت صحیح وجود ندارد.
وی بیان کرد: امروز دیگر نمیتوان ذهن دانشآموزان و نوجوانان را زمین خالی دانست؛ چراکه بسیاری از آنان از سنین بسیار پایین با تلفن همراه و فضای مجازی مواجه میشوند و بخش قابل توجهی از باورها و الگوهای رفتاری، درست یا نادرست، پیش از ورود به مدرسه در ذهن آنان شکل میگیرد. هرچند ذهن کودکان و نوجوانان همچنان از انعطافپذیری فراوانی برخوردار است، اما مربی ابتدا باید بداند چه بذری پیشتر در ذهن مخاطب کاشته شده تا بتواند بذر صحیح را در جای مناسب بنشاند.
نادی با اشاره به آموزههای نامه ۳۱ نهجالبلاغه تصریح کرد: حضرت علی(ع) تأکید میکنند که زمین آماده هر بذری را میپذیرد و محصول نیز تابع نوع بذر است. بنابراین، رفتارهای امروز جامعه، نتیجه بذرهایی است که پیشتر در خانواده، مدرسه، دانشگاه و جامعه کاشته شده است. مسئولیت مربی فقط کاشتن نیست، بلکه انتخاب بذر نیز اهمیت دارد. باید مشخص شود چه مفهومی، با چه روشی و در چه زمانی به مخاطب منتقل شود.
وی با بیان اینکه گفتوگو مهمترین ابزار شناخت مخاطب است، تأکید کرد: معلمان، استادان و والدین باید زمان بیشتری را صرف صحبت با نوجوانان و جوانان کنند تا دریابند چه اندیشههایی پیش از آنان در ذهن مخاطب شکل گرفته است؛ زیرا بدون شناخت این پیشفرضها، تربیت بر پایهای سست بنا خواهد شد.
این استاد دانشگاه با اشاره دوباره به موضوع شتاب در تربیت و پرهیز از شتابزدگی در نامه ۳۱ نهجالبلاغه گفت: تربیت باید در زمان مناسب آغاز شود، زیرا بعضی از مفاهیم اگر در سنین کودکی و نوجوانی آموزش داده نشوند، در بزرگسالی با دشواری بیشتری قابل انتقال خواهند بود.
وی اضافه کرد: در عین حال، حضرت علی(ع) بر ضرورت صبر در فرآیند تربیت نیز تأکید دارند؛ زیرا رشد شناختی، عاطفی و شخصیتی انسان نیازمند زمان است و نباید از کودک یا نوجوان انتظار داشت که پیش از رسیدن به بلوغ فکری، همچون یک بزرگسال رفتار کند.
نادی با انتقاد از پارهای شیوههای رایج تربیتی اظهار کرد: استفاده از عباراتی مانند «دیگر بزرگ شدهای» یا سرزنش کودکان بهدلیل رفتارهای متناسب با سن آنان، با اصول تربیتی سازگار نیست؛ چراکه رشد جسمی، شناختی و تربیتی باید بهصورت همزمان و تدریجی شکل بگیرد. تربیت مانند رنگکردن یک پارچه نیست که در زمانی کوتاه به نتیجه برسد، بلکه نیازمند صبر، برنامهریزی و استمرار است.
وی با اشاره به تجربه همکاری خود با شهید محمدمهدی طهرانچی ادامه داد: ایشان به شاگردان خود فرصت خطا میدادند تا از مسیر تجربه رشد کنند و در عین حال، با حمایت، نظارت و گفتوگو، آنان را در مسیر صحیح هدایت میکردند. پذیرش خطا بهمثابه بخشی از فرآیند رشد، اصلی تربیتی است؛ زیرا انسان معصوم نیست و دانشآموز، دانشجو و فرزند خانواده باید فرصت تجربه، اصلاح و یادگیری داشته باشند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اصفهان یکی دیگر از ارکان تربیت را بهرهگیری از تجربه تاریخی دانست و بیان کرد: حضرت علی(ع) در نامه ۳۱ میفرمایند اگرچه عمر گذشتگان را نداشتهاند، اما در اعمال و سرگذشت آنان تأمل کردهاند. این نگاه نشان میدهد که مربی باید راوی تجربه باشد، نه قاضی افراد.
وی افزود: مطالعه تاریخ، چه تاریخ اسلام و چه تاریخ معاصر، نقش مهمی در تربیت دارد و رخدادهایی همچون جنگهای اخیر و حوادث مهم کشور نیز بخشی از حافظه تاریخی جامعه محسوب میشوند که باید مورد تحلیل و بازخوانی قرار گیرند. یکی از آسیبهای امروز، کمتوجهی به آموزش تاریخ است، در حالی که روایت تجربههای تاریخی میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای تربیتی باشد.
نادی در ادامه با اشاره به ضرورت همدلی در محیطهای آموزشی اظهار کرد: برخی استادان نگران کاهش اقتدارشان در کلاس درس هستند، اما تجربه نشان میدهد که همدلی، زمینه اثرگذاری تربیتی را فراهم میکند و اگر استاد بتواند منش و اخلاق خود را به دانشجو منتقل کند، دانشجو فقط به مطالعه کتاب اکتفا نخواهد کرد، بلکه مسیر فکری و اخلاقی استاد را نیز دنبال خواهد کرد.
وی تأکید کرد: نامه ۳۱ نهجالبلاغه صرفاً یک وصیتنامه نیست، بلکه مجموعهای از اصول عمیق روانشناختی و تربیتی است که با شناخت ظرفیتهای ذهنی انسان میتواند راهنمایی مؤثر برای نظام تعلیم و تربیت امروز باشد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه نامه ۳۱ نهجالبلاغه نباید صرفاً بهمثابه یک پندنامه مورد توجه قرار گیرد، گفت: این نامه یک منشور جامع تربیتی با ظرفیت جهانی است که باید در سطح بینالمللی معرفی و تبیین شود. گاهی در بعضی از نشستها، نهجالبلاغه با نگاهی سطحی بررسی میشود، در حالی که این اثر ارزشمند باید نقشه راه تربیتی دیده شود، نه مجموعهای از توصیههای اخلاقی ساده.
وی با اشاره به اهمیت شناخت وضعیت ذهنی مخاطب پیش از آغاز فرآیند تربیت افزود: حضرت علی(ع) در نامه ۳۱ تأکید دارند که بدون شناخت ذهن و شرایط متربی، امکان آغاز یک تربیت موفق وجود ندارد. این اصل باید در خانواده، مدرسه و دانشگاه مورد توجه قرار گیرد.
نادی با انتقاد از پارهای شیوههای رایج آموزشی گفت: گاهی معلم یا استاد فقط به انتقال مطالب درسی اکتفا میکند، در حالی که اگر از وضعیت ذهنی و دغدغههای دانشآموز یا دانشجو آگاهی نداشته باشد، محتوای آموزشی اثرگذاری لازم را نخواهد داشت. هرچه سن دانشآموز بالاتر میرود، فاصله عاطفی میان مربی و متربی نیز بیشتر میشود و این مسئله نیازمند اصلاح جدی در نظام آموزشی است.
وی ادامه داد: امروز بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان پیش از ورود به کلاس، تحت تأثیر حجم گستردهای از اطلاعات و محتوای فضای مجازی قرار گرفتهاند. اگر مربی از این وضعیت ذهنی آگاه نباشد، نمیتواند محتوای آموزشی را در ذهن و قلب مخاطب تثبیت کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اصفهان با بیان اینکه کاهش اضطراب مخاطب یکی از وظایف اصلی مربی است، اضافه کرد: در شرایطی که دانشجویی بهدلیل مشکلات ناشی از جنگ یا بحرانهای اجتماعی با فشارهای روحی روبهروست، نمیتوان انتظار داشت آموزش همانند شرایط عادی پیش برود. ابتدا باید اضطراب او کاهش یابد تا زمینه یادگیری فراهم شود. اگر دانشجو احساس همدلی و همراهی از سوی استاد داشته باشد، فقط به انجام تکلیف درسی اکتفا نمیکند، بلکه منش و شیوه رفتاری استاد را نیز الگوی خود قرار میدهد.
وی با اشاره به اصول تربیتی نامه ۳۱ نهجالبلاغه گفت: حضرت علی(ع) تربیت را فرآیندی تدریجی میدانند و بر این باورند که نباید با مشاهده هر خطا، رابطه میان مربی و متربی آسیب ببیند.
نادی چهار آسیب مهم در شیوههای نادرست تربیتی را ایجاد ترس، تهدید، تحقیر و تخریب شخصیت بیان کرد و افزود: متأسفانه گاهی برای اصلاح رفتار کودکان و نوجوانان، شخصیت آنان مورد آسیب قرار میگیرد، در حالی که بازسازی اعتماد به نفس و شخصیت افراد بسیار دشوار است.
وی تصریح کرد: حضرت علی(ع) در نامه ۳۱ تصریح میکنند که در تربیت شتابزده عمل نکردهاند و پس از فراهمشدن زمینه، آموزش کتاب خدا و تفسیر آن را آغاز کردهاند؛ موضوعی که نشاندهنده ضرورت رعایت ظرفیت مخاطب در فرآیند تربیت است.
این استاد دانشگاه افزود: یکی از مهمترین دلالتهای تربیتی این نامه آن است که حضرت علی(ع) دنبال عیبجویی نبودند و به جای تمرکز بر تنبیه، بر جایگزینکردن ارزشهای صحیح تأکید کردهاند. ایشان ابتدا حقایق را آموزش میدهند تا ظرفیت درونی مخاطب افزایش یابد و سپس زمینه اصلاح رفتار فراهم شود.
وی با اشاره به مفهوم تغافل در تربیت گفت: در بسیاری از موارد لازم نیست مربی نسبت به هر رفتار نادرست، واکنشی فوری نشان دهد؛ زیرا مشاهده همه رفتارها با واکنش نشان دادن به همه آنها تفاوت دارد و گاهی چشمپوشی آگاهانه، اثر تربیتی بیشتری خواهد داشت.
نادی در ادامه به بخش دیگری از نامه ۳۱ نهجالبلاغه اشاره کرد و ادامه داد: حضرت علی(ع) میفرمایند که اگرچه عمر پیشینیان را نداشتهاند، اما در اعمال آنان نگریسته، در اخبارشان اندیشیده و در آثارشان سیر کردهاند؛ بهگونهای که گویی با آنان زندگی کردهاند.
وی سه واژه نگریستن، اندیشیدن و سیر کردن را از مهمترین اصول یادگیری عمیق دانست و اظهار کرد: تربیت فقط در چهار دیواری کلاس درس شکل نمیگیرد، بلکه لازم است دانشآموز، دانشجو و فرزند خانواده در متن جامعه نیز حضور یابد، تجربه بیاموزد و واقعیتهای اجتماعی را از نزدیک مشاهده کند. مطالعه تاریخ نیز یکی از مهمترین ابزارهای تربیتی است؛ زیرا انسان با شناخت تجربه گذشتگان میتواند از تکرار خطاهای آنان جلوگیری و مسیر رشد خود را آگاهانهتر انتخاب کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اصفهان بیان کرد: تعبیر حضرت علی(ع) درباره «قلب نوجوان همانند زمین آماده» نشان میدهد که ایشان با نگاهی دقیق و بومشناسانه به تربیت مینگرند و بر مدیریت پیشفرضهای ذهنی و آمادهسازی بستر تربیت پیش از کاشت بذر ارزشها تأکید دارند.
وی با تأکید بر اینکه دوران کودکی و نوجوانی مهمترین مرحله شکلگیری شخصیت انسان است، گفت: قلب و ذهن کودک همانند زمینی آماده و بیطرف است که هر بذری در آن کاشته شود، متناسب با همان بذر به بار خواهد نشست.
نادی اظهار کرد: زمین خالی ظرفیت پذیرش هر بذری را دارد و تا زمانی که بذر در آن رشد نکرده، بیطرف باقی میماند؛ اما پس از شکلگیری محصول، دیگر بیطرف نیست. همانگونه که کاشت گندم، برنج یا خشخاش نتایج متفاوتی به دنبال دارد، ارزشها و باورهایی که در ذهن کودک و نوجوان کاشته میشود نیز شخصیت آینده او را شکل میدهد.
وی با اشاره به مفهوم انعطافپذیری ذهن در دوران کودکی و نوجوانی بیان کرد: حضرت علی(ع) در نامه ۳۱ نهجالبلاغه دو مانع اساسی یادگیری و تربیت را معرفی میکنند که توجه به آنها برای هر مربی، معلم و والد ضروری است.
این استاد دانشگاه نخستین مانع را قساوت قلب دانست و گفت: تحقیر، سرزنش، نادیدهگرفتن و بیتوجهی مکرر به فرزند یا متربی، بهتدریج موجب شکلگیری سازوکارهای دفاعی و سختشدن قلب میشود و اصلاح این وضعیت در سالهای بعد بسیار دشوار خواهد بود. بسیاری از آسیبهای امروز، دیگر ناشی از تنبیه بدنی نیست، بلکه حاصل آسیبهای روانشناختی و عاطفی است که گاه آثار عمیقتری بر شخصیت انسان بر جای میگذارد.
وی با ذکر نمونهای از روابط والد و فرزند اظهار کرد: حتی بیتوجهیهای به ظاهر ساده، مانند پاسخندادن مکرر به درخواست یک کودک، میتواند احساس نادیدهگرفتهشدن را در او ایجاد و زمینه قساوت قلب را فراهم کند.
نادی با اشاره به واکنشهای متفاوت انسانها نسبت به رخدادهای اجتماعی و انسانی گفت: هنگامی که قلب انسان دچار قساوت شود، حتی در برابر بزرگترین حوادث انسانی نیز حساسیت خود را از دست میدهد و همین مسئله اهمیت تربیت صحیح در سالهای نخست زندگی را دوچندان میکند.
وی دومین مانع تربیت را اشتغال ذهن بیان کرد و افزود: اگر ذهن دانشآموز، دانشجو یا فرزند خانواده درگیر اضطرابهای اجتماعی، مشکلات فردی یا دغدغههای متعدد باشد، ظرفیت لازم برای دریافت و پردازش اطلاعات جدید را نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه تغییر رفتار بدون اصلاح باورهای بنیادین پایدار نخواهد بود، اضافه کرد: ارزشها و هنجارهایی که در سالهای نخست زندگی در وجود انسان تثبیت میشود، بخش پنهان شخصیت او را تشکیل میدهد و رفتارهای ظاهری نیز بر همان اساس شکل میگیرد. اگر فقط رفتار فرد مورد توبیخ قرار گیرد، اما باورها و مفروضات اساسی او تغییر نکند، رفتار صحیح فقط تا زمانی ادامه خواهد یافت که عامل کنترل بیرونی، مانند حضور ناظر یا قانون وجود داشته باشد.
وی برای تبیین این موضوع به مثال رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی اشاره کرد و گفت: اگر رعایت قانون فقط بهدلیل حضور پلیس یا دوربین باشد، با حذف عامل نظارتی، رفتار نیز تغییر خواهد کرد؛ اما اگر این باور به ارزشی درونی تبدیل شود، دیگر نیازی به نظارت بیرونی نخواهد بود. هدف تربیتی حضرت علی(ع) نیز رسیدن به همین مرحله است؛ یعنی ایجاد نظارت درونی در انسان، نه وابستهکردن او به کنترلهای بیرونی.
نادی با بیان اینکه قساوت قلب مهمترین مانع پذیرش حقیقت است، اظهار کرد: گاهی مشکل افراد کمبود اطلاعات نیست، بلکه از بین رفتن ظرفیت پذیرش حقیقت است و در چنین شرایطی، صرف ارائه اطلاعات تأثیر چندانی نخواهد داشت.
وی با اشاره به واقعه عاشورا افزود: مردم کوفه سخنان امام حسین(ع) را شنیدند، اما بهدلیل آنکه ظرفیت پذیرش حقیقت در آنان آسیب دیده بود، این سخنان در رفتار آنان اثری نگذاشت و همین موضوع نشان میدهد که صرف شنیدن به معنای پذیرش نیست. مربی باید پیش از آموزش، تشخیص دهد که مشکل مخاطب از کمبود آگاهی است یا از بین رفتن ظرفیت پذیرش؛ زیرا راهکار این دو وضعیت کاملاً متفاوت است.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اصفهان تصریح کرد: تأکید بر اهمیت تربیت در کودکی به این معنا نیست که انسان در بزرگسالی قابلیت رشد و تربیت را از دست میدهد، بلکه فرآیند تربیت تا پایان عمر ادامه دارد؛ هرچند اگر اصول تربیتی در زمان مناسب اجرا شود، دستیابی به نتایج مطلوب آسانتر خواهد بود.
وی در پایان، سه رکن اساسی تربیت را شناخت ظرفیت مخاطب، همدلی و تربیت تدریجی و اقتدار مبتنی بر تجربه و شناخت عمیق برشمرد و ابراز امیدواری کرد که همگان از رهروان راستین سیره پیامبر اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و اهل بیت(ع) باشند.
انتهای پیام