به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، در تاریخ هر ملتی، از وقایع و اتفاقاتی که بیانگر ایستادگی و مقاومت آنها بر آرمانها،عقاید و همچنین حفظ آب و خاک و مرز و بومشان است، بهعنوان حماسه یاد میشود که ملت ایران نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست.
دفاع مقدس؛ حماسهسازترین اتفاق ملت ایران شاید بهطور قاطع بتوان گفت که دوران دفاع مقدس، حماسهسازترین اتفاق تاریخ ملت ایران است که هرچقدر درباره آن بنویسیم، بخوانیم و بگوییم، باز هم کم است. 8 سال مقاومت و دفاع جانانه از مرز و بوم و ناموس و عقاید و آرمانهای یک ملت، آن هم با دست خالی و در مقابل قدرتهای بزرگ دنیا، اتفاق کمی نبوده است که بتوان از آن به سادگی گذشت.
بیشک تمام نقاط این سرزمین، پر است از مردمی که حماسهساز وقایع آن دوران بودهاند. زنان و مردانی که از عزیزان خود گذشتند و آنها را راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل کردند تا بتوانند به سهم خود ادای دینی در قبال این انقلاب و امام و رهبرشان داشته باشند.
برخی ایثارها، بیشتر دلها را متحول میکند اما با تمام این تفاسیر، شنیدن دلاورمردیها، حماسهها و ایثارگریهای برخی که بیشتر از حد توان از خود گذشتهاند، بیشتر دلها را متحول میکند و عرق سرد را بر پیشانیها جاری میکند که ما کجاییم و آنها کجا بودند!
شرح ایثارگریهای خانوادههای شهدا، قصههای غصههایی است که با حقیقت زندگی آنها عجین شده است و روزها و ساعات و لحظات خود را با این قصهها میگذرانند. مگر میتوان شرح دل کندن از فرزند، همسر و برادر و سپردن دیدار آنان به قیامت را به راحتی در حد چند سطر بیان کرد؟ اینجاست که حتی قلم هم کم میآورد.
جایی که خواندیم پدر و مادری، 4 فرزند خود را راهی جبههها کردند و هر 4 نفر آنان به شهادت رسیدند، تپش قلبها تندتر شد، نفسها در سینهها حبس شد و انگشتهای حیرت به دهان ماند از این همه گذشت و ایثار که ما باید چه کنیم در قبال آنان. اما افسوس و صد افسوس از غفلتها، از لحظاتی که سپری شدند و دیگر باز نمیگردند.
ما در هنگام تشییع پیکر پدر 4 شهید کجا بودیم؟آری! پدر 4 شهید گلگون کفن دفاع مقدس طی روزهای اخیر به فرزندان شهیدش پیوست. اما ما کجا بودیم، ما چه کردیم، چند نفر از مایی که ادعای تقدم فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه را داریم، راهی شدیم تا او را در پیوستن به فرزندانش، بدرقه کنیم. چند نفر از مسئولان فارس آمدند و یاد این پدر از خود گذشته و اسطوره ایثار در استان فارس را گرامی داشتند و او را تا آرامگاه ابدیش در شهیدآباد همراهی کردند؟
این سئوالی است که برای بسیاری از مردم و بلکه یادگاران دفاع مقدس به وجود آمده است. به همین دلیل سردار سرتیپ دوم پاسدار مجتبی میناییفرد، نماینده کمیته مفقودین نیروهای مسلح یادداشت و دلنوشتهای را برای دفتر خبرگزاری ایکنا ارسال کرد که در ادامه آن را میخوانیم.
«غربت بیانتها که از خاکسپاری اول مظلومه شهیده، حضرت صدیقه(س) به وقوع پیوست در حالی سینه به سینه نقل شد و قصه غصهها آنچنان جانسوز و دلگیر در طول قرون و اعصار به ما رسید که در جمهوری اسلامی و نظام مقدسی که توسط سلاله پاک رسولالله(ص) حضرت روحالله پایهگذاری شد، وعده الهی به تحقق پیوست و شاید مصداق یرفع المستضعفین را بتوان در پیروزی انقلاب در بهمن خونین 57 نظاره کرد.
انقلاب اسلامی، ثمر تلاش مظلومان علوی و فاطمی بود این نهال نوپا ثمر تلاش مظلومان علوی و فاطمی بود که دست به دست محافظت شد و به ما رسید. بی شک آتش کینهتوزانی که درب را آتش زدند تا به زعم خود غائله را در نطفه خفه کنند، اما غافل از اینکه اراده خداوند بر این نبود. مظلومیت و غربت بیانتها را تا آنجا رقم زدند که حضرت مولا در دل سیاه شب نمیدانست پایه تابوت عزیزش را به که بسپارد و با نهایت غم و اندوه امانت رسولالله(ص) را به خاک بسپارد.
اما امروز شاهدیم که مردان و زنان غیور که کالبدشان از جنس ایمان و افکارشان تشیع علوی است، چنان از انقلاب اسلامی حفاظت کردند و نه تنها خود بلکه به مصداق واقعی «... جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ...؛ ... با مال و جانشان به جهاد برخاستهاند...» (آیه 88 سوره توبه) وارد صحنه شدند.
پایههای تابوت پدر 4 شهید بر روی زمین نماند امروز مقارن با ایام فاطمیه و روز شهادت حضرت ام ابیها فاطمه زهرا(س)، مردی از همین تبار و رزمنده غیور و خستگیناپذیر به نام حاج یدالله اکبری را در حالی تشییع کردیم که کسی دغدغه بی کسی و بی یاوری را نداشت. کسی فکر بر زمین ماندن پایههای تابوت نبود. چهار جوانمرد شهیدش، جنازه پدر را بر دوش کشیدند و در میان اندوه آحاد مردم شهیدپرور که از همه جا به عشق ارج نهادن به مقام ایثار و شهادت آمده بودند، از خرمبید به روستای شهیدآباد برده و در جوار فرزندان شهیدش به خاک سپردند.
در دوران جنگ، حتی یک مرد هم در شهیدآباد نماند روستای شهیدآباد در زمان انقلاب و دفاع مقدس در محرومیت بسیار شدید و با جمعیت کم، حدود 50 شهید را تقدیم نظام اسلامی کرد. روایت شده که به دفتر امام(ره) خبر دادند که در این روستا مردی باقی نمانده و همه به جبهه رفتهاند و امورات را زنان با مشقت فراوان انجام میدهند که بلافاصله پیگیری شد تا تعدادی از مردان را بازگردانند اما مگر ممکن است مسئله دفاع از عقیده، آرمان و آب و خاک را در وجود مردم عشایر غیور کمرنگ و یا خشکاند. مادران و شیر زنان روستا هر کدام یک، دو و یا سه شهید دادند اما انگار که در این روستا قرار است حماسه ماندگار دیگری رقم بخورد. تقدیم چهارمین شهید یک مادر دلاور نیز صورت میگیرد در حالی که حاج یدالله نیز در جبهههاست.
بشکند قلمهایی که در ماندگاری این حماسهها رقم نمیخورندبا کدام دلشکستگی میتوان از این همه ایثار، شجاعت و مقاومت یاد کرد. بشکند قلمهایی که در ماندگاری این حماسهها برای تاریخ آینده رقم نمیخورند و مرده باد بر هنرمندان و دستگاههای فرهنگی که برای نقل این ثروتهای معنوی به حد و اندازه توانشان تلاش نمیکنند.
امروز عینالله، هدایتالله، محمد شفیع و نورالدین کنار جنازه و قبر مطهر حاج یدالله اکبری، بر مردمی که برای تکریم پدرشان آمدهاند، نظارهگرند و به جز مدیرکل صدا و سیمای فارس و مدیرکل بنیاد شهید و شاید تعدادی دیگر مسئولان محلی بقیه کجا بودند؟
اما روزی که ندای غربت اسلام و مسلمین و هل من ناصر ینصرنی امام راحل به فراخوانی گسترده برای حضور در جبههها شنیده شد، حاج یدالله و پسرانش و مردم روستای شهیدآباد و هزاران روستای شهید آباد در سراسر این کشور برخاستند و بدون هماهنگی با دستگاه بالادست و پایین دست، سراسیمه به جبههها رفتند و نتیجه این شد که جز سر تعظیم به این جوانمردی کار دیگری نمیتوان کرد.
بر ماست که امروز با تأسی به راه شهدا و بازماندگانشان وظایف خود را در حد عالی جهت ادای گونهای هر چند کوچک به حل مسائل و مشکلات این مناطق محروم به کار بندیم».