لیلا کریمی، پژوهشگر محیط زیست در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهارکرد: با یک نگاه اجمالی به دیدگاههای ادیان مختلف در مورد طبیعت و رابطه انسان با محیط زیست میتوان فهمید که تمامی ادیان الهی در ذات خود بر نظم طبیعت و لزوم هماهنگی انسان با آن تأکید کردهاند و انسان را به حفظ و پاسداشت این نظم طبیعی تشویق نمودهاند.
وی با بیان اینکه ادیان ابراهیمی به خدای واحدی اعتقاد دارند که جهان را آفریده و بر طبق نظمی ناشی از اراده و حکمت خود بر آن سیطره دارد، اظهارکرد: نظم طبیعت نه فقط به دست خداوند و از طریق اراده او آفریده شده، بلکه جنس آن از جوهر الهی است و به عبارت دیگر طبیعت تجلی خداوند میباشد و جایگاه انسان در این طبیعت بهعنوان مخلوق برتر و «احسن الخالقین» به عنوان نمایندگی از سوی خداوند تعریف میشود.
این پژوهشگر محیط زیست با بیان اینکه خداوند انسان را به عنوان جانشین و خلیفه خود بر روی زمین معرفی کرده که سایر مخلوقات و هر چه در جهان میباشد مسخر اوست، افزود: این نوع جهان بینی میتواند به رفتارهای محیط زیست گرایانه منجر شود، اما چیزی که در عمل میبینیم متفاوت میباشد، زیرا انسانها برای قرنهای متمادی است که به بهانه پیشرفت و توسعه در حال استخراج بیرویه منابع طبیعی و تخریب محیط زیست هستند.
کریمی بیان کرد: محققان غربی که به بررسی عوامل مؤثر بر رفتارهای زیست محیطی پرداختهاند، همواره به مسئله دین هم توجه داشتهاند و برخی از آنها با دیدن وسعت تخریب محیط زیست در دوران مدرن و پس از انقلاب صنعتی به این نتیجه رسیداند که مسیحیت، ضد محیط زیست است و پیروان خود را به سمت نابودسازی طبیعت سوق میدهد.
وی با بیان اینکه برخی دیگر از محققان معتقدند که نه خود ادیان بلکه نحوه برداشت و تفسیر از آنها میباشد که تعیین کننده رابطه انسان با طبیعت است، خاطرنشان کرد: به طور مثال دو برداشت متفاوت از این جمله انجیل وجود دارد که انسان را از سوی خداوند مسلط بر زمین میداند.
این پژوهشگر محیط زیست افزود: در یک برداشت «تسلط» به معنی حکمرانی انسان بر طبیعت تلقی میشود و بر اساس آن خداوند به انسانها اجازه داده است هر طور که دلشان بخواهد با زمین و موجودات غیر انسانیاش رفتار کنند، ولی در برداشت دوم واژه «تسلط» معادل سرپرستی در نظر گرفته میشود، آن هم به این معنی که انسان میتواند از جهان طبیعی بهره ببرد ولی با علم به این واقعیت که خداوند این جهان را آفریده و مسئولیت حفاظت از آن را به انسانها سپرده است.
وی ادامه داد: برداشت و تفسیری که از معنی واژههایی نظیر خلافت و تسلط در متون دینی صورت میگیرد میتواند بر جهانبینی افراد و نگرش دینی نسبت به محیط زیست تأثیر بگذارد.
کریمی با بیان اینکه محققانی که تأثیر ادیان مختلف بر محیط زیستگرایی را بررسی کردهاند به وجود تفاوت ظریفی میان آموزههای دین اسلام و سایر ادیان پیبردهاند، گفت: محققی به نام «جاناتان بنتال» معتقد است که تفکر اسلامی معاصر در مورد محیط زیست گرایی، بر پایه دو موضوع بنا شده است.
وی ادامه داد: براساس نظر این محقق، در موضوع اول تأکید قرآن بر قوانین منطقی حاکم برکیهان و نظم موجود در زندگی جانداران و توجه به رسالت انسان به عنوان خلیفه خدا بر روی زمین و در موضوع دوم ویژگیهای جغرافیایی محل ظهور اسلام که موجب تأکید این دین بر حفاظت از منابع طبیعی از جمله آب، درختان میوه و چهارپایان شده است.
این جامعهشناس و پژوهشگر محیط زیست افزود: آیتالله جوادیآملی نیز در کتاب «اسلام و محیط زیست» مینویسند که در دین حنیف الهی که در قالب شریعتهای متنوع بر انبیای الهی تجلی یافت، شناخت اصول زیست محیطی و تحصیل آن و پرهیز از تخریب آن و سعی برای سالمسازی آن از بارزترین حقوق انسانی و نیز از روشنترین تکالیف بشری به شمار آمده است و به همین دلیل بسیاری از آیات قرآن به توصیف و تحسین طبیعت اختصاص دارد و امامان و پیشوایان اسلام نیز همواره به لزوم حفظ و مراقبت از طبیعت، منابع و اجزای آن تأید کردهاند.
کریمی با بیان اینکه در دین اسلام نیز مانند سایر ادیان ابراهیمی، انسان به عنوان خلیفه و جانشین خداوند بر روی زمین قلمداد میشود، گفت: اما تفسیر موجود از این مسئله درباره محیط زیست به مفهوم سرپرستی نزدیکتر است تا تسلط؛ زیرا ذات اقدس خدا رابطه انسان را با جهان آفرینش، رابطه تسخیری می داند و نه قهر و قسر.
وی ادامه داد: خداوند انسان را آفرید و آنچه را که در آسمانها و زمین است، مسخّر او قرار داد، اما واژه تسخیر در اینجا به معنای مالکیت نیست و به انسانها اجازه نمیدهد که هر دخل و تصرفی را که میخواهند در طبیعت انجام دهند، انسان امانتدار خداوند است و هرگز نمیتواند برای بهرهمندی هرچه بیشتر خویش، طبیعت را آلوده سازد و در محیط زیست هرگونه تصرف زیان آوری داشته باشد.
این جامعهشناس و پژوهشگر محیط زیست ادامه داد: خداوند انسان را آفرید و او را احسن الخالقین نامید، جهان را و آنچه در آن است خلق کرد و در خدمت انسان قرار داد، اما همین خداوندی که انسانها را از نعمتهایش برخوردار میسازد از آنها میخواهد که بخورند و بیاشامند ولی اسراف نکنند و میگوید که اسراف کاران را دوست ندارد.
وی با بیان اینکه دین اسلام به شیوههای گوناگون، پیروان خود را به حفاظت از محیط زیست امر و از تخریب آن نهی کرده است، افزود: پیامبر اسلام(ص) نیز همواره بر حفظ طبیعت و منابع طبیعی و خوش رفتاری و مهربانی با حیوانات و گیاهان تأکید کردهاند، به گونهای که در حدیث معروفی از پیامبراکرم (ص) میشنویم که «آب را هدر ندهید، حتی اگر در کنار نهر روان باشید».
کریمی در ادامه با بیان اینکه محیط زیست متعلق به همه ما انسانها است و همان طور که همه ما از مواهب آن بهره مند میشویم همان قدر نیز از صدمات آن متأثر خواهیم شد، گفت: تخریب محیط زیست بیش از همه به خود انسان ها ضربه خواهد زد، در جامعه شناسی محیط زیست نیز به این اثرات برگشتی «اثرات بومرنگی» میگویند و منظور از آن نیز به این معنی است که انسانها هر صدمهای به طبیعت وارد کنند، اثرات آن به گونهای دوباره به خود انسانها برخواهد گشت.
وی بیان کرد: همه ما انسانها از هر نژاد و ملیتی که باشیم، سفید پوست و رنگین پوست، فقیر و غنی، قدرتمند و ضعیف، یک زمین بیشتر نداریم و اگر روزی این زمین نابود شود، زندگی همه ما به خطر خواهد افتاد و بر همین اساس پس هر کدام از ما در حد توان و امکانات خودمان باید در راستای حفظ و نگهداری خانه مشترک مان بکوشیم.
کریمی با بیان اینکه دولتمردان و سیاستگذاران با توجه به قدرت و اختیاراتی که دارند بیش از افراد میتوانند در این زمینه اقداماتی انجام دهند و مطمئنا دایره تأثیرگذاری اقدامهای آنها گستردهتر هم خواهد بود، ادامه داد: همه ساکنان کره خاکی هم میتوانند با اقداماتی هر چند کوچک و به ظاهر بیاهمیت گامی در این راه بردارند، به گونهای که کارهای سادهای مانند صرفه جویی در مصرف روزانه آب و انرژی، بازیافت زبالهها، حفاظت از گیاهان، درختان و حمایت از حیوانات اگر توسط همه افراد جامعه انجام شود، میتواند تأثیرهای شگرفی بر جای بگذارد.
این پژوهشگر محیط زیست تصریح کرد: بحران محیط زیست نه فقط در ایران بلکه در تمام نقاط جهان، یک پدیده پیچیده و چند بعدی است که از عوامل مختلف تکنولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تأثیر میپذیرد و به همین دلیل برای پیشگیری از این بحران و یا حل آن باید استراتژیهایی حساب شده و چند بعدی اتخاذ کرد.
وی ادامه داد: آنچه که از اهمیت عمده و اساسی برخوردار میباشد این است که نوعی تفکر در جامعه جا بیفتد مبنی بر اینکه محیط زیست ما آسیب پذیر است و ما نه تنها «نمیتوانیم» و «حق نداریم» هر طور که بخواهیم با آن رفتار کنیم، بلکه باید آگاهانه برای حفظ و نگهداری آن تلاش کنیم.
کریمی خاطرنشان کرد: اگر این نوع احساس مسئولیت در قبال طبیعت و محیط زیست در میان مردم و در سطح جامعه رواج یابد، انسانها در هر مقام و جایگاهی که باشند و در هر سطحی از نظام قدرت که قرار داشته باشند در تصمیمگیریهایشان محیط زیست را در نظر میگیرند.
این پژوهشگر محیط زیست افزود: اگر این تفکر در جامعه جا بیفتد و همه مردم با تمام وجود این تهدید و لزوم مقابله با آن را احساس کنند، زندگی تک تک انسانها و جوامع انسانی در مسیری قرار میگیرد که هماهنگ با طبیعت و در راستای حفظ محیط زیست باشد.