به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، امروز هم یکی دیگر از روزهای به یاد ماندنی بود. روزی که در اذهان برخی یادگاران دفاع مقدس، بازماندگان شهدا، جانبازان، ایثارگران و جمعی از قشرهای مختلف مردم شیراز به خاطر سپرده شد.
باز هم سخن از شهدا به میان آمده بود. کبوتران خونین بال خمینی(ره) در میان جمع کثیری از عاشقان راه شهادت و ایثار به سوی آرامگاه ابدی خود شتافتند. اما چه زیبا بود استقبال و شور مردمی که به حق راه شهدا را شناختند و با پای پیاده به دنبال تابوتهای شهدا در مسیر پادگان نظامی رفتند تا شاید اسطورههای ایثار و شهادت، گوشه چشمی عنایت به دل آنان داشته باشند.
امروز پادگان بعثت شیراز مملو از شور و اشتیاق یاران همیشگی دلاوران جاده عشق بود و شوری وصفناپذیر در این محیط نظامی برپا شده بود. همه جا گلباران بود، عاشقان شهدا گُل به دست آمده بودند تا تابوتهای رهیافتگان به وصال معشوق را گلباران کنند. از زمین و آسمان گُل بود که بر سر این کاروان عشق باریده میشد.
سانهای نظامی که به احترام پرستوهای مهاجر اجرا شد، نظرها را به خود جلب کرد. بسیاری از چشمها بارانی بود. همه یکصدا در دلها و حتی بر زبانهای خود یک چیز را صدا میزدند «یا زهرا(س)! به حق خونهای پاک این شهدا، گوشه چشمی عنایت هم به دلهای ما داشته باش. ای حسین(ع)! اینان سربازان توأند که راهت را ادامه دادند پس به حرمت خون اینان ما را هم دریاب، باشد که ما نیز بتوانیم رهرو راه آنان باشیم».
چشمهای بارانی مادران دلسوخته شهدا حکایتهای فراوانی داشت. آنجا که مادر گفت: «قریب 30 سال است که از فرزندم بیاطلاعم، آرزو دارم تا روزی خبری از او بشنوم و بتوانم تابوت او را لمس کنم. اینها هم در حقیقت یوسف گمگشته من هستند که برایم بوی یوسفم را میدهند».
بازماندگان دوران حماسه عشق و ایثار هم آمده بودند و هر کدام به نحوی سر در جیب فرو برده و به همراه قطرات اشک، نجواهایی با پیشقراولان جاده عشق داشتند. لحظاتی را با سردار مجتبی میناییفرد، یکی از این یادگاران دفاع مقدس همراه شدیم و چه زیبا احوال خود را توصیف کرد و گفت: «باز بوی عشق، باز بوی عطر یاس و با شور و شعور همگام با حضور گمنامان زمینی و ستارگان آسمانی در ایام فاطمیه که در سوگ یاس کبود پیامبر عظیمالشأن اسلام نشستهایم، به مشام رسید.
ای آسمان نظاره کن و ای زمین گواهی بده که چگونه استخوانهای یاران خمینی(ره) را امروز در این مکان مقدس که مکان آموزش جوانان و مدافعان آبهای نیلگون خلیج فارس است، تشییع میشوند.
اینها آمدهاند تا تبرکی خاص به این زمین داده و حلقه اول اتصال جوانان با راه خونرنگ انقلاب اسلامی باشند. آمدهاند پس از سالها دوری از وطن، در کنار آیندهسازان این مرز و بوم، سرمایه معنوی و انرژی و توشه آینده آنان برای مسئولیت خطیر پاسداری از نظام اسلامی باشند.
امروز دلم به حال خودم سوخت که چگونه باید زندگی کرد و چگونه مردن را انتخاب کرد. دلم سوخت که چرب و شیرین دنیا ما را غافل کرده و هرچند که چند صباحی را با آنان بودیم، لکن آنها گوی سبقت را ربودند و اینگونه جاودانه شدند که حتی با آنکه از جسم مطهرشان چیز زیادی نمانده است، اما مردم را عاشق و شیدای خود کرده به طوری که فارغ از همه چیز به دنبال تابوت آنان اشک میریزند و حاجت میطلبند و چه غافلند بیخبران که احساس میکنند با اینگونه تلاش بیگانگان، مردم فهیم دست از راه شهدا بر میدارند و به خاطر لقمهای نان و فشار اقتصادی، اجازه نفوذ را نخواهند داد».