انسان به اخلاق و ادب است که آراسته میشود، البته برخی از صفات، فضایل و منشهای اخلاقی از برخی دیگر برجستگی ویژهای دارند که موجب آراستگی بیشتر انسان میشود و امام جواد(ع) در سخنی این آرایههای اخلاقی را چنین بیان میکند: تواضع و فروتنی زینت بخش حسب و شرف، فصاحت زینت بخش کلام، عدالت زینتبخش ایمان و اعتقادات، وقار و ادب زینتبخش اعمال و عبادات، دقت در ضبط و حفظ زینتبخش نقل روایت و سخن خاکساری و فروتنی زینت بخش علم و دانش، ادب داشتن و اخلاق نیک، زینتبخش عقل و خوشرویی با دیگران زینت بخش حلم و بردباری است.[1]
پس اگر انسانی دارای حسب اصیل است و از نظر اجتماعی دارای اعتبار و جایگاه بلند اجتماعی است، این بزرگی حسب خود را باید با تواضع و فروتنی به نمایش بگذارد و آن را به چنین صفت و فضیلتی بیاراید؛ زیرا اگر به بزرگی حسب بسنده کند و یا بخواهد با بزرگی آن، تکبر را همراه سازد، به یقین حسب خویش را کوچک کرده و از منزلت خویش کاسته و آن بزرگی حسب خود را نیز از دست میدهد.
فصاحت و بلاغت زینت کلامفصاحت و بلاغت به معنای شیوایی و شیرینی، از آرایههای سخن گفتن است، اگر در آیات و روایات برای سخن صفاتی چون راستی، استواری، رسایی، آسانی، نرمی، متانت، نیکی، کرامت و برهانی و استدلالی بودن و مانند آن گفته شده است، همه این موارد اگر با آرایهای چون فصاحت و شیوایی جمع شود بسیار خوب است و این فصاحت به معنای بلاغت هم هست، یعنی هم شیوایی و هم شیرینی در سخن وجود داشته باشد؛ این گونه است که کلام حتی اگر از نظر محتوا موجب آزرده خاطره شود و در آن امر و نهی باشد که میل آدمی نمیکشد، ولی با فصاحت و شیوایی در سخن و شیرینی در کلام میتوان آن زهر تلخ را در کام، به گونهای شیرین کرد.
اگر کسی مدعی ایمان باشد ولی بهره ای از عدل در حق خود و خویشان نداشته باشد و همواره قیام به عدالت نکند، چنین ایمانی از لذت آرایههای پسندیده و جذاب الهی بی بهره است، عبادت هم در سایه آرامش و سکونت نفس است که معنا پیدا میکند، از این رو در این روایت امام جواد(ع) زینت عبادت را آرامش روح شخص دانسته است.
خاکساری، زینت علم و اوج کمال عالم استاز نظر امام جواد(ع) علم خوب است ولی اوج کمال دانش عالم در رفتار متواضعانه او است که بالهای خود را برای دیگران میگستراند تا همگان بر سر سفره دانش او بنشینند و از آن بهرهمند شوند؛ عالم چون مرغ مادری است که بال میگستراند تا همه جوجها در زیر بال او قرار گیرند و در امنیت و آرامش و آسایش باشند و از هرگونه آسیب جوی و تهدید دشمنان در امان بوده و بستر کمالی برای آنها فراهم شود، پس عالم با علم خود فروتنانه برای همگان چون مادری دلسوز و مشفق، نگران دیگران است و میکوشد تا همه را در زیر بال محبت خویش درآورد.
این تعبیر امام(ع) از آیاتی چون 88 سوره حجر و 24 سوره اسراء گرفته شده است؛ در تعابیر قرآنی بر ذلت و خواری تأکید شده که البته خواری و ذلت ناپسند نیست، بلکه همان معنای فروتنی است و اگر عالم همانند درخت سیب افتاده نباشد و چون سر و قد بکشد جز برخی افراد اندک، کسی نمیتواند از میوههای علمی او بهره مند شود؛ اما اگر با عزت نفسی که دارد خود را خم کند و به زیر آورد تا حتی کودکان خردسال جهالت نیز از او بهرهمند شوند، آن موقع است که عزت باطنی و واقعی یافته و جایگاه علم را به خوبی مشخص و معین ساخته است.
امام جواد(ع) درباره عقل نیز ادب نیک را آرایه آن میداند و میدانیم که عقل که خود یکی از مهمترین نعمت های الهی است، حقیقت انسان را نشان میدهد چرا که حیا و اخلاق و دینداری انسان در گرو عقل و تعقل اوست.[9] هر چه انسان از حقایق و خداشناسی و بندگی و اخلاق و قانون و عدالت و مانند آن دارد، سرچشمه و خاستگاه همه آنها عقل اوست؛ حال اگر بخواهد عقل دینداری و اخلاقمداری را به چیزی بیاراید و کمال و تمام عقلانیت را به چیزی زینت بخشد باید به ادب نیک خود را متخلق کند زیرا ادب به معنای رعایت لطایف و ظرافت رفتاری و کرداری مبتنی بر هر مجلس و منزلت و مکانی است؛ اینکه انسان نیک رفتاری را با همه ظرافتها و لطیف به نمایش میگذارد که این همان ادب است، پس ادب ورزی آرایهای است که عقل بدان آراسته میشود.
حقیقت ادب، خالی بودن از صفات ناپسند است امام جواد(ع) در بیان حقیقت ادب میفرماید: حقیقت ادب و تربیت عبارت است از: دارا بودن خصلتهای خوب، خالی بودن از صفات زشت و ناپسند است، انسان به وسیله ادب در دنیا و آخرت به کمالات اخلاقی میرسد؛ و نیز با رعایت ادب به بهشت دست می یابد.[10]
آن حضرت(ع) در جایی دیگر تعریف ادب در نزد مردم را نقد می کند و نگرش خود را نسبت به ادب مطلوب تبیین مینماید، چنانکه میفرماید: مفهوم و معنای ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است که رکیک و سبک نباشد، ولیکن این نظریه قابل توجه نیست تا مادامی که انسان را به خداوند متعال و بهشت نزدیک نگرداند بنابراین ادب یعنی رعایت احکام و مسایل دین، پس با عمل کردن به دستورهای الهی و ائمه اطهار (ع)، ادب خود را آشکار سازید.[11]
گشادهرویی زینت حلم استحلم در فرهنگ اسلامی و قرآنی همان نتیجه عقلانیت در رفتار همراه با بردباری و شکیبایی است و انسان حلیم، عاقل، بردبار و شکیبایی است که در مقام عمل و رفتار فشارهای درونی و بیرونی او را به ستوه نمیآورد و او را از دایره عقلانیت بیرون نمیبرد و گرفتار جهالت نمی شود، چنین شخصی اگر بخواهد حلم خویش را بیاراید می بایست گشادهرویی داشته باشد. زیرا گشادهرویی موجب میشود که حلم و بردباری خود را آنگونه که هست به نمایش بگذارد و اوج این صفت را نشان دهد؛ انسان گرفته رو و گرفته خو، نمیتواند حقیقت حلم را به نمایش گذارد؛ زیرا حلم به طور طبیعی نوعی عقلانیت خشن را به نمایش میگذارد و همراه با استقامت است، اما اگر این عقلانیت با گشاده رویی و خوش رویی همراه شود، عقل و قلب، عدل و احسان، استواری و نرمی را با خود به همراه خواهد داشت.
آن حضرت(ع) در سخنی دیگر درباره آرایههای برخی دیگر از فضایل و اعمال نیک و عبادی میفرماید: خشوع، زینت بخش نماز و رها کردن آنچه (برای دین و دنیا و آخرت) سودمند نباشد زینت بخش ورع و تقوای انسان است.[12]پس تمامیت نماز در خشوع است که زیباترین حالت انسانی است؛ چنان که اوج ورع و پرهیزگاری را میبایست در ترک بیهودههایی جست که برای دنیا و آخرت هیچ سودی ندارد و به قول قرآن، لهو و لعب است.[13]
پی نوشت:
[1]کشف الغمه، ج 2، ص 347
[2]نساء، آیه 9؛ احزاب، آیه 70
[3]نساء، آیه 63
[4]اسراء، آیه 28
[5]طه، آیه 44
[6]مزمل، آیه 5
[7] فصلت، آیه 33
[8] اسراء، آیه 23
[9] اصول کافی، ج 1، کتاب عقل و جهل
[10]ارشاد القلوب دیلمی، ص 160
[11]ارشاد القلوب دیلمی، ص 160
[12]بحارالانوار، ج 75، ص 80
[13] مائده، آیه 58؛ انعام، آیه 32
یادداشت از مریم بیگدلو