به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، 2 اردیبهشتماه مصادف با سالروز تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دستور معمار کبیر این انقلاب است که ايستادگي در برابر ابرقدرتهاي شرق و غرب را سرلوحه کار خود قرار داد تا عزت و افتخار حسيني را بيش از پيش نصيب ملت غيور ايران کند.
«ااگر سپاه نبود کشور هم نبود». جملهای آشنا از امام خمینی(ره) است که بیانگر نقش مهم این نهاد انقلابی در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی و دستاوردهای در طول تاریخ است.
به راستی شرح دلاوریهای سبزپوشان سرخ قامت در دفاع از انقلاب اسلامی و آرمانهای آن پایانی ندارد. آنجا که تنها عشق، اخلاص و ایثارگری حرف نخست را میزند تا بتوان با کاروان ایثارگران عاشق راهی شد.
بهمناسبت فرا رسیدن این سالروز به سراغ سردار سرتیپ دوم پاسدار مجتبی میناییفرد، یکی از پیشکسوتان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان فارس که در کارنامه زندگی خود، برگهای زرین حضور 8 ساله در جبهههای نبرد حق علیه باطل را دارد، رفتیم و سئوالاتی را درباره نحوه تشکیل این نهاد انقلابی از او پرسیدیم که در ادامه میخوانیم.
در چه شرایطی سپاه به وجود آمد؟«طوفان حوادث از همه طرف نهال نوپای انقلاب اسلامی را وزیدن گرفته و حاصل سالها تلاش و جانفشانی جوانه زده و در عین ناباوری پرده سیاه ظلمت دریده شده و شیطان صفتان را که یارای تحمل نور ایمان و عدالت نیست بقای خود را در فنای این انقلاب میبینند و همه جانبه آماده مقابله شدهاند که فرمان تاریخی امام بیدار و حکیم انقلاب به سرعت تمام کشور را درنوردید و دلهای بیدار را که سالها منتظر نسیم عدالت و شمیم ولایت بودند را به نحو غیرقابل باوری آماده کرد».
چه کسانی اولین نفراتی بودند که این دعوت را لبیک گفتند؟«سپاه یک نهاد مردمی بود لذا همه از پیر و جوان و زن و مرد و شهری و روستایی و حتی تعداد زیادی ارتشیان و نیروهای شهربانی و ژاندارمری با سرعتی غیرقابل تصور به مراکز نوپای سپاه هجوم آورده و ثبت نام میکردند».
چگونه یک نهاد نوپا پاسخگوی این جمعیت مشتاق بود؟«بسیاری از مواقع خواندهایم که در صدر اسلام مثلا سرداری بود بنام میثم تمار یعنی خرما فروش یا سایرین که شغلهای دیگر داشتند و به محض نیاز حتی پول سلاح و شمشیرشان را خودشان داده و آماده دفاع میشدند،عاشقان ولایت و دفاع از انقلاب هم با همین ایده ورود کردند.
به خاطر دارم که ماشین وانت شهید حاج خسرو آزادی هم در گشت استفاده میشد هم با یار قدیمیاش شهید حاج شیرعلی سلطانی با همکاری بازاریان آشنا ارزاق برای بچهها میآوردند و اغلب پول لباسشان را خودشان میدادند شهید اکبر تابعی لباس بچهها را میدوخت و هزینههای مأموریت و سفر را کسی انتظار دریافت نداشت کسی انتظار اول ماه را نمیکشید و تازه چند ماهی گذشته بود که صندوقی را جلو در ورودی گذاشتند بدون نگهبان تا بعضی بچههای متأهل یا افرادی که نیاز دارند مبلغی بردارند.
هیچ چیز خاص نبود مثلاً اطاق فلانی یا ماشین فلان مسئول یا وسیلهای که خاص استفاده عدهای باشد، به معنای واقعی روحیه برادری حاکم بود و اطلاق لفظ برادر جلو اسمها این جاذبه سپاه را افزون میکرد.
با توجه به جو برادری مأموریتها چگونه تفهیم و تقسیم میشد تا مشکلی پیش نیاید؟به مصداق واقعی این روایت که «رئیس القوم خادمهم» هر که کارآیی بیشتر داشت گمنامتر از بقیه به انجام وظیفه مشغول بود و بچهها بودند که او که بیشترین خدمات را ارائه میکرد مریدش میشدند و او به محض اینکه احساس میکرد دیگری توان بیشتری دارد فورا او را مطرح میکرد. کسی حکم و حق مدیریت نمیگرفت از قبول مسئولیت همه فراری بودند و دوست داشتند نفر دوم باشند و بیشترین خدمات را ارائه دهند.
این روحیه برادری چگونه در سپاه نهادینه شد؟«پاسداران به معنای واقعی شیران روز و زاهدان شب در آستانه طلوع فجر انقلاب اسلامی ظهور کردند. شبها تا صبح با پوتین و سلاح بهصورت آماده ولی مشغول به دعا و نماز و نیایش بودند. روزها میگذشت که به خانه نمیرفتند و اصلا وقف کار و از خودگذشتگی و حتی به جای دیگران بی توقع سر پستها میرفتند. بچههای قدیمی درسهای تاریخ اسلام شهید مجتبی قطبی را به یاد دارند که روزانه ارائه میکرد و شهید رضا حسنزاده که دائم الذکر بود و کوچکترین مکروهات را مرتکب نمیشد. تسبیح و انگشتر و جانماز و عطر چهار وسیله قطعی پاسداران بود و به محض فراغت از مأموریت وضو و بساط نماز و قرآن بود که فضای سپاه را پر میکرد».
چگونه علاقهمند به سپاه شدید ؟«بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اوایل سال 58 تقریباً همه روزه از جلو مقر سپاه در میدان انقلاب (فلکه ستاد سابق) رد میشدم و دقایقی را به تماشای تردد پاسداران میایستادم البته با این تشکیلات بیگانه نبودم و به یمن همسایگی با شهید والا مقام محمد اسلامینسب کاملاً با مسائل انقلاب و تشکیل سپاه آشنایی داشتم اما پاسداری با هیکلی رشید و لباسی منظم و سبز با یک کلت 45 به کمر توجه هر بینندهای را جلب میکرد چون علاوه بر رنگ و روی نظامی حاج حسین هوشمند چهرهای با محاسن کاملا مشکی و چهرهای با معنویت بسیار برازنده بود تاب نیاوردم و قید درس و دانشگاه رفتن را زدم فقط یک شلوار که حدودی رنگ لباس سپاه بود از مغازه آقای افسری چهارراه زند خریدم و یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد ...»
عوامل رشد سپاه که باعث فرموده امام(ره) شد را چه میدانید؟«اولین عامل جاذبه سپاه تشکیل سازمانی جوان با ایمان از خود گذشته و ایثارگر و از همه بالاتر مطیع محض کلام امام و آرمانهای این مرد الهی سپاه را چنان مستحکم تربیت کرد که چندی نگذشته بود که محور تمام فعالیتها و تصمیمگیریهای کشور شد.
دومین عامل سیر حوادث و توطئههای دشمنان داخلی و خارجی بود که باعث شد سپاه و پاسدارانش چند بعدی تربیت شوند. بهترین تیراندازان و طراحان نظامی که تاریخ ایران سراغ دارد مثل شهید سپاسی و اعتمادیها و در عین حال همین فرد مردی بصیر با دیدگاههای فوقالعاده سیاسی و فرهنگی مثل شهیدان حبیب روزیطلب و کسایی و حدائق که جمع این صفات بسیار کار مشکلی بود و تازه کار وقتی بیشتر مشکل و پیچیده میشد که فرمان تشکیل بسیج نیز به آن افزوده شد و نمیدانم این جمله از چه کسی بود که سپاه گل است و بسیج عطر آن ...»
سپاه چگونه خود را پاسخگوی مشکلات و مسائل کشور کرد؟«عرض کردم که به دلیل بستر فوقالعاده معنوی و اجرایی که سپاه در آنها رشد تصاعدی داشت در مدت بسیار کمی به جرأت میتوان گفت که درصد بالایی از نخبگان فرهنگی، سیاسی، نظامی و اجتماعی دور یک میز نشستند و شورای فرماندهی سپاه پر بود از تقاطع آراء و نظراتی که اگر همان موقع ثبت و ضبط میشد برای 50 سال دیگر برنامه داشتیم اما دشمنان بیکار ننشسته بودند و از روز دوم پیروزی انقلاب آتش جنگ در کردستان و خلع سلاح پادگانها شروع شده غائلههای قومی در گنبد و سیستان و بلوچستان و خوزستان تا ترور شخصیتها یکی پس از دیگری توسط عوامل خودفروخته ملی مذهبیها و منافقین کلید میخورد و به سرعت یگان حفاظت شخصیتها و حفاظت هواپیمایی و یگانهای ضد ترور و انفجار همه تشکیل میشد که آتش جنگ تحمیلی برافروخته شد».
سپاه چگونه تعامل خود با ارگانها و دستگاههای موازی را ساماندهی کرد؟«خوب بدیهی است کشاورزی وزارتخانه داشت و فرهنگ هم همینطور و دفاع از مرزها تعریف داشت اما سپاه به محض نیاز به کمک همه دستگاهها میرفت و علت اینکه رشد همه جانبه کرد و بر تمام تخصصها احاطه پیدا کرد همین بود و سایرین نیز بسیار خوشحال بودند تعدادی عناصر جوان پرانرژی و کم توقع و کم مصرف را در اختیار گرفته و طبعا نتیجه به نفع مردم و نظام بود».
سپاه در جنگ چگونه وارد شد؟«بعد فرهنگی و سیاسی سپاه با ورود به بحرانهای شهری و به ویژه کردستان رفته رفته آغشته به تجهیزات نظامی شد و آتش جنگ تحمیلی آن را شعلهور کرد و هجوم نیروهای مردمی و سازماندهی بسیج برای دفاع همه جانبه و عاشورایی اسلحههای قدیمی ام یک و بازوکا را تبدیل به سلاحهای پیشرفته کرد.
سپاه در عین محرومیتهای فراوان که اوج آن در مقاومت شهید جهان آرا و یارانش در سقوط خرمشهر نمایان شد بر آن شد که علیرغم تفکر حاکم به ریاست افرادی خائن مثل بنی صدر روی پای خود بایستد و با استفاده از عملیاتهای کوچک اسلحه و جنگ افزار و تانک و توپ و تجربیات نظامی را از دشمن گرفت و سالیان بعد فرمان تشکیل سه نیروی دریایی زمینی و مقاومت و تشکیل تیپها و لشکرها و قرارگاهها و دانشگاهها و غیره که توانست کنار آن همه ایثارگری و شجاعت و در نهایت شهادت بهترین فرزندان انقلاب از این آزمون سربلند بیرون آمده و بلافاصله پس از جنگ وارد عرصه سازندگی کشور شد».
و کلام آخر ؟«شجره طیبهای که با تدبیر آن حکیم فرزانه بالیدن گرفت امروز باعث تحکیم نظام و خاری زهرآلود در چشم دشمنان است. در آسمان و زمین و زیر دریا و فضا در هر اقلیمی از جنگل و کویر و عراق و لبنان و سوریه و هر کجا که ندای مظلومی برخیزد یاور واقعی مستضعفین و عامل بازدارندهای که تاکنون جرأت هر گونه استفاده از گزینههای روی میز را گرفته به تأییددوست و دشمن سازمان مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است».