مصطفی دو برادرش را در جنگ تحمیلی از دست داده بود و اکنون چشم امید پدر و مادرش به او بود که عصای دست دوران پیریشان باشد و تسکین درد هجران دو پسر مفقود الاثرشان.
ولی مصطفی باید پشت سر دو برادرش میرفت تا امروز ایرانی باشد و ما به ایرانی بودن خودمان افتخار کنیم.
به دیدار فاطمه صادقی آمدهام، زنی که فقط چهار سال با مصطفی زندگی کرده، ولی این چهار سال به اندازهای ارزشمند و گرانمایه بود که با گذشت سی سال هنوز خاطرات همسرش برایش زنده است و با یاد وی روز را شب و شب را روز میکند.
وی گرم و مهربان سخن میگوید و سخن را از آنجا شروع میکند که وقتی مصطفی برای آخرین بار رفت، صاحب پسری دو ساله به نام محسن و نیز دختری به نام مینا بودیم که البته دخترم پس از شهادت پدرش به دنیا آمد و هرگز این افتخار را پیدا نکرده که با پدرش ملاقاتی داشته باشد.

همسر شهید علی عسگری ادامه میدهد: سالهاست پدر و مادر شهید در بهشت به ملاقات سه فرزند شهیدشان شرفیاب شدهاند و آرزو دارم روزی با افتخار و ابرومند از تربیت شایسته دو فرزند مصطفی برای همیشه در کنارش باشم.
وی برای دقایقی به گوشهای خیره میشود و میگوید: از کودکی همسایه بودیم و مصطفی دوست صمیمی برادرم بود. سال 62 که زندگی مشترکم را با او آغاز کردم دو برادرش مفقود الاثر شده بودند و وی عضو فعال بسیج بود. یادم است پدر و مادرش به وی اصرار میکردند جبهه نرود، وی میگفت به من الهام شده که راه برادرانم را ادامه دهم.

همسر شهید علی عسگری میگوید: از سال 62 تا 65 بین خانه و جبهه در تردد بود و آرام و قرار نداشت تا اینکه در عملیات کربلا 5 در منطقه شلمچه به شهادت رسید.
وی تاکید میکند: مصطفی از قاریان برجسته محله کن بود و قرآن را به سبک استاد عبدالباسط تلاوت میکرد.
وی به قرآن کنار دستش اشاره میکند و ادامه میدهد: این قرآن اهدای جمعی از قاریان است که به وی اواخر عمرش اهدا کردند. به این مصحف علاقه زیادی دارم و دائم آن را به یاد همسرم تلاوت میکنم.
همسر شهید علی عسگری ادامه میدهد: ویژگی بارز شخصیتی مصطفی مهربانی زیاد است. وی به همه حتی غریبهها بسیار محبت میکرد و یادم است روزی با ماشین در جاده حرکت میکردیم که متوجه شد سنگی کنار جاده است و ممکن است برای دیگران حادثه ساز شود فورا ماشین را متوقف کرد و سنگ را برداشت.
فاطمه صادقی میگوید که مادر شهید از مدرسان قرآن بوده و این امر در تربیت نیکو و قرآنی مصطفی تاثیر زیادی داشته است.
وی در پایان زمزمه میکند: به فرموده کلام الله آنان که در راه خدا به شهادت رسیدهاند زنده اند و نزد پروردگارشان روزی میخورند که این آیه به من صبر و آرامش عجیبی میدهد.
با خانم صادقی خداحافظی میکنم و در دل به صبر زینبی و غیرت فاطمیاش آفرین میگویم.