به گزارش از
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، حجتالاسلام محمدرضا فؤادیان، مدیر پژوهش بنیاد مهدویت قم سهشنبه، 5 خردادماه در جمع دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان اظهار کرد: زمان حاکمیت صفویه که تفکر شیعه پس از قرنها از حاشیه به هسته قدرت سیاسی راه یافته بود، چندین جریان شبه مذهبی از دل این تفکر سربرآورده و به نوعی مدعی حکومت و قدرت شدند؛ تأمل در این جریانها به خوبی نشان میدهد که چگونه با یکدیگر در ارتباط بوده و یکی جای خود را به دیگری سپرده است.
وی ادامه داد: نخستین این جریانها، جریان اخباریگری است که دغدغه مهم مکتب اخباری متوجه آن بود که وظیفه مجتهد را انکار و نقش علما را چه از لحاظ عقیدتی چه از جهت عملی محدود کند؛آیت الله وحید بهبهانی با ترویج مکتب اصولی خود، مبارزهای سنگین علیه اخبارییون شروع کرد.
فؤادیان با بیان اینکه در آستانه ورود به عصر قاجار، از دل جریان اخباری یا حداقل در تناسب و ارتباط با آن جریانی دیگر توسط شخصی به نام شیخ احمد احسایی به راه افتاد که بعدها نام فرقه یا مکتب شیخیه به خود گرفت، گفت:احسایی کم کم عقایدی پیدا کرد که موجبات مخالفت علما و در نهایت، تکفیر وی از جانب برخی از آنان از جمله ملا محمدتقی برغانی، ملا آقا دربندی و ابراهیم بن سید محمدباقر را برانگیخت.
فرقه شیخیه به معاد جسمانی اعتقاد نداشتوی افزود: اصول عقاید شیخیه به صورت خلاصه اینگونه است: ائمه اثناعشر یعنی حضرت علی(ع) با یازده فرزندانش مظاهر الهی و دارای نعوت و صفات الهی بودهاند؛ از آن جا که امام دوازدهم در سنه 260 ه.ق. از انظار غایب شد و فقط در آخرالزمان ظهور خواهد کرد برای این که زمین را پر کند از قسط و عدل بعد از آن که پر شده باشد از ظلم و جور و از آن جا که مؤمنین دائماً به هدایت و دلالت او محتاج می باشند و خداوند به مقتضای رحمت کامله خود باید رفع حوائج مردم را بنماید و امام غایب را در محل دسترس ایشان قرار دهد بناء براین مقدمات همیشه باید ما بین مؤمنین یک نفر باشد که بلاواسطه با امام غایب اتصال و رابطه داشته واسطه فیض بین امام و امت باشد؛ این چنین شخصی را به اصطلاح ایشان شیعه کامل گویند.
وی عنوان کرد: معاد جسمانی وجود ندارد و فقط چیزی که بعد از انحلال بدن عنصری از انسان باقی میماند جسم لطیفی است که ایشان جسم هور قلیائی گویند؛ بنابر شیخیه به چهار رکن از اصول دین 1. توحید.2. نبوت.3. امامت.4. اعتقاد به شیعه کامل معتقدند.
وی خاطرنشان کرد: پس از شیخ احمد احسایی، شاگرد جنجالی وی، سید کاظم رشتی راه و فکر وی را ادامه داد؛ در حقیقت او بود که رسماً فرقه شیخیه را بنیان نهاد که یکی از مبانی آن، اعتقاد به رکن رابع بود و این اعتقاد کم کم زمینه ساز فرقه بابیه شد که مورد تکفیر عالمان دینی قرار گرفت و در هنگام مرگ سید کاظم رشتی، علاوه بر باب، دو تن دیگر که از قضاء هر دوی آنها علیه باب بودند مدعی جانشینی وی بودند.
مدیر پژوهش بنیاد مهدویت قم اذعان کرد: اول، ملا محمد ممقانی از پیروان میرزا شفیع تبریزی، که در تبریز به قتل باب فتوی داده بود و حاجی محمدکریم خان که در کرمان به کشتن دو مبلغ بابی فتوی داده بود و به تقاضای ناصرالدین شاه رساله ای در ردّ دعاوی باب تألیف کرد و شروع فتنه باب در زمان محمدشاه است.
قیام بابیه و خلف آن بهاییگری سریع و با خونریزی بسیار همراه بودوی ادامه داد: قیام بابیه و خلف آن بهاییگری سریع و با خونریزی بسیار و نیز با واکنش صریح و عمومی عالمان دینی همراه بوده است؛ بابیگری در تمام مراحل رشد عقیدتی خود ضرورتاً مخالف اسلام بوده و پذیرش آن مستلزم نفی و لغو خاتمیت اسلام است؛ بابیگری راه تاریخی خود را در ازلیگری و بهاییگری ادامه داد البته ازلیگری از لحاظ اهمیت پس از بهاییگری قرار دارد، در عین حال، هر سه این گروهها، دشمنی با عالمان دینی را سرلوحه کارشان قرار داده بودند.
وی خاطرنشان کرد: آنها با تفکراتی غالیانه و مغایر با تمام آموزههای ادیان الهی دینی بشر ساز را ارائه کردند؛ به عنوان نمونه باب و بهاء خود را بالاتر از تمامی انبیاء الهی دانسته و در جای جای آثار خویش خود را دارای مقام ربوبیت و الوهیت قلمداد و دین اسلام را نسخ شده پنداشته و دوران آن را خاتمه یافته معرفی کردند.
وی ابراز کرد: این فرقهها همواره از سوی استعمار که در ستیزی دائمی با اسلام و تشیع قرار دارند حمایت و پشتیبانی میشدند اگر چه روش منطقی علما در رویارویی با گروهها و فرقهها و اندیشههای انحرافی و پاسخگویی به شبههها سبب شد آن همه هیاهو و غبارانگیزی فرو بنشیند و دستهای خارجی فتنه انگیز و غائله آفرین رو شوند و از هدفهای شوم آنان پرده برداشته شود و مردم آگاهانه از دور فرقه سازان و شبهه افکنان پراکنده شوند و اسلام ناب تواناتر از همیشه به راه خود ادامه دهد و به دلهای مشتاق راه یابد و دگرگونی بیافریند.
حجتالاسلام فؤادیان با تأکید بر اینکه از جمله انحرافاتی که این دوفرقه ایجاد کردند سوء استفاده از اندیشه مهدویت است، گفت: این دو فرقه بسیاری از افراد ساده اندیش و بیاطلاع را به گرد خویش جمع کردند؛ باید توجه کرد که بابیه و بهائیت همواره از سوی استعمارو بیگانگان حمایت و پشتیبانی شدند.
وی درباره فرقه بابیه اظهار کرد: بنیانگذار فرقه بابیه سیدعلی محمد شیرازی است؛ از آنجا که او در ابتدای دعوتش مدعی بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان میدانست، ملقب به «باب » و پیروانش «بابیه » نامیده شدند؛ سید علی محمد در سال 1235 ق. در شیراز به دنیا آمد؛ در کودکی به مکتب شیخ عابد رفت و خواندن و نوشتن آموخت؛ شیخ عابد از شاگردان شیخ احمد احسائی که بنیانگذار شیخیه است و شاگردش سیدکاظم رشتی بود و لذا سید علی محمد از همان دوران با شیخیه آشنا شد، به طوری که چون سید علی محمد در سن حدود نوزده سالگی به کربلا رفت در درس سید کاظم رشتی حاضر شد.
وی با بیان اینکه خواستگاه بهائیت شیراز است، افزود: در همین درس بود که با مسائل عرفانی و تفسیر و تأویل آیات و احادیث و مسائل فقهی به روش شیخیه آشنا شد و قبل از رفتن به کربلا، مدتی در بوشهر اقامت کرد و در آنجا به «ریاضت کشی » پرداخت؛ پس از درگذشت سیدکاظم رشتی تا مریدان و شاگردان وی جانشینی برای او می جستند که مصداق «شیعه کامل » یا «رکن رابع » شیخیه باشد؛ میان چند تن از شاگردان رقابت افتاد و سید علی محمد نیز در این رقابت شرکت کرد، بلکه پای از جانشینی سید رشتی فراتر نهاد و خود را باب امام دوازدهم شیعیان یا «ذکر» او، یعنی واسطه میان امام و مردم شمرد.
وی تأکید کرد: هجده تن از شاگردان سیدکاظم رشتی که همگی شیخی مذهب بودند از او پیروی کردند؛ باب در طول عمر خود افکار آرایی متناقض داشت؛ یکبار خود را حتی باب و وکیل امام زمان هم نمیدانست و بار دیگر خود را نبی خطاب میکرد و چندین مرتبه هم از سوی عالمان به مناظره در آمد و پس از شکست ابراز ندامت و توبه نمود.
مدیر پژوهش بنیاد مهدویت قم عنوان کرد: از کتاب «بیان » که آن را کتاب آسمانی خویش میدانست، برمیآید که خود را برتر از همه انبیای الهی و مظهر نفس پروردگار دانسته و عقیده داشت که با ظهورش آیین اسلام منسوخ و قیامت موعود در قرآن، به پا شده است؛ علی محمد خود را مبشر ظهور بعدی شمرده و او را «من یظهره الله؛کسی که خدا او را آشکار می کند» خوانده است و در ایمان پیروانش بدو تاکید فراوان کرد.
وی خاطرنشان کرد: او نسبت به کسانی که آیین او را نپذیرفتند خشونت بسیاری را سفارش کرده است؛ وی از جمله وظایف فرمانروای بابی را این میداند که نباید جز بابیها کسی را بر روی زمین باقی بگذارد و باز دستور میدهد غیر از کتابهای بابیان همه کتابهای دیگر باید محو و نابود شوند و پیروانش نباید جز کتاب بیان و کتابهای دیگر بابیان، کتاب دیگری را بیاموزند.
فرقه بهائیت، فرقهای منشعب از فرقه بابیه استوی درخصوص بهائیت گفت: فرقه بهائیه، فرقهای منشعب از فرقه بابیه است و بنیانگذار آیین بهائیت، میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله است و این آیین نیز نام خود را از همین لقب برگرفته است؛ میرزا حسینعلی در 1233 در تهران به دنیا آمد و آموزشهای مقدماتی ادب فارسی و عربی را زیر نظر پدر و معلمان و مربیان گذراند که پس از ادعای بابیت توسط سید وی افزود: علی محمد شیرازی در شمار نخستین گروندگان به باب درآمد و از فعالترین افراد بابی شد و به ترویج بابیگری، بویژه در نور و مازندران پرداخت؛ برخی از برادرانش از جمله برادرش میرزا یحیی معروف به «صبح ازل » نیز بر اثر تبلیغ او به این مرام پیوستند؛ پس از اعدام علی محمد باب به دستور امیرکبیر، میرزا یحیی ادعای جانشینی باب را کرد و ظاهرا یحیی نامههایی برای علی محمد باب نوشت و فعالیتهای پیروان باب را توضیح داد.
وی ادامه داد: علی محمد باب در پاسخ به این نامهها وصیتنامهای برای یحیی فرستاد و او را وصی و جانشین خود اعلام کرد؛ پس از باب عموم بابیه به جانشینی میرزا یحیی معروف به صبح ازل معتقد شدند و چون در آن زمان یحیی بیش از نوزده سال نداشت، میرزا حسینعلی زمام کارها را در دست گرفت؛ امیرکبیر برای فرونشاندن فتنه بابیان از میرزا حسینعلی خواست تا ایران را به قصد کربلا ترک کند و او در شعبان 1267 به کربلا رفت، اما چند ماه بعد، پس از برکناری و قتل امیرکبیر در ربیع الاول 1268 و صدارت یافتن میرزا آقاخان نوری، به دعوت و توصیه شخص اخیر به تهران بازگشت.
وی عنوان کرد: در همین سال تیراندازی بابیان به ناصرالدین شاه پیش آمد و بار دیگر به دستگیری و اعدام بابیها انجامید، و چون شواهدی برای نقش حسینعلی در طراحی این سوءقصد وجود داشت، او را دستگیر کردند اما حسینعلی به سفارت روس پناه برد و شخص سفیر از او حمایت کرد؛ سرانجام با توافق دولت ایران و سفیر روس، میرزا حسینعلی به بغداد منتقل شد و بدین ترتیب بهاءالله با حمایت دولت روس از مرگ نجات یافت ودر بغداد کنسول دولت انگلستان و نیز نماینده دولت فرانسه با بهاءالله ملاقات و حمایت دولتهای خویش را به او ابلاغ کردند.
حجتالاسلام فؤادیان اذعان کرد: والی بغداد نیز با حسینعلی و بابیان با احترام رفتار کرد و حتی برای ایشان مقرری نیز تعیین شد؛ میرزا یحیی که عموم بابیان او را جانشین بلامنازع باب میدانستند، با لباس درویشی مخفیانه به بغداد رفت. ودر این هنگام بغداد و کربلا و نجف مرکز اصلی فعالیتهای بابیان شد و روز به روز بر جمعیت ایشان افزوده میشد؛ در این زمان برخی از بابیان ادعای مقام «من یظهره اللهی » را ساز کردند؛ میدانیم که علی محمد باب به ظهور فرد دیگری پس از خود بشارت داده بود و او را «من یظهره الله » نامیده بود و از بابیان خواسته بود به او ایمان بیاورند،گفته شده که فقط در بغداد بیست و پنج نفر این مقام را ادعا کردند که بیشتر این مدعیان با طراحی حسینعلی و همکاری یحیی یا کشته شدند یا از ادعای خود دست برداشتند.
وی تأکید کرد: آدمکشیهایی که در میان بابیان رواج داشت و همچنین دزدیدن اموال زائران اماکن مقدسه در عراق و نیز منازعات میان بابیان و مسلمانان باعث شکایت مردم عراق و بویژه زائران ایرانی شد و دولت ایران از دولت عثمانی خواست بابیها را از بغداد و عراق اخراج کند؛ بدین ترتیب در اوایل سال 1280 ق. فرقه بابیه از بغداد به استانبول و بعد از چهارماه به ادرنه منتقل شدند.
وی گفت: در این زمان میرزا حسینعلی مقام «من یظهره اللهی » را برای خود ادعا کرد و از همین جا نزاع و جدایی و افتراق در میان بابیان آغاز شد. بابیهایی که ادعای او را نپذیرفتند و بر جانشینی میرزا یحیی (صبح ازل) باقی ماندند، «ازلی » نام گرفتند و پذیرندگان ادعای میرزا حسینعلی (بهاءالله) «بهائی » خوانده شدند؛ میرزا حسینعلی با ارسال نوشتههای خود به اطراف و اکناف رسما بابیان را به پذیرش آیین جدید فرا خواند و دیری نگذشت که بیشتر آنان به آیین جدید ایمان آوردند؛ میرزا حسینعلی پس از اعلام «من یظهره اللهی » خویش، به فرستادن نامه (الواح) برای سلاطین و رهبران دینی و سیاسی جهان اقدام کرد و ادعاهای گوناگون خود را مطرح ساخت.
حجتالاسلام فؤادیان ادامه داد: بارزترین مقام ادعایی او ربوبیت و الوهیت بود؛ او خود را خدای خدایان، آفریدگار جهان، کسی که «لم یلد و لم یولد» است، خدای تنهای زندانی، معبود حقیقی، «رب ما یری و ما لایری » نامید و پیروانش نیز پس از مرگ او همین ادعاها را دربارهاش ترویج کردند، و در نتیجه پیروانش نیز خدایی او را باور کردند و قبر او را قبله خویش گرفتند؛ گذشته از ادعای ربوبیت، او شریعت جدید آورد و کتاب «اقدس » را نگاشت که بهائیان آن را «ناسخ جمیع صحائف » و «مرجع تمام احکام و اوامر و نواهی » میشمارند.
بابیان و بهائیان بر این باورند که راه رسالت و ظهور نبی صاحب دین جدید، باز استوی درباره آیینها و باورهای بهائیان اذعان کرد: نوشتههای سید علی محمد باب، میرزا حسینعلی بهاء الله و عبد البهاء، تا حدی نیز شوقی افندی ربانی، از نظر بهائیان مقدس است و در مجالس ایشان قرائت میشود، اما کتب باب عموما در دسترس بهائیان قرار نمیگیرد، و دو کتاب اقدس و ایقان میرزا حسینعلی نوری است که نزد بهائیان از اهمیت خاصی برخوردار است.
وی ادامه داد: تقویم شمسی بهائی از نوروز آغاز گشته به نوزده ماه، در هر ماه به نوزده روز، تقسیم میشود و چهار روز (در سالهای کبیسه پنج روز) باقیمانده که موسوم به ایام «هاء» است به عنوان ایام شکرگزاری و جشن تعیین شده است و بهائیان موظف به نماز روزانه، روزه به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب یعنی آخرین ماه سال هستند و زیارت یکی از اماکن مقدسه ایشان، شامل منزل سید علی محمد باب در شیراز و منزل میرزا حسینعلی نوری در بغدادند.
وی تأکید کرد: بهائیان همچنین به حضور در «ضیافات» موظفاند که هر نوزده روز یک بار تشکیل میشود و. در آیین بهائی نوشیدن مشروبات الکلی و مواد مضر به سلامت منع شده، و رضایت والدین عروس و داماد در ازدواج ضروری شمرده شده است و باید توجه کرد که منبع اصلی احکام در میان بهائیان کتاب اقدس است و این کتاب، متممی نیز دارد که به رساله سؤال و جواب معروف است.
وی افزود: بابیان و بهائیان در اثبات نبوت سران و رهبران خود همانند باب و بهاء به دلایلی متمسک میشوند؛ آنان درصدد تفسیر و توجیه و تأویل «خاتمیت نبوت پیامبر اسلام (ص)پرداختند تا به زعم خودشان، ثابت کنند در اسلام، راه رسالت و ظهور نبی صاحب شریعت و دین جدید، باز است و آن چه که ختم شده، نبوت رؤیایی و تبعی است و لذا وحی و الهام رؤیایی، وجود ندارد.
حجتالاسلام فؤادیان گفت: بعث رسول و نبی صاحب شریعت، ختم نشده، بل ظهور انبیای تابع و غیرمستقل که در خواب ملهم شوند، ختم شده است و بنابراین، جملهی «خاتم النبیین » دلالت بر ختم و انقطاع بعث رسول ندارد زیرا، هر رسولی، نبی نیست تا از ختم نبوت، ختم رسالت هم لازم آید؛ در کل ، آنها بر این باور هستند که در آیات و روایات خاتم النبیین و لانبی بعدی آمده است نه خاتم المرسلین و لا رسول بعدی اما در رد این نظر باید گفت آنها در معنای نبوت و رسالت خلط کردهاند و ختم نبوت مستلزم ختم رسالت هم خواهد بود ومؤیداتی ازقرآن و روایات و دلایل عقلی هم در این باره وجود دارد.
نقش یهودیان مخفی در گسترش بابیگری و بهاییگری در تحولات معاصرمدیر پژوهش بنیاد مهدویت قم درباره یهودیان و بهائیت اظهار کرد: پدیده «یهودیان مخفی» (انوسیها) و نقش ایشان در پیدایش و گسترش بابیگری و بهاییگری عامل مهمی در تحولات معاصر ایران است و باید به دور از هرگونه افراط و تفریط، مورد شناسایی مستند و علمی قرار گیر؛ گسترش سریع بابیگری و بهاییگری و به ویژه نفوذ منسجم و عمیق ایشان در ساختار حکومتی قاجار، از دوران مظفرالدین شاه، بدون شناخت این پیوند غیرقابل توضیح است.
وی افزود: در بررسی تاریخ پیدایش و گسترش بابیگری در ایران، نمونههای فراوانی از گروه یهودیان جدیدالاسلام به این فرقه مشاهده میشود که به رواج دهندگان اوّلیة بابیگری و عناصر مؤثر در رشد و گسترش آن بدل شدند؛ صرف نظر از انوسیها نقش یهودیان علنی در ترویج و گسترش کمی و کیفی بابیگری و بهائیگری نیز چشمگیر است؛ اسماعیل رائین در کتاب واپسین جنبش قرون وسطایی در عصر حاضر، که در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران منتشر شد، مینویسد: «بیشتر بهائیان ایران یهودیان و زردشتیان هستند و مسلمانانی که به این فرقه گرویده اند در اقلیت می باشند. اکنون سال هاست که کمتر شده مسلمانی به آنها پیوسته باشد.»
وی خاطرنشان کرد: سالها پیش از رائین، در اوایل حکومت رضا شاه، آیتی ،نظر مشابهی ابراز داشت و به سلطه یهودیان بر جامعه بهائی ایران اشاره کرد: «این بشارتی است برای مسلمین که بساط بهائیت به طوری خالی از اهل علم و قلم شده که زمام خامه را به دست مثل حکیم رحیم و اسحاق یهودی و امثال او داده اند.» رائین مینویسد: «بهائیان از بدو پیدایش تا به امروزه همواره از جهودان ممالک استفاده کرده آنها را بهائی کرده اند؛ میدانیم که ذات یهودی با پول و ازدیاد سرمایه عجین شده است، یهودیان ممالک مسلمان، که عده کثیری از آنها دشمن مسلمانان هستند و همه جا در پی آزار رسانیدن و دشمنی با مسلمین می باشند، خیلی زودتر از مسلمان به بهائیت گرویدهاند و از امتیازهای مالی بهره فراوان برده و میبرند و مقداری نیز به مرکز بهائیت(عکا) میفرستند».