به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایكنا) از فارس، یكسال از وقوع آن حادثه تلخ و جانسوز گذشت. حادثهای كه از عمق فاجعهاش حتی از شنیدنش انگشت بهت و حیرت به دهان ماند. آخر مگر میشود در عصر ارتباطات كه تمام اطلاعات و وقایع در لحظه به تمام نقاط دنیا مخابره میشود و همه جهانیان از وقوع كوچكترین حادثه در یك لحظه خبردار میشوند، چنین فاجعهای رخ دهد؟!
در عصر تكنولوژی كه هر روز شاهد دستاوردهای نوین علمی در عرصههای مختلف هستیم، 7 هزار نفر زیر دست و پا له میشوند و عده كثیری از آنان از فرط تشنگی میمیرند؟! این با كدام منطق و دلیل و بهانه همخوانی دارد؟ مگر كربلا دوباره تكرار شده است؟ مگر دوباره یزیدیان سر به طغیان نهادهاند كه این چنین انسانهای بیگناه را تنها به جرم زائر خانه خدا بودن، قربانی میكنند؟
كشتار سرگشتگان درگاه ربوی در كدام قاموس الهی و انسانی آمده است؟این در كدام قاموس الهی و انسانی آمده است كه این چنین انسانهای بیدفاع و بیگناهی كه تنها به عشق پروردگار خویش راهی سرزمین نور شدهاند تا در پرتو انوار الهی، غبارها را از زنگار دل خویش بزدایند و جانی تازه در وانفسای دنیای پر از هیاهو و تاریكیها در روح خود بدمند را قربانی كینهتوزی و عداوتها و یا به قول خودشان سهوی كاریها كند.
چرا مدعیان حقوق بشر روزه سكوت گرفتند؟!چرا همه سكوت كردهاند؟! یكسال گذشت؛ اما چه شد؟ كجاست آن حقوق بشری كه همه سردمداران دنیا دم از آن میزنند. چگونه میتوانند در مقابل قربانی شدن 7 هزار انسان بیگناه سكوت كنند؟ آیا اگر حتی یك نفر از این هزاران انسان بیگناه از دیار و قوم و هم كیش آنان بود، باز هم این چنین روزه سكوت میگرفتند؟
آری! دوباره در این عصری كه بهاصطلاح حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق كودكان، حقوق حیوانات و غیره گرامی داشته میشود، این مسلمانان هستند كه هیچ حقی ندارند و اگر هر روز و هر لحظه عده كثیری از آنان به فجیعترین شكل ممكن به شهادت برسند، هیچ توفیری به حال دل یزیدیان زمان ندارد.
ما هیچگاه نومید نمیشویم اما ما هیچگاه نومید نمیشویم چرا كه وعده خداوند آمدن حق و نابود شدن باطل است آنجا كه فرمود «...جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا؛ ... حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است» (آیه 81 سوره اسرا) و دلخوش به همین وعده الهی هستیم كه روزی منتقم زهرا(س) از راه خواهد رسید و جهان پر از ظلم را از وجود هرچه نااهل روزگار است، پاك و مبرا میكند.
امسال در نخستین سالگرد وقوع تلخترین حادثه عصر حاضر كه در آن هزاران حجاج بیتاللهالحرام به شهادت رسیدند، در دیار ما شور و غوغایی به پا شده است چرا كه همزمان با فرا رسیدن روز نیایش، شمیم لالههای گمنام خوش عطر دفاع مقدس در فضای دیارمان پیچیده است.
دوباره عزم راسخ خالق دوران حماسههای نبرد عشق و جور در ما قوت گرفتشمیمی دلانگیز كه با آن میتوان تا عمق جان نفس كشید و روحی تازه را در كالبد دمید تا بتوان با عزمی راسخ همچون عزم دلاوران بیادعای دوران حماسه عشق و ایثار، به نبرد با جور یزیدیان زمان رفت. آری! ما همگی منتظر فرمان رهبریم تا ثابت كنیم كه از تو به یك اشاره از ما به سر دویدن... در ادامه این گزارش دلنوشته مجتبی میناییفرد، یكی از سرداران دوران دفاع مقدس را درباره سالگرد فاجعه منا میخوانیم.
«اكنون سال 61 هجری است و بیش از نیم قرن از رحلت پیامبر اسلام نگذشته است و اهل بیت(ع) او با هزاران رنج و اندوه دخت گرامیش را ودیعه خاك سپردهاند و فرق شكافته علی(ع) را مرهمی نیافتهاند و پارههای جگر سبط اكبر رسول الله(ص) سند ننگ دیگری برای شب پرستان و ملحدین مدینه به ثبت رسانید.
و اكنون اسلام است و آبی تازهاش باید. و این ندای رسا كه تا بلندای تاریخ در جریان است كه اگر دین جدم به جز به كشتنم نمیشود به پا، پس ای شمشیرها مرا دریابید شاید اگر این حوادث مثل كشتار سال 66 و كشتار سال 94 و حوادث منطقهای كه دست آل سعود تا رفق در خون مظلومان یمن و بحرین و سوریه در آن فرو نمیرفت، هنوز فلسفه حج ناتمام حضرت حسینبن علی(ع) در هالهای از ابهام میماند كه چرا فریضهای چنین را نیمه رها كرد و خود و اصحابش را قربانی كرد.
جمعی نادان كه فكر میكردند كشتن و به اسارت بردن خاندانش قیام عاشورا به فراموشی و در تاریخ و كوران حوادث گم میكنند لكن خصوصیت تاریخ تكرار آن است، تاریخ معلم انسانهاست و تاریخ بسیاری را برملا و رسوا میكند.
راه آزادگان جهان همچنان ادامه دارد راهی كه حادثه كربلا پررنگ شد و سرعت گرفت روز به روز با محتوایی عاشورایی سر لوحه همه آزادگان و احرار جهان قرار گرفت و بهترین مصداق آن انقلاب اسلامی است كه با تأسی به فرهنگ عاشورا تا كنون تسلیم ظلم نشده است و انشاءالله با وجود دلاورانی با بصیرت كه هنوز شاهد كشف بدنهای مطهرشان هستیم و در هر سال و ماهی با ورودشان همان آب تازه به پای اسلام عزیز نثار میكنند در حالی در كنار شهدای گمنام دعای عرفه و تجدید عهد با سرور آزادگان جهان میبندیم كه یزدیان زمان از كودككشی گرفته تا كمكهای مالی و تسلیحاتی سعی در حذف این پیام جاودانه دارند.
حاجیان خانه خدا را به خاك و خون میكشند، آب را همچون اجدادشان به روی تشنگان میبندند، بدنهای نیمه جان را به صورت دسته جمعی در گرمای سوزان پس از ساعتها در كانتینرهای در بسته میگذارند تا پخته شوند و از هیچ گونه كم همكاری در رسیدگی به مصدومان و شناسایی و اجساد كوتاهی نكردند و هر چه توانستند مسلمانان را چه زن و شوهر و پدر و مادر از دست داده بودند تحت فشار روحی قرار دادند و از هر گونه اهانتی به بدنهای بی جان آنها كوتاهی نكردند.
كجاست غیرتهای بیداری كه فریاد برآورند «بِأَی ذَنْبٍ قُتِلَتْ»گستاخانه حاجیان را دفن كردند و هنوز عدهای در عین داغداری چشم انتظارند؛ كجاست غیرتهای بیداری كه فریاد برآورند «بِأَی ذَنْبٍ قُتِلَتْ؛ به كدامین گناه كشته شده است» (آیه 9 سوره تكویر). حاجی در حال احرام كه سلاح و مهمات و هیچ وسیله دفاعی نداشته است چرا هلیكوپترهای كاملاً مجهز، قطرهای آب به مردم نرساندند؟ چرا مأموران سعودی حتی به یك نفر كمك نكردند؟
مرد باشید و بپذیرید حادثه عمدی بوده است! مرد باشید و بپذیرید تا كمیته حقیقتیاب بیاید و ریشهیابی كند و اگر نمیترسید بگذارید برای حوادث آینده به شما كمك كنند تا شاهد بروز چنین حوادثی نباشیم.
شما به جای دلجویی و پرداخت دیه میهمانان مظلومتان حتی یك عذرخواهی ساده نكردید؛ پرواضح است اگر حداقل گذری بر اجداد نامردتان میكردید میدیدید كه پس از آن همه ظلم به اهل بیت(ع)، جد بزرگوارتان یزید از ایشان دلجویی كرد لااقل برای آبروی نداشتهاش بین حكامی كه در مجلس بودند لكن شما چنان گستاخانه بر زائران بیتالله تاختید و سرافرازانه دعا میكنید كه اینها خودشان مقصر بودند!
دیر یا زود بدانید كه خشم و قهر الهی دامن شما را خواهد گرفت ما اجازه نداریم جلوتر از رهبرمان عملی انجام دهیم وگرنه میدیدید كه این جوششی كه با ورود استخوانهای شهیدان گمنام در جامعه ایجاد میكند چون صاعقه بر جانتان میافتادیم چنان درسی میگرفتید كه دیگر هیچ قلدری از سعودی و یهودی گرفته تا دیگران را طمع دست یازیدن به ظلم و جنایت نداشته باشد.
نوادگان نامشروعتان در سوریه و عراق قلع و قمع میشوند، به خود آیید كه آتش آن مظلومان دامنتان را خواهد گرفت. اشك یتیم و ناله مادران داغدار اثر خواهد كرد. هرچند ما خار در چشم و استخوان در گلوییم و بغض خود را دردناك فرو میبریم و از ژرفای وجود كنار پیكرهای شهدای منا، شهدای گمنام با دیدگانی اشكبار و جانكاه فریاد بر میآوریم اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَیكَ فَقْدَ نَبِینَا؛بارالها ما به درگاه تو شكایت مىكنیم از فقدان پیغمبرت. یا فارس الحجاز، ادركنی ادركنی ادركنی...».