مرکب حضرت اباعبدالله(ع) که به زمین کربلاء رسید، قدم برنداشت. هر چه حضرت بر آن هی زد، اسب گام از گام پیش نگذاشت. امام (ع) مرکب دیگر طلبید و سوار شد. آن حیوان نیز حرکت نکرد.
حضرت شش اسب عوض کرد. هیچ کدام قدم برنداشتند. امام (ع) رو به یاران کرد و فرمود: این زمین چه زمینی است؟
عرض کردند: غاضریه است.
حضرت فرمودند: شاید نام دیگر هم داشته باشد.
عرض کردند: بلی شاطیء الفرات هم مینامند.
فرمودند: اسم دیگر هم دارد؟
عرض کردند: بلی به آن کربلاء هم می گویند.
حضرت فرمودند: آسوده شدم.
پس آه سردی از دل پردرد کشید و گریه شدید نمود و فرمود: به خدا قسم زمین کرب و بلاء همین است، به خدا اینجا مردان ما را میکشند، به خدا قسم اینجا زنان ما بیوه میشوند، به خدا قسم اینجا کودکان ما را سر میبرند، به خدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده میشود، پس ای جوانمردان فرود آیید، اینجاست محل گورهای ما....
سپس حضرت از مرکب پیاده شدند و به محض اینکه قدم مبارک امام (ع) به خاک کربلاء رسید خاک تغییر کرد و رنگش زرد شد و از آن غباری برخاست، بر رو و موی حضرت نشست.
خرید زمین کربلا و وقف آن برای زائران امام حسین(ع)وقتی کاروان سید الشهداء (ع) به کربلاء رسید، ساکنین آنجا را احضار کرد و اطراف و نواحی قبر خود را از اهل نینوا و غاضریه به مبلغ شصت هزار درهم خرید و به آنها بخشید. به شرط اینکه مردم را به قبر آن حضرت راهنمایی کنند و زائرین قبر مطهر را تا سه روز ضیافت و میهمانی نمایند. امام صادق (ع) فرمودند: مساحت حرم آن حضرت که خریده شد، چهار میل در چهار میل بود که بر اولاد و محبین حضرت حلال و بر دیگران حرام است.