کد خبر: 3536843
تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۱

کربلا صحنه تصمیم‌گیری‌های درست است

گروه اجتماعی: محمدرضا سنگری با بیان اینکه کربلا صحنه تصمصم‌گیری‌های درست است، تأکید کرد: درباره کربلا مطالعه کنید و عنصر تصمیم‌گیری در کربلا و اراده‌ها ی سترگ آن را بشناسید.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، دکتر محمدرضا سنگری محقق عاشورایی امروز 18 مهرماه در جمع دانشگاهیان دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول در زمینه انتخاب و تصمیم‌گیری در کربلا، یکی از این عوامل را اطلاعات صحیح دانست و اظهار کرد: امام حسین(ع) در حرکت خود همه جا اطلاعات دقیق می‌دهد، خود را پنهان نمی‌کند. امام سجاد(ع) می‌فرماید: در تمام منازل با پدرم بودم. پدرم در هر منزل که می‌رسید قصه یحیی(ع) را می‌گفت؛ یعنی انتهای این راه کشته شدن است. امام حسین(ع) با نسل جوان یک طور صحبت می‌کرد و با پیران به نحوه دیگری برخورد می‌کرد. این از نکات ظریف و روشن امام حسین(ع) است.

وی توضیح داد: امام حسین(ع) به جوان‌ها که می‌رسید جنایات بنی‌امیه را طرح می‌کرد، چون جوانان عاطفی هستند از عاطفه آنها بهره‌گیری می‌کرد و به پیران که برخورد می‌کرد روایات پیامبر(ص) را درباره شأن و جایگاه خود سخن می‌گفت. چون برخی از آنها این موضوعات را در حافظه خود داشتند. امام از داشته‌های آنها استفاده می‌کرد تا با ایشان همسفر شوند.

این محقق عاشورایی ادامه داد: حضرت اباعبدالله(ع) در طول مسیر دائم اطلاعات می‌دهد. همیشه تصمیم‌گیرندگان منفی اطلاعات اندک دارند. در دوران دفاع مقدس همیشه می‌گفتیم اطلاعات چشم عملیات است؛ عملیات درست ریشه در اطلاعات درست دارد. برخی خودی را می‌زنند چون دشمن را خوب نشناخته‌اند.

 

کربلا صحنه تصمیم‌گیری‌های درست است

سنگری تصریح کرد: ما پر از تصمیم‌گیری‌های غلط هستیم چون خود، موقعیت و دشمن را نمی‌شناسیم. کربلا صحنه تصمیم‌گیری‌های درست به مدد اطلاعات درست است. آنان که در مقابل امام حسین(ع) صف کشیدند اگر پیامبر(ع) را درست می‌شناختند، اگر جمله «حسین منی و أنا من حسین» ایشان را درک می‌کردند، در آب فرات غسل نمی‌کردند که قربه الی‌الله حسین(ع) را بکشند.

بی‌معرفتی ها مقابل امام حسین(ع) صف‌آرایی کرد

این مدرس دانشگاه ادامه داد: بی‌معرفتی ما را بدبخت کرده است. بی‌معرفت‌ها مقابل امام حسین(ع) صف‌آرایی کردند.

وی گام دوم در تصمیم‌گیری و انتخاب را «گزینه‌ها» عنوان کرد و توضیح داد: گزینه‌ها یعنی مجموعه راه‌هایی که از میان آنها دست به انتخاب می‌زنیم. باید این گزینه‌ها را بشناسیم. زمانی که حضرت اباعبدالله(ع) قیام کرد، چند گزینه برای افراد وجود داشت؛ اولین گزینه مقابله بود که یاران عمرسعد و نیروهای اعزامی عبیدالله این کار را کردند. دومین گزینه متارکه است یعنی با هیچ کدام نباشیم؛ افرادی بودند که می‌گفتند من نه با عبیدالله هستم نه با اباعبدالله؛ مثل عبیدالله بن حرجوفی. هر کس در این موقعیت قرار گرفت با ستم است. ما در زیارت عاشورا بسیاری از این افراد را لعن می‌کنیم؛ کسانی که زمینه پیروزی دشمن را فراهم آوردند.

سنگری ادامه داد: ایام دوم تا نهم عاشورا عمربن سعد فکر می‌کند شاید بتواند راه‌حلی پیدا کند، صلحی بشود و بتواند برگردد و به آرزوی خود که حکومت ری است برسد؛ اما نمی‌دانست زاویه انحراف به تدریج باز می‌شود و انسان برای جنایت آماده می‌شود.

عمر بن سعد به تدریج آماده جنایت شد

مؤلف کتاب «آینه‌داران آفتاب» گفت: عمربن سعد روز سوم در کربلا هرگز عمر بن سعد روز هفتم نیست. در این چند روز این زاویه انحراف باز می‌شود. خصوصیت گناه این است که اول زاویه انحراف به اندازه کم باز می‌شود تا اینکه به تدریج به تقابل می‌رسد. عمرسعد روزهای اول آدم خیلی منفی نبود؛ اما به تدریج آماده جنایت شد. به خصوص وقتی نقطه مقابل او؛ شمر به کربلا آمد.

وی توضیح داد: شمر مأموریت داشت به کربلا برود؛ اگر عمر بن سعد پذیرفت بجنگد فرمانده پیاده‌ها باشد و اگر نپذیرفت بجنگند، سر عمر بن سعد را جدا کند و خود فرماندهی سپاه را بر عهده بگیرد. بن سعد وقتی با شمر برخورد کرد گفت: خودم کار را تمام می‌کنم. خشونت خود را نشان داد. انسان این گونه است. برای همین باید مراقب اولین گناه باشیم. این چراغ سبزی است که انسان به شیطان می‌دهد و به تدریج زمینه برای لغزش فراهم می‌شود.

 

این محقق عاشورایی در ادامه گزینه‌های افراد در برابر قیام امام حسین(ع) گفت: برخی تصمیم گرفتند نباشند؛ ولی برای امام حسین(ع) دعا کنند. تعدادی در نزدیکی ارتفاعات کربلا جمع شده بود و با گریه برای پیروزی امام حسین(ع) دعا می‌کردند. گروه دیگر همراهی مشروط کردند؛ یعنی گفتند ما بخشی از راه را با تو هستیم. ضحاک‌بن عبدالله به امام گفت: من تا پای جان با شما هستم؛ روز عاشورا بعدازظهر که افراد زیادی نمانده بودند. وقتی دید جانش در خطر است، از امام حسین(ع) اجازه رفتن گرفت. اگر این فرد عاشقانه فکر می‌کرد می‌گفت: آیا امام را بگذارم و بروم؟ فرصت شهادت را از دست بدهم؟ شاید ما هم بودیم چنین می‌کردیم.

سنگری گفت: عده‌ای نیز با امام همراهی کردند اما عقب کشیدند. در کربلا فردی حضور داشت که در جنگ صفین سال 36 هجری با حضرت علی(ع) وارد کربلا شده و شنیده بود که امام علی(ع) فرموده بود: حسین(ع) و یارانش در این خاک به شهادت می‌رسند. پس از سال‌ها این سخن را فراموش کرده بود، اما ناگهان وقتی این سخن را به یاد آورد از امام حسین(ع) خداحافظی کرد و رفت. این‌ها گزینه‌های مختلفی است که در تصمیم‌گیری پیش روی ما است.

مؤلف کتاب «آینه در کربلاست» اظهار کرد: برخی هم بودند که می‌خواستند امکانات خود را در اختیار امام بگذارند اما خود به کربلا نروند. اما گاهی خودِ ما را می‌خواهند نه کمکمان را. مثلاً برخی هستند که به مسجد کمک می‌کنند اما یک بار هم در نماز جماعت مسجد حضور پیدا نمی‌کنند. برخی نیز به امام حسین(ع) گفتند: ما بعدا به تو می‌پیوندیم اما از کربلا بازماندند.

سنگری با بیان اینکه عنصر سوم در تصمیم‌گیری، ملاک‌ها و معیارها است، گفت: شما با کدام معیار انتخاب می‌کنید؟ ملاکتان در انتخاب چیست؟ خیلی مهم است که معیارها در اختیار ما باشد. آدم‌های بی‌معیار گیج و سردرگم هستند. در جنگ جمل فردی بود که بین دو جبهه متحیر مانده بود، به حضرت علی(ع) گفت: آیا ممکن است طلحه و زبیر و عایشه همسر پیامبر(ص) بر باطل جمع شوند؟ حضرت علی(ع) پاسخ زیبا و شکوه‌مندی به او می‌دهد: تو وارونه می‌اندیشی هیچ وقت معیار شناخت حق و باطل، شخصیت‌ها نیستند. حق را بشناس اهل حق را هم خواهی شناس.

چیزی که حر را نجات داد

این مدرس دانشگاه ادامه داد: چیزی که حر را نجات داد این بود که یک معیار در اختیار داشت او بود؛ این معیار را معلمش ابوعامر در دوره نوجوانی به او یاد داده بود: هر وقت بر سر دو راهی قرار می‌گیری هر راهی که دشوارتر است اما نهایت آن خوب‌تر و زیباتر آن را انتخاب کن. راهی که اولش شیرین است اما بعد تاریک و دردسر آفرین است، انتخاب نکن و یک لحظه این درس به یاد او آمد و تصمیم گرفت و حر شد.

وی با تأکید بر اینکه باید معیارشناسی داشته باشیم، گفت: دو برادر در کربلا هستند که در آخرین لحظه‌ها به امام پیوستند. جزء خوارج بودند و با امام علی(ع) جنگیده بودند. اتفاقی افتاد و آنها متحول شدند؛ آنها یک معیار به دست آوردند. با خود فکر کردند: این طرف جنگ وقتی می‌خواهند بجنگند می‌گویند: چقدر می‌دهی؟ آن طرف می‌گویند: چند بار می‌میری؟ آنها فهمیدند حسین(ع) حق است. وقتی آمدند امام در گودال قتلگاه افتاده بود. اطراف گودال جنگیدند و دو برادر شهید شدند. کل این تحول در چند دقیقه افتاد.

این محقق عاشورایی تأکید کرد: درباره کربلا مطالعه کنید و عنصر تصمیم‌گیری در کربلا و اراده‌ها سترگ آن را بشناسید. امام حسین(ع) فرمود: من یارانم را آزمودم؛ یارانم مثل صخره‌های کوهستانند که سیلاب‌ها و طوفان‌ها تکانشان نمی‌دهد چون معیارها را دریافتند. آموزه‌های عاشورا این است.

 

captcha