وی در این پیام آورده است: در جهان بینی توحیدی، همه کالاها و مواد، مخلوق خداوند متعال و ملک حقیقی اوست. جوهر و روح این عقیده این است که همه چیز از آن خداوند است و هیچ کس جز او مالک حقیقی و واقعی آن نیست.(لله ما فی السماوات و ما فی الارض- بقره 284 ) این مضمون در آیات زیاد تکرار شده است. حتی در اموالی که به ظاهر به دست بشر ساخته شده است و به صورت فرآوردههای دست ساز انسان در آمده در حقیقت ملک خداست. (و آتوهم من مال الله الذی آتاکم ...-نور 34-33) و از آن مال که خدا به شما داده است به آنان بدهید. از آن بالاتر این که در ایمان توحیدی، خود انسان که کالاها و مواد را به طور قراردادی و اعتباری در اختیار میگیرد و ملک خوانده میشود ملک خداوند است و در اختیار اوست و حیات و مرگ و قدرت و توان و تحرک و تحول و پویایی به دست توانای حضرت باری تعالی است. پیامبر میفرمایند: ( ان الله القادر علی ما اقدرهم علیه و المالک لما ملکهم ایاه- تحف العقول32 )
ناصری در ادامه آورده است: خداوند هر چیز و هر کاری که آنان(بندگان) را برآن قادر ساخته است از حیطه قدرت او نیز بیرون نیست و آنچه را ملک ایشان قرار داده خود نیز مالک آن است. بنابراین آنچه به دست انسان است وکالتی و عاریتی است که باید با کار و تلاش شخصی و به طور محدود از آن استفاده کند و به مقدار نیاز آنها را در حوزه مالکیت شخصی در آورند و در این بهره برداری بکوشند که در جهت رضای مالک حقیقی گام بردارند. ملکیت عاریتی در قرآن چنین تبیین شده که (ءآمنوا بالله و رسوله و انفقوا مما جعلکم مستخلفین فیه – حدید 7) به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و از آنچه شما را در آن جانشین قرار داده انفاق کنید. انفاق و جداسازی بخشهایی از اموال شخصی و هزینه آن در موارد نیاز های فرد و یا اجتماعی کاری شایسته و ارزشمند است این اصل درست در راستای تراکم ستیزی و تکاثر زدایی است همچنین زمینه پرکردن حفرههای اقتصادی و توان بخشی به ناتوانان و نیز توزیعی مجدد از ثروت و بازگشت به عمومیت و بهره مندی همگانی از آن است.
امام جمعه یزد همچنین آورده است: توجه به مسائل اجتماعی و کوشش در سامان یابی مسائل آن و همکاری و همیاری در این زمینه تکلیفی همگانی مخصوصا تکلیفی است بر عهده متمولین و ثروتمندان. پیامبر (ص) به روایت امام صادق (ع) میفرمایند: (من اصبح لا یهتم ّ بامور المسلمین فلیس منهم) کسی که بامداد برخیزد بی آنکه به فکر سامان دادن به کارهای مسلمانان نباشد مسلمان نیست. برای یاری رسانی و تعاون و کمک به ناتوانان، تنها بسنده کردن به پرداخت حقوق واجب یعنی خمس و زکات، نادرست و غیر اسلامی است زیرا اسلام بیش از آنچه به نام حقوق شرعی معروف است مسئولیت بر دوش توانمندان نهاده است این موضوع به صراحت در سخنی از امام مطرح شده است، امام میفرمایند: در صورتی که مشکلات اقتصادی جامعه با پرداختهای معینی (خمس و زکات) برطرف نگردید باید از اصل اموال هزینه کرد و تا حصول این هدف تکلیف است و اموال شخصی باید در راستای منافع اجتماعی و امت اسلامی سرمایه گذاری شود.
آیتالله ناصری در پایان پیام آورده است: نمونه بارز این انفاق و این تعاون اجتماعی وقف است که از دیرباز در جامعه اسلامی حاکم بوده و در این زمان نیز کم و بیش به این اصل خیر و خداپسندانه پرداخته میشود. وقف حافظ منافع فرهنگی خیر و خیّر است، وقف نگاه خدایی به انسانها است، وقف پایداری همیشگی انسان در جهان ابدیت است، وقف مصداق احبب اخاک المسلم است یعنی برادر مسلمانت را دوست بدار، وقف فرار از تباهی و فساد در تراکم مال و مال افزونی است، وقف مصداق (مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله – بقره261) است و در یک کلام، وقف نور است برای واقف و برای جامعه اسلامی و برای نگهداری فرهنگ توحیدی و خدایی. خداوند به واقفان و خیران و دست اندرکاران امر وقف برکت و کرامت عنایت فرماید و در روز واپسین که هیچ یک از امور دنیایی به کار نمی آید اقدام نیکشان را سرمایه جزای خیرشان قرار دهد. انشاءالله