حجتالاسلام والمسلمین منصور کیانی، مدیر مدرسه علمیه آیتالله قاضی دزفول در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، پیرامون این عبارت و چگونگی رسیدن به این ویژگی اهل تقوا گفت: این عبارت قول سنگینی است. متقین آنها هستند که وقتی بلا بر آنها نازل میشود همانطور هستند که وقتی در نعمت و گشایش هستند؛ یعنی در مصیبت و نعمت یکسان باشند. این واقعاً سنگین است. آیا واقعاً کسی که به او مصیبت برسد و ضرر عمدهای بر جان و مال و اولاد او برسد، مثل کسی است که در نعمت و گشایش است؟ برخی ممکن است خیال کنند اینها آرمانهای خیالی هستند و محقق نمیشود.
ظرفیتهای بینهایت انسان باعث میشود در سختی و نعمت یکی باشد
وی اظهار کرد: اگر کسی چنین حرفی بزند، نشان میدهد ما انسان را نشناختهایم. انسان ظرفیتهای فوقالعادهای دارد و شاید بگویم ظرفیتهای بینهایتی دارد. ما در میان علما و بخصوص بعد انقلاب کسانی را دیدیم که وقتی بلا و مصیبت بر آنها افتاد مثل زمان قبل بودند. البته این ویژگی مراتب دارد؛ حداکثر دارد و حداقل دارد. در مورد انبیاء قرآن چندین بار گفته است. در فلسفه این قاعده وجود دارد که برای عدم محال بودن یک امر همین که یک نمونه داشته باشیم کافی است. اما انبیاء حد عالی این جریان هستند که هر چه مصیبت به آنها رسید در عین گشایش و حالت نعمت بودند.
نمونههایی از صبوری اهل تقوا در قرآن
این مدرس حوزه افزود: قرآن سمبل آنها را حضرت ایوب(ع) میداند که پس از آن همه رنج و سختی که به آن دچار شد، با کمال ادب گفت: «أنی مسنی الضر و أنت ارحم الراحمین»(به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان) خانه، دارایی و فرزندان او از دست رفتند، بیماری همه جسم او را فرا گرفت؛ اما وقتی با خدا حرف میزد، گفت: ضررهایی مرا مس کرد، نگفت مرا از پای درآورد. چقدر باادب سخن گفت. آیا اینها تصنع است؟ خیر، اینها حقیقت است. چیزی درون ایوب است که میگوید او ارحم الراحمین است.
حجتالاسلام والمسلمین کیانی ادامه داد: حضرت موسی(ع) وقتی از دست فرعونیان به سوی مدین آمد گفت: «رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ؛به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم»(قصص، 24) نگفت مصیبت دارم. با کمال ادب همین را گفت. برخلاف انسانهای کمظرفیت که در هر مشکلی میگویند بدبخت شدم.
وی تصریح کرد: متأسفانه این روحیه در میان روشنفکران ما دیده میشود که وقتی در زحمتی افتادند و به جان و مالشان ضرری رسید به کفر نعمت و بد و بیراه گفتن به روزگار میافتند. این از سینه تنگی آنها خبر میکند. این مسأله فرق دو جهانبینی را نشان میدهد.
مدیر مدرسه علمیه آیتالله قاضی دزفول اظهار کرد: قرآن کریم برای مردم عادی نیز این حالت را ذکر میکند. در جنگها جان و مال آدم در معرض از بین رفتن است؛ در چنین جاهایی قرآن میفرماید: بسیاری از مردم باایمان هستند که هر چه به آنها رسید نه ضعفی در جسم احساس کردند و نه احساس یأس در روحیه: «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا»(آل عمران، 146) این گروههای محکم و استوار در مقابل طوفانهای بنیان برانداز مثل کوه هستند که تکان نمیخورند بلکه جهت باد را عوض میکنند. مصیبتهای فراوانی به آنها رسید اما آنها را به چیزهای دیگر تبدیل کرد. پس میشود. خود ما در انقلاب دیدیم که مرحوم امام خمینی(ره) به چه زحمتهایی در این انقلاب رسید. فرزند مسلم الاجتهادشان از دنیا رفت. این روح فوقالعاده قوی عوض نشد. تنها فرمود: این لطف خفیه خدا بود. چقدر این روحها قوی هستند. این مورد اتم ما است که میتواند برای ما الگو و سرمشق زندگی باشد.
حجتالاسلام والمسلمین کیانی تصریح کرد: روشنفکرنمایان و افراد دنیازده که وقتی مصیبتی
به آنها میرسد آنها را در هم میکوبد. باید این دو را با هم ببینید؛ تنگی سینه
این و گشادگی روح آن. پس این حالت محقق میشود. یک نفر هم نیست،
اسطورهسازی صرف نیست حقیقتاً چنین افرادی وجود دارند.
این مدرس حوزه ادامه داد: این حالت از کجا نشأت میگیرد؟
حتماً این نشان از عقیده دارد. فقط عمل نیست. این باید از درون و ضمیر انسان
بیاید. ضمیر انسان باید شاداب باشد و به یک نیروی فوقالعاده قدرتمند متصل باشد که
مصیبتها در برابر آن کم جلوه کند و مصیبت و نعمت یکسان باشد. این ویژگی حتماً به جهانبینی
انسان برمیگردد. جهانبینی شما است که شما را منفعل میکند.
صبوری در مشکلات از کجا نشأت میگیرد؟
حسن ظن به خدا
وی توضیح داد: انسانهایی که سختی و سادگی و ضرا و سراء برایشان یکی است به خدا حسنظن دارند. رسول اکرم(ص) پدر و مادرش را از کودکی از دست داد. ایشان یک جمله گفت: «أدّبنی ربی فأحسن تأدیبی» خداوند میخواست مرا ادب کند. با این مشقات یتیمی و فقر میخواست مرا ادب کند و چه زیبا ادبم کرد. چقدر این بینش فرق میکند. یعنی همه این بلاها را لطف خدا میداند. چقدر این حسنظن زیباست. چقدر این زیباست که انسان مصیبت را هدیه ببیند برای اینکه انسان روزگارش را بچرخاند و شادابتر زندگی کند. هر مصیبتی که میآید برای پرورش انسان میآید.
یک ذره از این جهان بیجهت نیست
مدیر مدرسه علمیه آیتالله قاضی دزفول ادامه داد: دومین عقیدهای که باید داشته باشیم این است که نگاهمان به جهان باید نگاه نظام احسن باشد. چه افرادی میتوانند به این نقطه برسند که مصیبت و نعمت را یکسان ببینند؟ کسانی که نظام جهان را بهترین نظام میدانند. نظام احسن چیست؟ یعنی یک ذره از این جهان بیجهت نیست. خدا حکیم علیالاطلاق است؛ اگر فرزند میدهد از روی حکمت است. اگر میگیرد از روی حکمت است.
وی با اشاره به بازتاب این اندیشه در سخنان عرفا گفت: شاید هیچ ملتی به اندازه ایران از ظرافتهای فرهنگی در این زمینه بهره نبردهاند، آنجا که شیخ محمود شبستری میگوید:
جهان چون زلف و خال و خط و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکوست
پس حتماً این مصیبت که رسیده است، باید میرسید. این دید، دید خیلی زیبایی است که مصیبتها را شیرین میکند. هر چه از دوست رسد، نیکوست.
حجتالاسلام والمسلمین کیانی ادامه داد: سعدی سخن زیبایی دارد:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست/عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
به غنیمت شمر ای دوست دم عیسی صبح/تا دل مرده مگر زنده کنی کاین دم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست/به ارادت ببرم درد که درمان هم ازوست
زخم خونینم اگر به نشود به باشد/خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست
حجتالاسلام والمسلمین کیانی ادامه داد: سومین عقیده این است که ما دنیا را بازار معامله میدانیم. «در حقيقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است»(توبه، 111) چقدر این اندیشه
خوبی است؛ هر چیزی از ما کاستند در آخرت آن را به ما میدهند؛ بلکه بهترش را میدهند:
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد آيا شما
را بر تجارتى راه نمايم كه شما را از عذابى دردناك مى رهاند. به
خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد اين [گذشت و
فداكارى] اگر بدانيد براى شما بهتر است»(صف، 10-11).
این مدرس حوزه تصریح کرد: اگر چیزی از ما
میگیرند، چرا شاکرش نباشیم که قرار است بهترش را به من بدهند؟
خود را به بردباری وادار، چه کم هستند کسانی که خود را همانند مردمی کنند و از جمله آنان نشوند
وی گفت: آخرین نکته این است که چگونه به این آموزه عمل کنیم؟ قطعاً برای ما که دستمان از منابع وحیانی و حضرات معصومان کوتاه است، یک راهش این است که خود را کمکم حلیم و بردبار و صبور جا بیندازیم. اگر در مصیبتها و شکستها صبر نمیکنیم، خود را به زور وادار کنیم و با تصنع خود را صبور نشان دهیم. اینجا ریا اشکال ندارد. حضرت مولا در حکمتها فرمود: «إن لن تکن حلیما فتحلم» اگر حلیم نیستی، خود را بردبار نشان بده. این کمکم صورت حقیقی خود ما میشود. آیا طبیعت ثانوی را میتوانیم درست کنیم؟ مثلاً در طبیعت اولیه ما پرخاشگریم. اما میشود طبیعت اولیه را تبدیل کنیم؟ بله میشود. اول این است که ظاهرسازی کنیم. این رفتار به آدم طبیعت ثانوی میدهد و به او کمک میکند صبور باشد.
مدیر مدرسه
علمیه آیتالله قاضی دزفول گفت: دومین راه برای رسیدن به این ویژگی این است که بدانیم که تبدیل کردن زحمتها
و رنجها به خوبی و فرصت، شدنی است و ما این تجربه ها را در زندگی میتوانیم گسترش
دهیم.
حجتالاسلام والمسلمین کیانی در پایان با اشاره به نام «یا مبدل السیئات بالحسنات» گفت: این صفت حضرت حق را اگر نصبالعین قرار دهیم با حلم و بردباری رنج را به خوبی تبدیل کنیم. این شدنی است و اتفاق افتاده است.