فرشته روحافزا، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، به تببین عوامل و ساختارهای آسیبزای اجتماعی در حوزه زنان و خانواده اشاره و عنوان کرد: روند سبک زندگی کنونی از کودکی برای افراد آسیبهای جدی به همراه دارد و اقشار مختلف را نیز در برمیگیرد.
وی به ارزیابی روندی که فرزندان از کودکی در خانوادهها سپری میکنند اشاره و عنوان کرد: کودک با فاصله شش ماه یا در برخی موارد دو سال پس از تولد به مهدهای کودک سپرده میشود و تحت پوشش مراکزی که خود الگو گرفته از یونیسف هستند تربیت میشوند، در صورتی که در گذشته فرزندان در دامان خانواده و در کنار مادران خود بودند و این تعامل و هم زیستی سازنده به نحو مطلوبتری میان اعضای خانواده شکل میگرفت و والدین بر نحوره تربیت فرزند خود نظارت بیشتری داشتند.
روحافزا در ادامه به ورود کودکان به مدارس اشاره کرد و گفت: نظام آموزشی کشور نیز دانشآموز را به دور را از مهارتهای خلاقانه، ذهنی و فکری پرورش میدهد و صرفا در این محیط کودکان برای آموزشهای صرف که بیشتر جنبه حفظیاتی دارند آماده میشوند و در نهایت به کنکور سپرده میشوند و دوران بلوغ که مهمترین بخش زندگی وی است را بدون برنامه عمل مشخص و منسجمی طی میکند و نه والدین و نه مادران به نیازهای ویژه فرزندان در سنین مختلف آگاه نیستند.
این پژوهشگر حوزه زنان و خانواده درگیری خانوادهها با تجمل گرایی و مصرفگرایی را آسیب جدی دیگری دانست که تهدید کننده آرامش و امنیت خانواده است و گفت: فراهم کردن بهترین امکانات برای فرزندان از دوران کودکی و آراستن خانهها با به روزترین و شیکترین وسایل تزئینی سبب میشود والدین زمان بیشتری از روز را به کار کردن و کسب درآمد برای رفع نیازهای غیر ضرور ی بپردازند اما از نیازهای واقعی خود که حضور افراد خانواده در کنار یکدیگر و به ویژه در کنار فرزندان است باز بمانند.
وی ادامه داد: این خلأ حضور والدین در حالی رخ میدهد که فرزندان بهترین زمانهای خود را به دوستان و همسالان که بعضا غربال شده از سوی خانوادهها نیستند و همچنین حضور در فضای مجازی اختصاص میدهند.
فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی افراطی زنان
روحافزا با بیان اینکه در برخی موارد نیز خانواده چندان نیازمند به فعالیت اقتصادی بانوی خانه نیست ولی مادر خانه خود را به صورت افراطی درگیر فعالیت اجتماعی و اقتصادی میکند اظهار کرد: درک نادرست از کسب جایگاه اجتماعی به واسطه حضور مدیریت نشده در مشاغل مختلف نیز سبب دور شدن افراد خانواده از یکدیگر و کم رنگ شدن کارکردهای نقش مادری میشود.
وی همچنین به قوانین دست و پاگیر اجتماعی که منجر به حضور کم رنگ تر بانوان در خانواده به منظور ایفای نقش مادری میشود اشاره و عنوان کرد: زمان محدودی که برای مرخصی زایمان به بانوان شاغل تعلق میگیرد و دردسرهای مادران دانشجو پس از بارداری برای حضور در دانشگاه دارند و از مرخصی تحصیلی سهمی ندارند همگی از ساختارهای آسیبزای اجتماعی محسوب میشوند که برای فرزندان تهدیدهای جدی تربیتی و برای مادران خلأهای روحی به دنبال دارد.
وقتی اشتیاقی برای هم صحیتی اعضای خانواده باقی نمیماند
این پژوهشگر ادامه داد: بانویی که در ساعتهای پایانی عصرگاهی به منزل میرسد و خسته از فضای کاری است مسلما توانایی ظاهر شدن در نقشهای خانه داری، مادری و همسری را ندارد. همچنین مردی که از ابتدای روز در کنار همکاران زنی که بعضا جنبههای عفاف و حجاب را به خوبی رعایت نمیکنند و زمینههای اختلاط بیهوده به راحتی مهیا است در مراجعه به خانه اشتیاقی به هم صحبتی با همسر خود ندارد.
روح افزا در ادامه افزود: در چنین شرایطی زن و مردم پناهگاه عاطفی همسر خود نیستند و کودکان از آغوش گرم و صمیمی خانواده بهرهمند نمیشوند و والدین نیز به دلیل اسارت در امور مادی و همچنین هزینههای بالای زندگی از فرزندآوری امتناع میکنند.
وی در ادامه سخنان خود به بیان راهکارهایی برای مقابله با شرایط یاد شده پرداخت و گفت: تصحیح ساعت کاری بانوان و مادران شاغل یکی از راهکارهای جدی برای کمک به کانون خانوادههای امروزی است که فعالیت اجرایی شدن نیز دارد اما در عمل به آن پرداخته نمیشود و صرفا در نظریهها باقی مانده است.
روحافزا ارائه آموزشهای مرتبط با سبک زندگی را از دیگر الزامات تحکیم خانواده دانست و گفت: نحوه تعامل با فرزند، همسرداری، مدیریت خانواده و ... از جمله اموری است که باید در دروس دانشگاهی وارد شود. همچنین رسانهها و به ویژه صدا و سیما باید ترسیم کننده سبک زندگی ایرانی اسلامی باشند. ابزار هنر همچون شعر، داستان، نمایشنامه نیز از قدرت بالایی برای ثأثیرگذاری بر خانوادهها برخوردار است.
تکرار بیان آسیبها راهگشا نیست
وی به وظایف دستگاههای سیاست گذار نیز اشاره و عنوان کرد: باید برای دستگاههای مختلف برنامهریزی کرد و وظایف هر کدام را در حوزه خانواده مشخص کرد. اگر مدیران و مسئولان امر هر سال یک یا دو مورد از مواردی که میتواند به تحکیم خانوادهها کمک کند را به صورت جدی در دستور کار خود قرار دهند و پیگیری کنند بعد از گذشت 10 سال حداقل شاهد بهبود وضعیت هستیم، اما بیان تمام این امور با یکدیگر سبب سردرگمی و اسیر شعار شدن میشود، در غیر این صورت در حالت ایستا و با تکرار بیان آسیبها راه به جایی نمیبریم.