ماه محرم، فقط برای سوگواری نیست؛ این ماه، آینه تمامنمای یک مکتب تربیتی است که در کربلا، اوج همزمانی رنج و آگاهی را به تصویر میکشد. در این روایت بینظیر، پس از شهادت ستارگان خاندان وحی، این زنی بود که از دل خیمههای سوخته، تاریخ را از مرثیهای صرف، به میدان استدلال و بیداری تبدیل کرد. حضرت زینب(س) نه فقط در مقام یک بانوی مصیبتدیده، که در قامت یک «مدیر بحران عاطفی» ظاهر شد؛ زنی که همزمان با از دست دادن برادر، فرزندان و یاران، توانست «همدلی» را از یک احساس درونی به یک کنش جمعی و هدفمند بدل کند. او با خطبههایی که نه از روی هیجان، بلکه از عمق درایت توحیدی تراوید، ثابت کرد که صبر، نه معنای انفعال، که عالیترین شکل مواجهه فعال با ظلم است و شجاعت، نه بیپروایی کور، که ایستادن حسابشده در برابر هراس تاریخی است.
این الگوی زینبی، امروز برای ما بیش از هر زمان دیگری کارآمدی عینی دارد؛ جامعهای که با طوفان فشارهای روانی، گسست نسلی، دوگانگی نقشها و فرسایش سرمایه اجتماعی روبروست، سخت به تکرار تمرین «همدلی مقاوم» نیاز دارد. حضرت زینب(س) به ما میآموزد که در اوج بحران، چه کسی میتواند «پناه دیگران» باشد. این درس، به ویژه برای زنان امروز که در کانون خانواده و اجتماع، نقش محوری در تابآوری و پیوندسازی دارند، نقشهراهی است که نه به انکار رنج، که به تبدیل آن به توان همدلی و کنشگری خردمندانه دعوت میکند.
ایکنا در گفتوگو با زهرا غلامی، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده، به بررسی این موضوع پرداخت که چگونه میتوان از این الگوی عاشورایی برای تمرین دوباره همدلی در شرایط امروز بهره برد و چه کاربردهای عینی برای خانوادهها و جامعه زنان دارد.
ایکنا ـ چگونه باید تابآوری را در بانوان به یک ظرفیت تحولآفرین تبدیل کنیم؟
در سادهترین تعریف، تابآوری را میتوان توانایی رویارویی با رویدادهای ناگهانی و پیشبینینشده دانست؛ موقعیتهایی که از پیش برنامهای برای مواجهه با آنها نداریم. در واقعه عاشورا، با بانویی روبهرو هستیم که انبوهی از رنج، مصیبت و فقدان را تحمل میکند، اما از آن پس، رسالت خویش را ایستادگی در راه حفظ امام میداند. اگر حضرت زینب(س) نبودند، امامت حضرت سجاد(ع) چه مسیری مییافت؟ در خطابههای ایشان در شام و هنگام مواجهه با یزید، سراسر عظمت، صلابت و اقتدار هویداست و همین تابآوری است که در مقطعی حساس، زمینهساز نجات اسلام میشود. همچنین اگر به گذشتهای دورتر بنگریم، حضرت آسیه(س)، همسر فرعون، جلوهای دیگر از این صفت والاست؛ چراکه بدون تابآوری و ایستادگی ایشان، چه بسا سرنوشت توحید دگرگون میشد.
تابآوری را میتوان تصمیمگیری صحیح در دل بحرانهای ناگهانی تعریف کرد. برای درک بهتر این مفهوم، درختی را مجسم کنید که در برابر طوفانی سخت قرار میگیرد. شاخههای آن هرچند بسیار خم میشوند و به هر سو میتابند، اما نمیشکنند و ریشهاش از جا کنده نمیشود؛ چراکه ریشههایی استوار دارد. این همان تابآوری است؛ نیروی پنهانی که ریشه در استحکام درونی دارد و اجازه نمیدهد سختترین وزشها، موجودیت آن را از بنیان براندازد.
همه افراد به تابآوری نیاز دارند و بسیاری از آنان در برهههایی از زندگی با بحران، فشار و ناامیدی روبهرو شدهاند. پس وقتی از تابآوری زنان سخن میگویم، به این معنا نیست که تنها زنان باید تابآور باشند یا آنان از دیگران مهمترند. بلکه گاهی بانوان در یک دوره زمانی تنها یک نقش را بر عهده ندارند؛ آنان در شبکهای از روابط عاطفی قرار میگیرند که میتوانند بر بسیاری از افراد تأثیر بگذارند. بنابراین صحبت از یک زن، صحبت از یک فرد صرف نیست؛ سخن از یک نقطه راهبردی است که میتواند بر پیرامون خود ـ خانواده یا جامعه ـ تأثیری بسیار ژرف بگذارد.
خانوادهای را در نظر بگیرید که در شرایط کنونی کشور با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکند و با توجه به اخبار دریافتی، آیندهای مبهم را پیشرو میبیند. این عوامل تنشهای ذهنی چون ناامیدی و ناراحتی را به دنبال دارد. در چنین فضایی، همه اعضای خانواده در کنار هم قرار میگیرند و بر یکدیگر اثر میگذارند؛ اما آنچه در این سالها تجربه کردهایم، نشان میدهد که تأثیر زنان بر دیگر اعضای خانواده به مراتب بیشتر است. به همان اندازه که مادر میتواند فضای خانه را آرام کند و خواهر میتواند به خواهر، برادر و حتی پدر و مادر خود امید ببخشد، دیگر اعضای خانواده از چنین توانایی برخوردار نیستند. پس وقتی از تابآوری زنان حرف میزنم، از عمقی سخن میگویم؛ زیرا تابآوری بانوان، تابآوری خانواده و جامعه را در پی دارد.
البته صحبت درباره تابآوری نباید این تفسیر و تفکر اشتباه را در ذهن مخاطب ایجاد کند که همه بارهای سنگین دنیا را بر دوش زنان یا مادر خانواده بگذاریم، یا زنی را زیر بار توقعاتی ببریم که همیشه بخندد، همیشه مقاوم باشد و همواره ایستادگی کند. از سوی دیگر، قرار نیست از زن یک ابرقهرمان بسازیم. زن، پیش از هر چیز، یک زن است؛ یک انسان، نه پیامبر. قرار نیست از او محتوای جذابی بسازیم که صرفاً ظاهری یا فمینیستی باشد. بنابراین در اینجا از یک نقطه قوت در جامعه سخن میگویم؛ یک واقعیت و یک ظرفیت. اگر به آن پرداخته شود و روی تابآوری زنان کار کنیم، خانوادههایی قویتر و در پی آن، جامعهای قویتر خواهیم داشت.
ایکنا ـ بر اساس گفته شما، برای شکلگیری تابآوری، نخست نیاز به یک پشتوانه و زیرساخت فکری و روانی وجود دارد؛ به عبارت دیگر، تابآوری امری آنی و یک شبه نیست که به یکباره حاصل شود. حال پرسش اساسی این است که اگر از یک زن یا به طور کلی هر فردی، انتظار داریم در شرایط بحرانی از خود مقاومت نشان دهد، چه مؤلفههایی در این زمینه نقشآفرین هستند؟
بیگمان عوامل متعددی در تعیین میزان تابآوری افراد مؤثرند، اما یکی از نکات محوری آن است که جامعه ما نباید الگوهای نادرستی را به زنان خود معرفی کند. متأسفانه در فضای رایج امروز، تصویری ارائه میشود از زنی که همسر و مادر است، همزمان شاغل است، به ورزش میپردازد، از سلامت خویش مراقبت میکند، نقشهای گوناگون را ایفا میکند و در مواجهه با هر سختی، همواره لبخند بر لب و شاداب است. این تصویر، الگویی بسیار اشتباه و دور از واقعیت است؛ زیرا زمانی که الگویی برای یادگیری زنان معرفی میشود، لازم است، به عنوان یک زن، دستکم بخشی از هویت و زیست خود را در آن الگو بازشناسی کنیم. الگویی که دستنیافتنی و فراتر از توان طبیعی باشد، دیگر کارکرد آموزشی و تربیتی ندارد و صرفاً به نماد یا آرمانی انتزاعی بدل میشود که هرچند زیبا و دلنشین مینماید، اما امکان همانندجویی با آن وجود ندارد. چنین الگویی نه تنها به افزایش تابآوری کمک نمیکند، بلکه زمینه احساس ناکافی بودن را فراهم کرده و در بلندمدت، مقاومت روانی زنان را تضعیف میکند.
از این رو، یکی از مؤلفههای اساسی در این زمینه، معرفی الگویی متناسب، واقعگرایانه و قابل دسترس برای زنان است؛ الگویی که به ایشان بیاموزد تابآوری به معنای سرکوب احساسات، منع از گریستن، طرد سوگواری یا پرهیز از فروپاشی عاطفی نیست. همه این واکنشها جزئی از تجربه انسانی ما هستند و باید آنها را زیست کنیم. آنچه تابآوری را تعریف میکند، نه فقدان احساس، که توانایی مدیریت و هدایت هوشمندانه همین احساسات در مسیر تعادل و سازندگی است.
ایکنا ـ ضعف در تابآوری چه مشکلاتی را در پی دارد؟
تابآوری، شرط لازم برای دوام آوردن در مسیر زندگی است. همه ما در مقاطع گوناگون زندگی با دشواریهایی از ابعاد مختلف، از جمله تنگناهای اقتصادی و ...، روبهرو میشویم و تابآوری به ما میآموزد که چگونه این ناملایمات را تحمل کنیم. اما نباید معنای تابآوری را صرفاً به «تحمل کردن» فروکاست؛ چراکه این مفهوم، گسترهای فراتر از شکیبایی صرف دارد. تابآوری، گاه هوشمندی و تدبیر است، گاه صبری هوشمندانه و گاه توانایی تشخیص عمل بهموقع. در حقیقت، زن تابآور، زنی فعال، کنشگر و اثرگذار است که واکنشی درست را در زمان و مکان مناسب از خود نشان میدهد. از این رو، نیازمند فراگیری این مهارتها هستیم تا در زندگی، نه فقط موفقتر، بلکه آرامتر و با اطمینانخاطر بیشتر گام برداریم و بتوانیم از فرازونشیبهای روزگار، سربلند و استوار عبور کنیم.
ایکنا ـ تصویر و الگوی تابآوری برای زنان امروز جامعه چیست؟
متأسفانه امروزه شاهد معرفی الگوهای نادرست و دستنیافتنی برای زنان جامعه هستیم. درحالی که هر یک از ما، در زیست خاص خود و در همان بستر زندگی روزمره، با دشواریهای گوناگونی روبهرو میشویم و در همان محدوده و به اندازه خود، میتوانیم زنانی کامل و ارزشمند باشیم؛ نیازی نیست برای رسیدن به الگویی فرازمینی، خود را به ستوه آوریم.
الگوی من میتواند مادرم باشد، زنی ساده و خانهدار که با وجود تنگناهای اقتصادی، فرزندان را با عشق و تدبیر بزرگ کرده است. الگوی من میتواند همسایهای باشد که میان شاغل بودن و خانهداری تعادل برقرار کرده و هر دو مسئولیت را با ظرافت و توانمندی پیش میبرد. این الگوهای نزدیک و واقعی هستند که قابلیت انطباق با زندگی ما را دارند؛ از دل آنها میتوان آموخت، به آنها دل بست و در مسیرشان گام برداشت، بیآنکه خود را در سرابی از کمالات دستنیافتنی گم کنیم.
واژه «تابآوری» هرچند در سالهای اخیر وارد گفتمان عمومی شده است، اما مفهوم آن ریشهای دیرینه در تاریخ بشری دارد. اگر گذر تاریخ را ورق بزنیم، در هر برههای با زنانی روبهرو میشویم که تابآوری آنها نه فقط یک ویژگی فردی، که نقطهعطفی سرنوشتساز در مسیر جوامع بشری بوده است.
با تأکید بر ایام محرم، بیمناسبت نیست که از حضرت زینب کبری(س) یاد کنیم. بسیاری از ما عاشورا را تنها در واقعهای محدود به ظهر روز دهم میبینیم، غافل از اینکه عاشورا در حقیقت از همان ظهر عاشورا آغاز میشود؛ فصل تازهای که با اسارت، خطابه و افشاگری رقم خورد و در آن، زینب(س) با صلابت و هوشمندی، نهضت حسینی را تداوم بخشید و اسلام را از خطر نابودی رهاند. اگر مقاومت ایشان نبود، پیام کربلا به کجا میرسید و امامت حضرت سجاد(ع) چگونه تداوم مییافت؟
همچنین در تاریخ دورتر، حضرت آسیه، همسر فرعون، نماد تابآوری در برابر قدرت طغیانگر است. در سختترین شرایط، او در کنار همسر مستبد خود زیست، اما ایمان خود را نه تنها حفظ، بلکه از موسی(ع) حمایت کرد و راهی گشود که سرنوشت توحید را دگرگون کرد. اگر این ایستادگی نبود، تاریخ چه مسیری را طی میکرد و امروز ما چگونه از میراث انبیا پاسداری میکردیم؟
در عصر حاضر، در میان جبهه مقاومت نیز زنان فلسطینی، با ابتکاری شگفتانگیز و سرشار از معنا، جلوهای دیگر از تابآوری را به تصویر میکشند. آنها غذایی میپزند به نام «مغلوبه» – که همچون تهچینی ایرانی، پس از پخت باید برگردانده شود – و این عمل نمادین را در پشت مرزهای رژیم صهیونیستی به جا میآورند؛ گویی با این حرکت، به دشمن میگویند که روزگار ورق خواهد خورد. چه لطیف و تأثیرگذار است که یک زن میتواند با پختن یک غذا، امید، دلیری و تابآوری را به همسر رزمنده، به فرزندان و به جامعه خود منتقل کند؛ پیامی که در آن، زندگی، ایستادگی و آیندهباوری در هم آمیخته است. این کنشگری، خاص و بینظیر زنان است؛ چراکه لطافتی زنانه با عمقی انقلابی را توأمان در خود دارد.
ایکنا ـ چگونه میتوان این «نقش پشتیبانی» را از یک حضور احساسی و غیررسمی، به یک مؤلفه راهبردی در برنامهریزیهای اجتماعی و فرهنگی تبدیل کرد؟
اگر نقش زنان را از پازل مقاومت و پویایی اجتماعی برداریم، تصویری ناقص و سست از کنشگری خواهیم داشت. تصور کنید که همین تجمعات و حضورهای میدانی پس از جنگ رمضان در کف خیابانها صرفاً مردانه باشد و زنان نه تنها حضور نیابند، بلکه با گلایههایی همچون «چرا شب دیر میآیی؟» یا «چرا هر شب میروی؟» فضای خانه را به فضایی دلسردکننده تبدیل کنند. در چنین وضعیتی، آن انگیزه و امید مضاعف که سرباز یا کنشگر اجتماعی از پشتیبانی عاطفی خانواده میگیرد، به کلی از میان میرود و بیگمان، کیفیت و تداوم حضور او با افت شدیدی روبهرو میشود.
یادم میآید که شهید حاجقاسم سلیمانی، بارها تأکید میکرد که رسیدگی به خانوادههای نیروهای مسلح، نه یک کار تشریفاتی، که یک اصل راهبردی است. او خوب میدانست که رزمنده متأهل، با داشتن عقبهای عاطفی، با امید و انگیزه بیشتری میجنگد و دوام میآورد. پژوهشهای جامعهشناختی نیز این واقعیت را تأیید کردهاند که سربازان مجرد، گاه با این نگاه که «تنها خودم هستم و میتوانم رها کنم»، انگیزه کمتری برای ماندن و ایستادن دارند؛ اما سربازی که همسر و فرزندانی دارد، میداند که پشت او یک پناهگاه عاطفی قرار دارد و این آگاهی، او را در سختترین لحظات، استوارتر نگه میدارد.
حال اگر این نگاه را به صحنه تجمعات و خیابانها تعمیم دهیم، مردی که شبها به میدان میآید، اگر بداند همسر و فرزندانش در کنار او یا در پشتیبانی از او حضور دارند، یک عقبه روانی قدرتمند خواهد داشت. او خود را تنها نمیبیند؛ بلکه احساس میکند با یک تیم کامل پا به میدان گذاشته است و این همراهی، نه فقط انگیزهاش را دوچندان میکند، بلکه به او جرئت و پایداری بیشتری میبخشد. در برابر، اگر بداند که در خانه با نارضایتی و اعتراض مواجه خواهد شد، چه بسا از همان ابتدا، حضور او با دودلی و تردید همراه گردد. بنابراین، نقش زنان در این میان نه یک نقش تزئینی یا حاشیهای، که نقشی محوری و بنیادین است؛ آنها با حضوری آگاهانه و همراهانه، ستون پشتیبانی روانی کنشگری اجتماعی را استوار میکنند و به مقاومت، عمق و معنا میبخشند.
ایکنا ـ با توجه به اینکه علاوه بر شرایط جنگی، شرایط اقتصادی نیز فشار مضاعفی را به خانوادهها وارد میکند، نقش زنان در مدیریت اقتصاد خانواده چگونه ارزیابی میکنید؟
هنگامی که از اقتصاد سخن میگوییم، ناخودآگاه ذهنها به سوی نرخ ارز، گرانی و تورم میرود، اما غافل از اینکه نخستین و عمیقترین تأثیر این تلاطمها، نه در آمار و ارقام، که در کانون خانواده و بر روابط انسانی آن رقم میخورد. چه بسیار دیدهایم که فشارهای اقتصادی، مردان را دچار کلافگی، بیتمرکزی و تنشهای روحی میکند و این تنش، ناخواسته به فضای خانه و روابط عاطفی سرایت میکند.
در این میان، آنچه نقش زنان را برجسته و بیبدیل میسازد، توانایی آنها در مدیریتِ خردمندانه و آرامبخش این شرایط است. شاید این مدیریت، عنوان رسمی اقتصاد را یدک نکشد، اما در عمل، زن با تدبیر، برنامهریزی و نظمبخشی به امور خانه، تابآوری اقتصادی خانواده را ارتقا میبخشد. این نظم نهفته در سادهترین عادات روزمره ـ از نوع خرج کردن تا اولویتبندی نیازها ـ نه تنها بار روانی همسر را کاهش میدهد، بلکه امنیت خاطر و آرامش را به فرزندان نیز منتقل میکند و فضایی میآفریند که در آن، خانواده حتی در دل ناملایمات اقتصادی، از انسجام و امید تهی نمیشود و این، دقیقاً به همان جنگ روایتها و نبرد شناختی بازمیشود که امروز عرصه اصلی رویاروییهاست. دشمن با به هم ریختن نظم اقتصادی، در پیِ تخریب آرامش روانی و فروپاشی خانوادههاست و در این میدان، زن تابآور با مدیریت هوشمندانه، نه تنها اقتصاد خانه را سامان میدهد، بلکه خط مقدم دفاع از سلامت روانی و فرهنگی خانواده را نیز حفظ میکند. او با کنشگری ظریف و مدبرانه، پاسدار سرمایهای نامرئی، اما بینهایت گرانبهاست: آرامش و استواری نسل آینده.
ایکنا ـ زنان به عنوان کنشگران اصلی، چه در فضای جامعه و چه در فضای مجازی، چگونه میتوانند در مقابله با عملیات روانی دشمن و در این جنگ روایتها، مسائل را به درستی مدیریت کنند؟
این موضوع دقیقاً به هسته اصلی تابآوری هوشمندانه اشاره دارد. همانگونه که پیشتر تأکید کردیم، تابآوری را نباید به مفاهیمی همچون صبر صرف، بردباری منفعلانه یا سرکوب احساسات فروکاست؛ گاه تابآوری در هوش و زکاوتی متجلی میشود که در بستر خانواده و در مواجهه با اخبار و روایتهای پرتنش، خود را نشان میدهد.
امروزه در جنگی که بیش از آنکه در میدانهای نظامی رخ دهد، در عرصه روایتها و شناخت رقم میخورد، اولین کانونی که تأثیر این نبرد را لمس میکند، خانواده است. سرعتِ انتشار اخبار، گاه از خود رویداد پیشی میگیرد و اینجاست که نقش هوشمندانه زنان به عنوان مدیرانِ راهبردی فضای روانیِ خانه برجسته میشود. زنی که میداند هر خبری را نباید در هر زمانی با همسر یا فرزند در میان گذاشت؛ کسی که پیش از انتقال یک خبر، آن را میسنجد، وزن میکند و تشخیص میدهد که گفتن یا نگفتن آن، در این لحظه خاص، به آرامش خانواده کمک میکند یا به تنش دامن میزند. این مدیریت اخبار و کنترل جریان اطلاعات، دقیقاً یکی از مصادیق عینی تابآوری فعال و خردمندانه است؛ عملی که نه از سر انفعال، بلکه از سر آگاهی و مسئولیتپذیری روانی صورت میگیرد و استقامت عاطفی کل خانواده را افزایش میدهد.
جالب آنکه قرآن کریم، پیشتر و در داستانی کهن، همین ویژگی را در چهره زنی هوشمند به تصویر کشیده است: ملکه سبا. هنگامی که نامه حضرت سلیمان به او رسید، او نه از سر هیجان و واکنش ناگهانی، بلکه با گردآوری مشاوران و اندیشیدن به عواقب تصمیم، پاسخ درخور را جست. قرآن از این تدبیر و مشورت، با تأکید بر هوش و زکاوت او یاد میکند؛ هوشی که نه فقط او، که یک مملکت را از آشوب و یک ملت را از نابودی رهاند. این نمونه تاریخی، درس روشنی برای زنان امروز است که در مواجهه با تنشهای خرد و کلان، با سنجیدگی و دوراندیشی، به جای واکنش شتابزده، به کنشِ حسابشده روی آورند و با همین رویکرد، تابآوری سیاسی، اجتماعی و خانوادگی را تقویت کنند.
پس، هوش و ذکاوت در انتخاب زمان سخن، در تشخیص اولویتهای اطلاعرسانی و در مدیریت هیجانات پیرامونی، نه یک مهارت فرعی، که رکن اساسی تابآوری زنانه در دنیای پیچیده امروز است؛ زنی که این ظرافت را به کار بندد، نه تنها خود، که همسر، فرزندان و حتی جامعه پیرامونش را به پناهگاهی از آرامش و استحکام بدل میکند.
ایکنا ـ نقش زنان در آفرینش و تربیت نسل تابآور چیست؟ زنان مقاوم چگونه میتوانند فرزندان مقاوم تربیت کنند؟
در این روزها که همه اعضای خانواده - کوچک و بزرگ - در شرایطی مشابه و پرتنش قرار گرفتهاند، اما کودکان، بیش از هر کس دیگری، تنش و نگرانی را احساس میکنند و در عین حال، نگاهشان به بزرگترهاست تا از واکنش آنها، معنای ایمنی و آرامش را بیاموزند. در این میان، نقش مادر، به دلیل حضور مستمر و تأثیرگذارش در فضای خانه، نقشی بیبدیل و سرنوشتساز است.
کودکان حافظهای قوی و ثبتکننده دارند؛ آنها واکنشهای ما را در لحظات دشوار، همچون نگاتیوی حساس در ذهن خود حک میکنند. به خاطر دارم در روزهایی که صدای پدافند، جنگنده یا پهپاد فضای خانه را پر میکرد، مادرانی بودند که به جای سکوت هراسآلود، صدای خود را بلندتر میکردند و با بازی و توضیحی خلاقانه، آن صداها را برای کودک معنا میکردند، تا ترس از ناشناختهها در دلش جای نگیرد و حس درماندگی به او دست ندهد. این واکنش هوشمندانه و آرام، نه فقط لحظهای را برای کودک قابلتحمل میکند، بلکه تصویری ماندگار از قدرت، تدبیر و آرامش در بحران، در ضمیر ناخودآگاه او نقش میزند.
این تصویر، سالها بعد، در شخصیت آن کودک به عنوان یک بزرگسال مقاوم، اثر خود را نشان میدهد. واکنش یک مادر در یک آن کوتاه، هرگز محدود به همان برهه نیست؛ بلکه نسلی را پرورش میدهد که مفهوم ایستادگی و تابآوری را نه از روی گفتار، بلکه از روی رفتار عینی مادرش، درونی کرده است. به همین دلیل، استقامت یک زن در خانه، سرمایهای است که به آیندهای تابآور تزریق میشود؛ مادری که با هوشیاری و متانت، نسل بعد را نه در امنیت توهمی، بلکه در دل واقعیت تلخ، اما با روحیهای مقاوم، تربیت میکند و به او میآموزد که حتی در میان طوفانها نیز میتوان با آرامش و تدبیر، برای خود و دیگران، پناهگاهی امن ساخت.
مادری که در میان انفجار و اضطراب، کودک خود را بر دامن دارد، قرآن بر سر نهاده و با آرامشی شگفتانگیز، کودک را تکان میدهد، خود گواهی روشنی است بر معنای تابآوری زنانه. این تصویر، کلیشه رایج «زن نیازمند مراقبت همیشگی» را در هم میشکند و چهرهای دیگر را به تماشا مینشیند؛ زنی که در عین لطافت و مهر مادری، اقیانوسی از استقامت و شجاعت را در سینه دارد.
این روزها و در جنگ اخیر رمضان، زنان ایران، حضوری متفاوت و متمایز از دوران دفاع مقدس داشتند. اگر در آن سالها، تصویر غالب از زنان، نقش پشتیبانی و تدارکاتی بود، این بار، زنان در میدان اول رویارویی ایستادند؛ نه پشت جبهه، که در متن بحران. آنها در خیابانها، در مراسم مذهبی، در خانه و در دل خانواده، با کنشگری هوشمندانه و با حضور جانانه، ترس را پس زدند و به فرزندان، همسران و جامعه خود آموختند که صداهای بلند جنگ را میتوان با فریاد «الله اکبر» پاسخ گفت و از دل هر انفجاری، ایمانی استوارتر بیرون آورد.
نکتهای که بیش از هر چیز، تحسین و تکریم را برمیانگیزد، تحول در زیست زنانه است؛ از یک سو، تصویری که رسانههای معاند از زن ایرانی میساختند - موجودی ضعیف، وابسته و هراسان - با واقعیت عینی حضور مقتدرانه و خستگیناپذیر زنان در این ایام، نقش بر آب شد. از سوی دیگر، خود زنان با این کنش تاریخی، تعریف تازهای از استقامت ارائه دادند؛ استقامتی که نه با انکار احساسات، که با مدیریت آنها و تبدیل هراس به ایمان و هر تهدید به فرصتی برای همبستگی، معنا یافت.
همه شما، زنان این سرزمین، در این برهه، الگو شدید؛ الگوی تمامعیاری از صبر، هوش و شجاعت. نه تنها من، که تاریخ نیز این نقشآفرینی شما را ثبت خواهد کرد. پشت هر نقطه عطف تاریخی - از داستان انبیا تا قیام امامان - ردپای زنانی تابآور و بینظیر دیده میشود که با مدیریت بحران در بخش خصوصیترین عرصهها، یعنی خانواده، به بقای ارزشهایی کمک کردند که آینده را رقم میزند. شما، درست مانند آن مادر شب احیا، با تکان دادن آرام کودک در میان طوفان و برنداشتن قرآن از سر، نشان دادید که مقاومت، گاهی با سادهترین، اما عمیقترین حرکتها معنا میشود.
از صمیم قلب، از همه زنان ایران، به ویژه در این روزهای سخت و پرافتخار، سپاسگزارم و افتخار میکنم. آنها نه فقط تابآور، بلکه خالق الگویی ماندگار از زیستن در بحران بودند؛ الگویی که تا سالها در ذهنها و تاریخ خواهد ماند.
انتهای پیام