کد خبر: 4360545
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۵

بررسی تک‌ فرزندی در کتاب «زخم پنهان تنهایی»

کتاب «زخم پنهان تنهایی: تجربه زیسته‌هایی از تک‌ فرزندان» اثری پژوهشی، اجتماعی و تأمل‌برانگیز است که به قلم سجاد اسحاقی مسکونی منتشر شده است.

بررسی تک‌فرزندی در کتاب «زخم پنهان تنهایی»به گزارش ایکنا، کتاب «زخم پنهان تنهایی: تجربه زیسته‌هایی از تک‌ فرزندان» اثری پژوهشی، اجتماعی و تأمل‌برانگیز است که به قلم سجاد اسحاقی مسکونی به رشته تحریر درآمده است. درواقع این اثر به یکی از مهم‌ترین مسائل خانواده در جامعه امروز می‌پردازد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

در سال‌های اخیر، تغییر در الگو‌های فرزندآوری و افزایش خانواده‌های تک‌ فرزند، این موضوع را از یک انتخاب شخصی به یک پدیده اجتماعی، فرهنگی و تربیتی تبدیل کرده است و این کتاب می‌کوشد با رویکردی علمی و در عین حال انسانی، لایه‌های پنهان این تجربه را آشکار کرده و به پرسش‌هایی اساسی درباره هویت، تنهایی، روابط خانوادگی، رشد عاطفی و پیامد‌های تربیتی آن پاسخ دهد.

آنچه این اثر را متمایز می‌کند، بهره‌گیری از روش روایت‌پژوهی مستند و داستان‌گونه است؛ رویکردی که به جای بسنده کردن به آمار و تحلیل‌های کلی، صدای واقعی تجربه‌گران این زیست را به گوش می‌رساند. از این رهگذر، کتاب امکان فهمی عمیق‌تر از واقعیت‌های روان‌شناختی، اجتماعی و فرهنگی تک فرزندان را فراهم می‌کند.

«زخم پنهان تنهایی» می‌تواند برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان، به‌ویژه مدیران و کارشناسان فرهنگی، مسئولان حوزه خانواده، مشاوران، روان‌شناسان، مربیان، پژوهشگران علوم اجتماعی و دانشجویان سودمند باشد. این اثر، افزون بر ارزش علمی، می‌تواند در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و تربیتی نیز الهام‌بخش باشد و به ارتقای آگاهی نسبت به نیاز‌ها و چالش‌های خانواده‌های تک‌فرزند کمک کند.

از دیگر ویژگی‌های این کتاب، زبان روان، ساختار منظم، و اتکای آن به روایت‌های واقعی است؛ امری که مطالعه آن را برای مخاطب تخصصی و غیرتخصصی یکسان، جذاب و قابل استفاده می‌کند.

در بخشی از کتاب آمده است: «اینها روایاتی است از آینه تنهایی‌‌های بی‌پایان؛ قصه جای خالی‌هایی که هیچ گاه پر نشدند، از علیرضا که مثل همه بچه‌های تک، توپش را به دیوار پاس می‌داد و کسی جز دیوار پاسش را پس نمی‌داد و پنالتی‌هایی که به دروازه بی‌دروازبان می‌زد، تا نسرینی که بی‌دلیل به غربالگری ارجاع شد و نزدیک بود تنهاتر شود، اما توسلی به حضرت زهرا(س) که نجاتش داد و نویدی که هیچ سناریویی نتوانست جای خالی خواهر و برادرش را پر کند. نه ازدواج دوم پدر، نه آوردن خواهر و برادری از بهزیستی و نه داماد شدن در یک خانواده پرجمعیت از دفترچه دلتنگی‌‎های هلن که پدرش دعا می‌کرد روزی همه بخوانند تا ستایشی که شب عروسی‌اش با اشک فریاد زد: «هیچ کس نبود ... نه خواهری برای ساقدوشی، نه برادری برای دلگرمی.» از لیلایی که بلندپروازی‌هایش او را سرباز خانه دیگران کرد و مادر مهدی که هر شب با ترس و واهمه، گوش بر سینه تنها فرزندش می‌گذاشت تا مطمئن شود، هنوز نفس می‌کشد.»

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha