عبدالله عزيزيان فرزند علی متولد سال 1323 روایتگر موزه عبرت، جانباز و زندانی سیاسی و پدر یک شهید و دو جانباز در رابطه با ساواک و راه نجاتشان در گفتوگو با کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، بیان کرد: اینان شیاطینی بودند که به جان ملت ایران افتاده بودند و ساواک یعنی آتش به جان ملت ایران، ساواک یعنی برنامههای ضد اخلاقی و ضد اسلامی که شاه هم آنها را تشویق میکرد و به آنها پاداش میداد خود او بود که رؤسای ساواک را عوض میکرد و حتی برای بازدید به اینجا سر میزد و به تمام اعمال ساواک نظر داشت و میدانست که چه زمانی آرام هستند و دیگر شکنجه نمیکنند که به آنها میگفت: خرابکارها کم شدهاند یا شما از کار افتادهاید که خبری نیست. در واقع ساواکیها به دستور شاه کارهایی میکردند که الان داعشیها میکنند، زیراکه شاه یک مزدور آمریکایی بود که کشور ما را تحت سلطه آمریکا کرده بود و منافع و منابع ما خیلی راحت به دست آمریکاییها میافتاد و در مقابلش به شاه اسلحه میدادند و چند برابر پولش را میگرفتند چون شاه ژاندارم منطقه بود و میخواستند که او در مقابل عربها بایستد تا اسرائیل خوب زندگی کند.
شاه از آمریکا و اسرائیل میترسید
راوی موزه عبرت اظهار کرد: شاه روزی با سفیر انگلستان تماس میگیرید ولی سفیر جواب تلفن را نمیدهد شاه از این برخورد ناراحت شد زیراکه بسیار از آنها میترسید (در حدی که حتی وقتی میخواست یک وزیری را به کابینه معرفی کند باید دو سفارت انگلیس و آمریکا آنرا تآیید میکردند) و شاه یک نفر را به نام عبدالله گلهداری به سفارت میفرستد تا علت جواب ندادن تلفن را جویا شود، اما سفیر به انگلستان رفته بود و یک فرد با درجه پایین در سفارت بود که گلهداری به او میگوید سفیر کجاست؟ میگوید: به بریتانیا رفته، گلهداری ادامه میدهد: که ما را شاهنشاه فرستاده تا ببینیم چرا سفیر جواب تلفن علی حضرت را نداده است؟ که این سرباز دون پایین به او میگوید: شاه شما واقعاً فکر کرده شاه است؟ او یک مترسک است! پدرش را ما از قزاقی، سردار سپاهش کردیم و بعد شاهش کردیم در نهایت هم خودمان بردیمش. این را هم خودمان آوردیمش. این جریان جایگاه شاه ایران را نشان میدهد که ارتشیهای مسلمان ما این نگ را نمیتوانستند تحمل کنند و در منازلشان گریه میکردند که چرا یک ارتشی غیرتمند ایران باید در مقابل یک گروهبان آمریکایی خم و راست شود؟ این امر برایشان درد آور بود.
این پدر شهید ادامه داد: روزی در اوایل شاهیاش رئیس جمهور آمریکا، سفیر شوروی و انگلیس جلسهایی در تهران گذاشتند که به شاه اجازه ورود ندارند، شاه ایران در جلسهایی که در تهران بود اجازه ورود نداشت و این جایگاه شاه ما بود که در برابر ملت خودش مانند گرگ و در مقابل آمریک، انگلیس و شوروی مانند موش ضعیف و ذلیل بود.
خداوند فرشته نجاتی به نام امام خمینی(ره) برایمان فرستاد
این جانباز جنگ اظهار کرد: مردم این ظلمها را تحمل میکردند تا اینکه خداوند فرشته نجاتی به نام امام خمینی(ره) برایمان فرستاد و مردم جان دوباره گرفتند و شاه هر چه سعی کرد مقاومت کند و دل مردم را بهدست بیاورد نتوانست، شاه میگفت: من صدای انقلاب شما را شنیدم، من قبول دارم ما ظلم کردیم نصیری و هویدا را زندانی کردند تا مردم را فریب دهند ولی مردم دیگر زیر بار نرفتند زیراکه هم از واقعه کودتای علیه مصدق در سال 1322 درس گرفته بودند و هم رهبری مانند امام داشتند که از اول سال 42 کارش را شروع کرد و تا سال 52 حرفش را عوض نکرد و از اول گفت: شاه باید برود، آمریکا و اسرائیل باید محو بشوند.
وی ادامه داد: حتی به امام گفتند شما از آمریکا و اسرائیل صحبت نکن، که امام فرمودند: اصل حرفهای ما با آمریکا و اسرائیل است که دارند ملت ما و فلسطین را چپاول میکنند. با این طرز تفکر امام و اتحاد مردم، خداوند هم همانگونه که در آیه 11سوره مبارکه رعد فرموده:« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم » ملت را کمک کرد انقلاب پیروز شد.
این مبارز انقلابی بیان کرد که ملت ما واقعاً فداکاری کردند که با وضو و غسل شهادت به خیابان میآمدند و سینههایشان را سپر گلولهها قرار میدادند. تا 17 شهریور که آن کشتار عظیم اتفاق افتاد ولی مردم عقب نشینی نکردند و در تاسوعا و عاشورای 57 مردم میلیونی در خیابانها آمدند، درباریان فهمیدند که مردم ایران آن مردم سابق نیستند و سفیر آمریکا به کارتر تلفن زد و گفت: که ایران و شاهش دیگر قابل کنترل نیست.
وی در پایان به همگان توصیه کرد که برای آگاهی بهتر از اوضاع آن زمان وصیتنامه امام راحل(ره) را بخوانید که در این وصیتنامه کوتاه امام(ره) با سپاهی، بسیجی، رئیس جمهور و همه اقشار ملت صحبت کرده و درباره پیروزی انقلاب فرمودهاند: رمز پیروزی و ماندگاری انقلاب همدلی و وحدت ملت بود. ملت ما با دشمنان اسلام و ولایت دشمن، و با دوستان اسلام و رهبری، دوست و مهربانند که این رمز موفقیت ملت است. سفارش من پیرمرد 72 ساله زندانی قبل از انقلاب، پدر یک شهید و دو جانباز که خودم نیز جانباز جنگ هستم این است که تا میتوانید گوش به فرمان ولی امر مسلمین باشید آنکه در مقابل همه توطئههای داخل و خارج ایستاده حضرت آقا امام خامنهایی است و دعا میکنم که خداوند از عمر من بردارد و بر عمر حضرت آقا بیفزاید.
زینب رحیمی