کانون خبرنگاران نبأ: روایتگر موزه عبرت بیان کرد: ظلم و ستمی که در قبل از انقلاب ساواک بر مردم و جوانان ما داشت را الان داعشیها بر مسلمانان دارند و همان شکنجهها و عذابها و یا حتی بیشتر از قبل را اجرا میکنند درواقع داعش همان ساواکیهای زمان شاه است.
این جانباز جنگ ادامه داد: ساواک شکنجهها را در دورههایی از موساد و اسرائیل یاد میگرفتند و در اینجا بر روی ملت و جوانان ما به کار میبردند. از جمله شکنجههای سختی که چندین تن بر زیر آنها جان دادند و شهید شدند این بود که: سوزنهای بزرگ را زیر ناخنهای زندانیان میکردند که این به تنهایی مصیبت بزرگی بود ولی به همین حد اکتفا نمیکردند و بعد از آن فندک زیر سوزن میگرفتند سوزنها سرخ میشد که باعث بسوختن و عفونت ناخنها میشد که در نهایت سبب افتادن ناخنها میشد.
عزیزیان تصریح کرد: زندانی را روی صندلی فلزی مینشاندند که زیر آن گاز روشن بود و بدن فرد را میسوزاند و افراد زیادی در زیر این شکنجه شهید شدند. و یا زندانی را در دستگاه سنگ آسیاب میگذاشتند و دستهایش را به سمت بالا، گردن و پاهایش را نیز میبستند و شکنجه میکردند در فصل زمستان که آب یخ میکرد زندانی را داخل آب میکردند وقتی که داشت خفه میشد بالا میآوردند و دوباره ادامه میدادند.
وی افزود: حتی خیلیها را علاوه بر شکنجه قرص سیانور در دهانشان میگذاشتند و آنها را میکشتند و یا شبی عدهایی را از زندان اوین بیرون آوردند و در بیابانهای اوین با گلوله کشتند و بعد روزنامهها نوشتند که عدهایی از زندان فرار کردند که در حال فرار کشته شدند در حالی که گلولهها از روبرو شلیک شده بود و حرف آنها دروغی محض بود.
این پدر جانباز تصریح کرد: ظلم و ستمی که در قبل از انقلاب ساواک بر مردم و جوانان ما داشت را الان داعشیها بر مسلمانان دارند و همان شکنجهها و عذابها و یا حتی بیشتر از قبل را اجرا میکنند درواقع داعش همان ساواکیهای زمان شاه است.
این پدر شهید ادامه داد: خدا را شاکریم که با همه مصیبتها دوام آوردیم و الان داریم به کشورمان خدمت میکنیم در حالی که خیلی از آنها فراری هستند و یا خود کشی کردند و به خفت و ننگ مردند. الحمد الله توانستم به جبهه هم بروم و در سال 61 در فکه عملیات والفجر مقدماتی مجروح بشوم و در سال 63 نیز در اهواز مجروح شدم و همچنین یکی از فرزندانم سه بار جانباز و دیگری شهید شد و ما به فضل الهی ماندهایم در راه دین و رهبری جان میدهیم و آنها به ننگ و پستی رسیدند.
توکل به خدا سبب آرامش و استقامتمان در زیر شکنجهها میشد
این فعال سیاسی بیان کرد: من و یا کسانی که بیشتر از من در زندان بودند و شکنجه شدند مانند: شهید مطهری، شهید رجایی، شهید بهشتی، آقای عزت شاهی و جواد منصوری و مسلمانان دیگر چه مرد و چه زن تنها با تلاوت آیات قرآن و توکل به خداوند و توسل به اهل بیت(ع) آرامش پیدا میکردیم و میتوانستیم در مقابل ساواکیها بایستیم. زندانیان شکنجهها را تحمل میکردند ولی کسی را لو نمیدادند شده بود که من دهها کتاب از بچههای هیئت گرفته بودم ولی ساواک هرچه شکنجه و توهین کرد سبب نشد که من کسی را لو بدهم.
زینب رحیمی
خداروشکر که با وقوع انقلاب بساط شکنجه و بی رحمی از کشور جمع شد.