به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، اینکه امام علی(ع) در بخشی از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) فرموده است: «چنین نیست که هر کس تیر اندازد به هدف بخورد» یکیاز جملاتی است که به جوان، امید میبخشد و او را تعلیم میدهد که چگونه در حوادث زمانه، استوار بماند و گرد ناامیدی بر عزم و اراده او نیفتد.توقع جوان آن است که هر تیری که میافکند و هر گامی که بر میدارد به هدف بخورد، اما چنین توقعی، نشانه کمتجربگی است، زیرا گذر روزگار نشان داده است که تعیین هر هدفی، مقرون با موفقیت نبوده است پس اگر در مرحلهای هدفمان تامین نشد و تیرمان به هدف نخورد ناامید نشویم و کار را ادامه دهیم و زندگی را از نشاط و شادی، خالی نکنیم.لذا انسان باید این واقعیت را بپذیرد که هر کاری که انجام میدهد ممکن است نتیجه لازم نگیرد چون همه ابزار و عوامل در دست انسان نیست.
نمونههای فراوانی وجود دارد که افرادی پس از شکایت در اهداف خود، به افسردگی و ناامیدی رسیدهاند، اگر آنان واقعیت دنیا را درک کنند، هرگز به بنبست و یاس نمیرسند.
ایمن نبودن از روزگارامام علی(ع) در بخشی از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) فرموده است: «کسیکه از نیرنگ روزگار ایمن باشد به او خیانت میکند و کسیکه روزگار را بزرگ بشمارد خوارش میسازد» از این آموزه علوی، دو گونه برداشت میتوان ارائه داد، نخست آنکه: هر کس به وقت و زمان، اعتماد کند و کارهایش را به تعویق اندازد، زمان به او خیانت میکند و مجال خودسازی و تلاش مثبت را از او میگیرد.همچنین کسیکه برای زمان، شأن و منزلتی قائل باشد و زمان را ماندگار بداند، در زیرپای آن، خوار و ذلیل میگردد.
برداشت دوم اینکه: نباید از گذر روزگار و تحولات زمان و شرایط و موقعیتهای دوران، غافل بود که آفت غفلت از تحولات روزگار، کشنده است.انسان باید از دنیا و نعمتهای آن به بهترین وجه استفاده کند، اما هیچگاه فریب آنرا نخورد و از مکر آن، آسوده نباشد و زمانه و دنیا و جاذبهها و حوادث آن، دائماً در کار فریب آدمیانند و کسانیکه شیفتهاش میشوند و به آن اطمینان میکنند و آسوده میخوابند، در چنگال حیلههای آن گرفتار میشوند.اساساً مردم دو دستهاند: عدهای شیفتگان و فریفتگان دنیا و دسته دوم، کسانیاند که هوشیارانه و بخردانه، به اطراف خود مینگرند و از حوادث روزگار عبرت میگیرند.
امام علی(ع) هشدار میدهد که: «مبادا آن فریفتگان روزگار که در دام آن گرفتار شدهاند، شما را بفریبند، چراکه دنیا، سایهای گسترده(وناپایدار) است که زمانی کوتاه و محدود دارد و دوام ندارد.
فریفتگان دنیا، همان کسانیاند که خود را در سایه ناپایدار دنیا و در برابر روزگار، در امن و امان میبینند و دنیای ایشان، خدای آنهاست و مغرورانه به آن دلبسته، در برابرش سر تعظیم و تسلیم و تکریم فرود آوردهاند.
فرمایش دیگر امام علی(ع) در این باره، بسیار زیباست که فرمود: «چه دنیایی است که میفریبد، زیان میرساند و میگذرد.خدای متعال نپسندیده که دنیا را پاداش دوستان خود و کیفر دشمنان خود قرار دهد».
به تجربه هم ثابت شده که هر کس روزگار و دنیا را در قلبش بزرگ کرده، بیشتر خوار و ذلیل شده است.واقعیت این است که دنیا همچون معشوقهای است که آدمی دلداده جاذبههای آن میشود و سرانجام، به پای این عشق کاذب، هلاک میگردد.
تغییر زمان با تغییر سلطانامام علی(ع) در ادامه فراز چهل و دوم از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) میفرماید: «هرگاه سلطان دگرگون شود، زمانه هم تغییر میکند» تغییر سلطان دو گونه است: گاهی با سقوط کردن حکومت و جابهجایی قدرت و گاهی با تغییر روش و منش، اندیشه و رفتار آن.هرگاه اندیشه حاکم و برنامههای او در جهتِ عدل و عدالت و عمران و آبادی مملکت و مردم باشد، وضع و روز مردم آن زمانه هم در جهت پیشرفت است و در آسایش و نعمت به سر میبرند، اما اگر اندیشهها و برنامههایش، ظالمانه باشد ملک و ملت در جهت ویرانی، سیر میکند.به هر صورت این جمله بهصورت عام رابطه حکومت و مردم را تبیین میکند.مردم معمولاً تابعِ برنامههای حاکم و سلطان خود هستند، چنانکه در حدیث آمده است: «مردم، بر دین پادشاه خود هستند».اگر حاکم، نیکسیرت باشد، مردم نیز به همان رویه عمل خواهند کرد و اگر بدرفتار و ظالم باشد، مردم هم به همان شکل ـ بلکه بدتر ـ رفتار میکنند.
ابن ابی الحدید آورده است: «انوشیروان، وزاری خود را جمع کرد و گفت: چه چیز برای مردم از همه چیز زیانبارتر است و آنان را به نابودی میکشاند؟ هر یک از آنان جوابی دادند؛ مثلاً نیامدن باران، نامساعد بودن هوا و عوام دیگر.انوشیروان به یکیاز وزرای خود که از همه داناتر بود گفت: نظر تو چیست؟ او جواب داد: چیزی که در دگرگونی زمانه مؤثر است و مردم را به طرف نابودی میبرد: تغییر یافتن رای و نظر سلطان است و اینکه قصد جور و ستم کند».
اینجا بود که انوشیروان در برابر حکمت وزیر خود سر تعظیم فرود آورد و گوهر گرانقدر را بهعنوان پاداش به او داد و گفت: آفرین بر تو و عقل و درایت تو که همین امر سبب انتخاب تو بهعنوان وزیر از سوی پدران ما بوده است.