به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در وجود انسان دو نوع عیب وجود دارد: عیب آشکار و عیب پنهان، عیب آشکار و عیان بهخوبی، ظاهر و روشن است، اما عیبهای فراوانی در افراد هست که برای همیشه در نهاد آنان پنهان میمانند و زمینهای فراهم نمیشود که بروز و ظهور پیدا کنند؛ همانگونه که بسیاری از استعدادها هم فرصت تجلی و بروز نمییابند.
امام علی(ع) در فراز چهل و دوم از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) در رابطه با عیبها و فرصتها فرموده است: «چنان نیست که هر عیبی آشکار شود و هر فرصتی دستیافتنی باشد» ممکن است سخن حضرت هشداری باشد بر اینکه اگر افرادی را ظاهراً بیعیب دانستید به وضع ظاهری آنها فریب نخورید، زیرا ممکن است عیوب پنهانی بر شما ظاهر نگردیده است.
همچنین انسان نباید خودش را بیعیب بداند، چراکه بسیاری از عیوب، جز با تامل و تفکر، آشکار نمیشود، همانگونه که در حالات بعضی بزرگان گفتهاند که پس از سالها، ناگهان بر اثر پیشآمدی به بعضی از عیوب خود واقف شدهاند.
برداشت دیگری از این سخن امام علی(ع) این است که: اگر در خود، عیبهایی را میبینید یا پُرعیبتر از دیگران هستید، باعث توقف و ناامیدی نشود، بلکه بکوشید تا آنها را برطرف کنید، زیرا دیگران هم عیوبی دارند که غالباً در پنهان کردن آن میکوشند.
فرمایش دیگر حضرت این است که: «چنان نیست که هر فرصتی دستیافتنی باشد».واقعیت این است که دنیا عرصه فرصتهاست.اشخاص نیکوسرشت و متعهد، از آنها بهره میگیرند زیرا اینان حکم عقل و شرع را گردن مینهند و از حکم جهل و کفر ـ که مقتضای هوای نفس است ـ میگریزند.آنها گوشدل به فرمان و پیام مولا، سرور و مقتدای خود سپردهاند که میفرماید: «فرصتها چون ابر میگذرند؛ بنابراین، فرصتهای نیک را غنیمت شمارید».
کسی را میتوان عاقل و زیرک نامید که نه پیشاز فراهم شدن امکانات و پیشاز آمادگی اسباب و وسائل، دست بهکار شود و نه به هنگام فراهم شدن فرصت، عقبنشینی کند و بهره لازم را نگیرد کمااینکه امام علی(ع) فرموده است: «از نشانههای احمقی و نابخردی، شتابزدگی پیش از آمادگی و فراهم شدن امکانات و سستی کردن، بعد از فراهم شدن فرصت است» و در جای دیگر نیز درباره اهتمام به صید فرصتها فرمود: «خدا رحمت کند کسی را که فرصت زندگی را غنیمت شمارد و بر اجل و مرگ پیشی گیرد و از کار نیک و عمل صالح توشه بردارد».
امام علی(ع) در بخشی از این فراز از نامه خود فرموده است: «گاهی بینا به خطا میرود و کور به مقصد میرسد» معنای ظاهری این فرمایش، این است که گاهی اشخاصی که بینا هستند، راه را گم میکنند، ولی اشخاصی که کورند، راه را گم نمیکنند، چراکه عصازنان یا بهوسیله افرادیکه راهنمایی آنها را برعهده میگیرند، به مقصد میرسند.اما معنای باطنی آنرا میتوان اینگونه بیان کرد: گاهی کسی در صف اصحاب بصیرت و خواص است، ولی بهسبب تاثیرپذیری از هواهای نفسانی و تعصبات غلط و انتظارات بیجا، ناگهان تغییر مسیر میدهد و دچار گمراهی و ضلالت میشود به همین جهت است که انسان باید همواره از خدای خویش تقاضای «حُسن عاقبت» کند و نگران «سوء عاقبت» باشد.
پارهای شخصیتها در تاریخ اینگونه بودهاند؛ مثلاً زبیر ـ پسر عمه پیامبر(ص) و امام علی(ع) ـ که عمری را در راه خدمت به اسلام گذرانیده بود، ناگهان از راه اسلام و اعتدال منحرف شد و به بیراهه رفت؟ از نظر امام علی(ع) او که همواره فردی از خاندان بود، بهوسیله پسرش عبدالله گمراه شد.
در مقابل، حُر ریاحی، تا صبح روز عاشور، همراه و سرکرده کوردلانی بود که برای دستگیری یا کشتن امام شهیدان به کربلا آمده بودند و خود، از نخستین کسانی بود که راه را بر امام بست و نگذاشت که حضرت بازگردد، یا در یکیاز روستاهای منطقه فرود آید و منزل گزیند؛ ولی این کوردلی حُر ادامه پیدا نکرد و او را از پیمودن راه رشد و سعادت بازنداشت.او قهرمانانه از بیراهه بازگشت و به جبهه حق و حقیقت پیوست و سعادت را بر شقاوت و هدایت را بر ضلالت، امامت را بر سلطنت، حقیقت را بر بطالت، آخرت را بر مادیت و آدمیت را بر حیوانیت ترجیح داد و نامی که میرفت برای همیشه، در کنار نام افرادی چون عمر سعد، شمر ذیالجوشن، عبیدالله زیاد و یزید ثبت شود، در کنار نام احرار، ابرار، صلحا و شهدا قرار گرفت.
دوره نوجوانی و جوانی، وقت بسیار مناسبی برای بصیرتافزایی استفاده از فرصتهاست؛ یعنی دورهای برای خودسازی، تقویت بدن و پالایش روح از جهل، نفاق، شقاق و گناهان صغیره و کبیره است.اگر انسان در دوران جوانی بصیرت پیدا نکند و جوانی را ضایع کند، در پیری جز حسرت، ندامت، پشیمانی و پریشانی نتیجهای نمیگیرد.
عمر هم یک فرصت طلایی برای خودسازی و بصیرت، برگرفتن توشه آخرت، تحصیل سعادت، گریز از شقاوت و طرد جهالت است؛ اگر این فرصت از دست برود، یقیناً برای همیشه به خطا و گمراهی رفته است خدای متعال میفرماید: «آیا آن عمری را که اهل تذکر در آن متذکر و بیدار میشوند، به شما ندادیم؟!».
امام علی(ع) به این نکته دقیق اشاره میکند که اگر فردی از خواص خطا کرد تعجب نکنید، بلکه ذهن خود را برای برخورد با چنین صحنهای آماده نگه دارید، همچنانکه در ضربالمثل آمده است: «گاه شمشیر تیز و برنده هم کند میشود، گاه اسب تیزرو هم بر زمین میخورد و گاه اثر چیزی برای همیشه محو میشود».