به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، مدیریت، هنر و دانشِ بهکارگیری صحیح نیروها و امکانات جهت وصول به اهداف ویژه است. از روزگاران کهن تا به امروز، مدیریت یکی از مهمترین فعالیتهای انسانی بهشمار میرفته و پیشرفت جوامع، وابسته به آن بوده و هست.
در امر مدیریت، یکی از کارهای بسیار لازم، تقسیم کار و معین کردن افراد برای امور معین است، زیرا یک نفر ـ هرچه که قوی و توانا هم باشد ـ بهتنهایی نمیتواند همه کارها را انجام دهد، اگر چنین کند به هلاکت میافتد.به فرمایش امام علی(ع): هرکس خود را به کارهای متفاوت دراندازد، تدبیرها او را واگذارند» کمااینکه هرجا که تراکم کار، نیرو و سرمایه باشد، تقسیم کار و گماردن افراد معین برای کارها ضروری است.
این کار باعث میشود که افراد در برابر وظایفی که برایشان مشخص شده مسئول باشند و هر کسی کار را به دیگری وانگذارد و در هنگام روی دادن نقص و اشکال، پاسخگو باشد.بدین ترتیب، امور یک حکومت یا اداره و سازمان، بهتر پیش میرود و نظم و انضباط، حاکم میگردد.
امام علی(ع) در فراز چهل و چهارم از نامه خود به امام حسنمجتبی(ع) درباره نحوه رفتار با خدمتکاران و خویشاوندان فرموده است: «کار هر یک از خدمتگزارانت را معین کن که او را در برابر آن، مسئول بدانی، زیرا این روش، سبب میشود کارها را به یکدیگر وانگذارند و سستی نورزند.
و خویشاوندانت را گرامی بدار، زیرا آنها پر و بال تو هستند که با آن پرواز میکنی و ریشه تو هستند که به آنها بازمیگردی و دست نیرومند تو هستند که با آن حمله میکنی».
امام علی(ع) در این فراز، به دو امر مهم اشاره میکند: یکی تقسیم کار در میان خدمتکاران و کارگزاران و دیگری اکرام خویشاوندان.
سیره امام علی(ع) در امور خانوادگی و حکومتی بر تقسیم کار بوده است، ایشان در نامه خود به مالک اشتر چنین میفرماید: «ای مالک باید برای هر نوع کاری از کارهایت، یک رئیس انتخاب کنی، رئیسی که کارهای مهم، وی را مغلوب نسازد و کثرت کارها او را پریشان و خسته نکند».
در این کلام مسئله تقسیم کار و انتصاب مسئول برای آنها به روشنی بیان شده است.امام علی(ع) در این نامه خود پس از آن دستور کلی به مالک، کل کشور مصر را به بخشی از حکومت اسلامی آن زمان بوده است بهصورت یک سازمان ترسیم نموده، هر جزء از جامعه را مکمل جزء دیگر معرفی میفرماید: «ای مالک بدان مردم از گروههای مختلف تشکیل یافتهاند که هر کدام جز بهوسیله دیگری اصلاح و تکمیل نمیشوند و هیچکدام از دیگری بینیاز نیستند؛ این گروهها عبارتند از لشکریان، نویسندگان عمومی و خصوصی، قضات عالی و دادگستر، عاملان انصاف و مدارایی، اهل جزیه و مالیات اعماز کسانیکه در پناه اسلامند یا مسلمانند، تجار و صنعتگران و قشر پایین یعنی نیازمندان و مستمندان.
برای هر کدام از این گروهها خداوند، سهمی مقرر داشته و در کتاب خدا یا سنت پیامبر(ص) که بهصورت عهد در نزد ما محفوظ است، این سهم را مشخص و معین ساخته است پس تو نیز همان مسئولیتها را از آنان بخواه و براساس تقسیم کار نظارت کن.
از جملاتی که گذشت بهخوبی روشن است که حضرت علی(ع) کل کشور مصر را بهصورت یک سازمان ترسیم نموده و کارها را تقسیم کرده است و میفرماید: اصلاح و تکمیل امور مردم به همکاری و هماهنگی همه گروهها است.در ادامه نامه، وظایف هر صنف و وظایف مالک را گوشزد میفرماید.اینگونه نیست که آن حضرت انتظار داشته باشد مالک به مصر برود و بدون سازماندهی، اداره امور را بهعهده گیرد.
پس از تقسیم کار و انتصاب مسئولان باید شرح وظایف و حدود اختیارات هر مسئول مشخص و به او ابلاغ گردد.در این زمینه باید گفت: بهطور کلی مسئولیت خواستن از مسئول، بدون اختیارات کافی معقول و منطقی نیست.
در جهان آفرینش تنها موجودی که مسئول بوده و مورد بازخواست قرار میگیرد، انسان است.بازخواست و مسئولیت او هم بهعلت عقل و اختیار است که خداوند به او عنایت کرده است.حال اگر فردی اختیار از او سلب شد، مورد سؤال و عقاب واقع نمیشود و تکلیفی ندارد.تمام دادگاهها و سیستمهای قضایی جهان و همه عقلای عالم همه مسئله عدم اختیار را موجب رفع تکلیف میدانند.حال چگونه میتوان فردی را مسئول دانست و او را مورد سؤال قرار داد، در حالیکه وظایف و اختیارات او را مشخص نکرد.
ثمره این تقسیم بهکار گماشتن مسئول برای هر کاری و تعیین شرح وظایف او، جلوگیری از سستی کارکنان و شانه خالی نکردن از کارهاست.بهعلاوه، چنین نظم و نظامی، افزایش مهارت، جلوگیری از اتلاف وقت و بروز ابداع و ابتکار را هم با خود میآورد.