کد خبر: 3588064
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۵

نگاهی به کتاب «خرد ناب در روایات»

گروه فرهنگی: «خرد ناب در روایات» عنوان کتابی است که اواخر سال گذشته توسط پرویز پرنیان، نویسنده لرستانی در انتشارات عصر رهایی قم منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، کتاب خرد ناب در روایات اواخر اسفندماه سال گذشته با شمارگان هزار نسخه در 72 صفحه به‌همت پرویز پرنیان، نویسنده لرستانی در انتشارات عصر رهایی قم منتشر شده است.
نویسنده در این کتاب ضمن بیان انگیزه خود از تالیف این کتاب به تعریف معنای عقل پرداخته و آورده است: عقل به‌معنای منع است و زانوبند شتر را از این جهت «عقال» گویند که شتر را از حرکت بی‎جا منع می‎کند.عقل در اصطلاح به عقل نظری و عقل عملی تقسیم می‎شود که عقل نظری، راهنمای اندیشه بشر است و عقل عملی، راهبر انگیزه او، عقل نظری، نیرویی است که با آن هست و نیست‌ها و بایدها و نبایدها درک می‎شود و عقل عملی، نیرویی است که با آن عمل می‎شود چنان‌که امام صادق(ع) در تبیین عقل فرمودند: «ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان». در این‌جا مقصود از عقل، عقل عملی است که با صرف درس خواندن به دست نمی‎آید.آموختن دانش، عقل نظری را کامل می‎کند؛ اما عقل عملی با تمرکز مکرر عمل صالح، به کمال می‎رسد.
مؤلف ادامه می‎دهد: عقل عملی اصطلاح دیگری نیز دارد که به‌لحاظ معقول یعنی حکمت عملی و منطقه باید و نباید، نام‌گذاری می‎شود، به‌طوری‌که معرفت آن‌چه باید انجام شود و آن‌چه نباید عمل شود، عقل عملی نام دارد.
سماعه گوید خدمت حضرت صادق(ع) بودم و جمعی از دوستانش هم حضور داشتند که ذکر عقل و جهل به میان آمد. حضرت فرمود: عقل و لشکرش و جهل و لشکرش را بشناسید.سماعه گوید من عرض کردم غیر از آن‌چه شما به ما فهمانیده‌اید، نمی‎دانیم.حضرت فرمود: خدای عزوجل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و ان مخلوق اول از روحانیین است پس بدو فرمود پس رو پس رفت سپس فرمود: تو را با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ آفرید و به او فرمود پس رو پس رفت فرمود پیش بیا پیش نیامد.فرمود: گردن‌کشی کردی؟ او را از رحمت خود دور ساخت.سپس برای عقل هفتاد و پنج لشکر قرار داد.چون جهل مکرمت و عطاء خدا را نسبت به عقل دید دشمنی او را در دل گرفت و عرض کرد: پروردگارا! این هم مخلوقی است مانند من، او را آفریدی و گرامیش داشتی و تقویتش نمودی من ضد او هستم و بر او توانایی ندارم آن‌چه از لشکر به او دادی به من هم عطا کن.فرمود بلی می‌دهم ولی اگر بعد از آن نافرمانی کردی تو را و لشکر تو را از رحمت خود بیرون می‎کنم عرض کرد خشنود شدم پس هفتاد و پنج لشکر به او عطا کرد و هفتاد و پنج لشکری که به عقل عنایت کرد بدین ترتیب است: خیر و آن وزیر عقل است و ضد او را شر قرار داد که آن وزیر جهل است؛ و ایمان و ضد آن کفر؛ و تصدیق حق و ضد آن انکار حق؛ امیدواری و ضد آن نومیدی؛ دادگری و ضد آن ستم؛ خشنودی و ضد آن قهر و خشم؛ سپاسگزاری و ضد آن ناسپاسی؛ چشم‌داشت رحمت خدا و ضد آن یاس از رحمتش؛ توکل و اعتماد به خدا و ضد آن حرص و از؛ نرم‌دلی و ضد آن سخت‌دلی؛ مهربانی و ضد آن کینه‌توزی؛ دانش و فهم و ضد آن نادانی؛ شعور و ضد آن حماقت؛ پاکدامنی و ضد آن بی‎باکی و رسوایی؛ پارسایی و ضد آن دنیاپرستی؛ خوش‌رفتاری و ضد آن بدرفتاری؛ پروا داشتن و ضد آن گستاخی؛ تواضع و ضد آن کبر؛ آرامی و ضد آن شتاب‌زدگی؛ خردمندی و ضد آن بی‎خردی؛ خاموشی و ضد آن پُرگویی؛ رام بودن و ضد آن گردن‌کشی؛ تسلیم حق شدن و ضد آن تردید کردن؛ شکیبایی و ضد آن بی‎تابی؛ چشم‌پوشی و ضد آن بی‎تابی؛ بی‎نیازی و ضد آن نیازمندی؛ به یاد داشتن و ضد آن بی‎خبر بودن؛ در خاطر نگه‌داشتن و ضد آن فراموشی؛ مهرورزی و ضد آن دوری و کناره‌گیری؛ قناعت و ضد آن حرص؛ تشریک‌مساعی و ضد آن دریغ و خودداری؛ دوستی و ضد آن دشمنی؛ پیمان‌داری و ضد آن پیمان‌شکنی؛ فرمان‌برداری و ضد آن نافرمانی؛ سرفرودی و ضد آن بلندی جستن؛ سلامت و ضد آن مبتلا بودن؛ دوستی و ضد آن تنفر و انزجار؛ راستگویی و ضد آن دروغگویی؛ حق و دوستی و ضد آن باطل و نادرستی و ...
پس تمام این صفات هفتاد و پنج‌گانه که لشکریان عقلند جز در پیغمبر و جانشین او و مؤمنی که خدا دلش را به ایمان آزموده جمع نشود اما دوستان دیگر ما برخی‎از این‌ها را دارند تا تدریجاً همه را دریابند و از لشکریان جهل پاک شوند آن‌گاه با پیغمبران و اوصیاء‌شان در مقام اعلی همراه شوند و این سعادت جز با شناختن عقل به دست نیاید خدا ما و شما را به فرمان‌بری و طلب ثوابش موفق دارد.
نویسنده این کتاب در ادامه به ذکر احادیثی از ائمه‌اطهار(ع) در رابطه با عقل پرداخته است ازجمله این‌که امام علی(ع) فرموده است: «ازجمله علامت‌های شخص عاقل این است که سه خصلت در او باشد: چون چیزی از او پرسند جواب دهد، چون مردم از سخن بازمانند او سخن گوید، اظهارنظری نماید که به مصلحت همگان باشد آن‌وقت کسی‎که هیچ‌یک از این صفات را ندارد احمق است».
امام صادق(ع) نیز فرموده است: «کامل‌ترین انسان‌ها از نظر عقل خردمندی است، که اخلاق نیکوی اجتماعی داشته باشد» همچنین فرموده است: «هیچ ثروتی بیشتر و نیکوتر از عقل و نیز هیچ فقر و تنگدستی بدتر و ذلت‌بارتر از حماقت و نفهمی نیست».
همچنین امام علی(ع) در این رابطه فرموده است: «فراوانی عقل انسان را از زشت‌کاری‌ها بازمی‎دارد و همیشه کار خوب انجام می‎دهد» و نیز نبی مکرم اسلام فرموده است: «هیچ فقری بدتر از جهل و نادانی نیست و هیچ سرمایه و مالی پرفایده‌تر از عقل و خرد نخواهد بود».
از دیگر بخش‌ها و عناوین این کتاب می‎توان به عقل در امثال و حکم فارسی، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، چگونگی عملکرد عقل، کمال عقل، شکوفایی عقل در پرتو علم و وحی و اندیشه بی‎نیازی از وحی اشاره کرد.
نویسنده این کتاب در بخشی از کتاب با عنوان «شکوفایی عقل در پرتو وحی» نگاشته است: «اگر عقل، زمام قوای انسان را در دست گیرد، همه دانش‎های وی را سامان می‎بخشد.توضیح آن‌که علوم تجربی از نازل‌ترین دانش‌هاست و پس از این علوم، به ترتیب، ریاضیات، حکمت و کلام و بالاتر از همه دانش‌های بشری و سلطان همه آن‌ها عرفان است؛ لیکن در راس این هرم، وحی الهی قرار دارد.
عقل در میانه این هرم به منزله«واسطة العقدی» است که سایر دانش‌های بشری را زیر اشراف خود می‎گیرد و کاربرد درست آن‌ها را به انسان می‎نمایاند، عقل انسان حق‎مدار، کم‌کم در پرتو نور وحی الهی رشد می‎کند و تکامل می‎یابد؛ آن‌گاه سایه اشرافی خود را بر حس تجربه می‎گستراند و هرجا که پای او از رفتن بازماند، از شجره طوبای وحی مدد می‎گیرد».
captcha