کد خبر: 3591902
تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۸:۲۲

ایمان؛ نقطه آغاز و سکوی پرش انسان به‌سوی سعادت

گروه معارف: تلاش و حرکت آدمی که فلسفه بودن اوست نقطه آغاز و سکوی پرشی دارد و آن ایمان است.ایمان، از روی شعور و آگاهی و فهم است، نه کورکورانه. کمااینکه بدون ایمان، هر حرکت و پویشی ناپایدار و بی‎فرجام است و هر پوینده‌ای دل‌مرده و بی‎نشاط و سرانجام، خموش و راکد و بی‎حرکت است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، تلاش و حرکت آدمی که فلسفه بودن اوست نقطه آغاز و سکوی پرشی دارد و آن ایمان است.ایمان یعنی باور، پذیرش و پایبندی به آن‌چه برای آن و در راه آن به تلاش و جد و جهد است و به راهی که وی را به آن سرمنزل می‎رساند و ... بلاه‌‌خره، به خود این تلاش و حرکت ...
بدون ایمان، هر حرکت و پویشی ناپایدار و بی‎فرجام است و هر پوینده‌ای دل‌مرده و بی‎نشاط و سرانجام، خموش و راکد و بی‎حرکت... تکیه قرآن بر روی «ایمان» و «مؤمن» و معرفی این خصلت به‌عنوان برترین ارزش‌ها و سرآمدترین خصلت‌های انسان، از این واقعیت سرچشمه می‎گیرد.
به فهرست ارزش‌های طراز اول اسلامی در آیه 177 سوره بقره آمده است: «لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ؛ نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به‌سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‏‌ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‌اند و آنان همان پرهيزگارانند».
به همین جهت در پاسخ اهل کتاب که یهودی یا نصرانی شدن را تنها وسیله رستگاری و راهیابی می‎دانستند، قرآن، ایمان گسترده اسلامی را مطرح می‎کند و آن‌را موجب راهیابی می‎شناسد و با توجه به آیات 135 و 136 سوره بقره با این مضمون « وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿135﴾ قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ؛و [اهل كتاب] گفتند يهودى يا مسيحى باشيد تا هدايت ‏يابيد بگو نه بلكه [بر] آيين ابراهيم حق‌‏گرا [هستم] و وى از مشركان نبود، بگوييد ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و به آنچه به همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده ايمان آورده‏ايم ميان هيچ يك از ايشان فرق نمى‏گذاريم و در برابر او تسليم هستيم».
ایمان از روی آگاهی
ایمان به اصول و مبانی عقیدتی، یکی‌از خصلت‌های برجسته پیامبر خدا و پیروان راستین اوست، چندان برجسته، که بر روی آن در قرآن تکیه‌ای مخصوص انجام گرفته است کمااینکه در آیه 285 سوره بقره در این رابطه می‎خوانیم: « آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ؛ پيامبر (خدا) بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ايمان آورده است‏، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتاب‌ها و فرستادگانش ايمان آورده‌‏اند (و گفتند:) (ميان هيچ‌يك از فرستادگانش فرق نمی‌‏گذاريم‏) و گفتند: (شنيديم و گردن نهاديم‏، پروردگارا، آمرزش تو را (خواستاريم‏) و فرجام به‌سوى تو است‏.)».
ولی ایمان، از روی شعور و آگاهی و فهم است، نه کورکورانه و از روی تقلید و همین ویژگی است که ایمان آنان را از سرسپردگی‌ها و دلباختگی‎های عامیانه که غالباً پوچ و بی‎عمل و زوال‌پذیر است ممتاز می‎سازد.
همچنین در آیات 190 تا 192 سوره آل‎عمران آمده است: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ﴿190﴾ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴿191﴾ رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ؛ مسلماً در آفرينش آسمان‌ها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏‌هايى [قانع كننده] است، همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد می‎‏كنند و در آفرينش آسمان‌ها و زمين می‎‏انديشند [كه] پروردگارا اين‌ها را بيهوده نيافريده‏اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار، پروردگارا هر كه را تو در آتش درآورى يقيناً رسوايش كرده‏‌اى و براى ستمكاران ياورانى نيست».
اگر این آگاهی و فهم و استدلال روشن‌بینانه نباشد، ایمان به تحجر و تعصبی جاهلانه بدل می‎گردد و راه حقیقت‌بینی و هدایت را نیز به روی آدمی می‎بندد.لذا ایمان‌های متعصبانه یا مقلدانه‌ای که کافران و مخالفان، به افکار پوشالی خود می‎ورزیدند، در قران به‌شدت محکوم و مورد تخطئه است کمااینکه در آیه 104 سوره مائده در این رابطه می‌خوانیم: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ؛ و چون به آنان گفته شود به‌سوى آنچه خدا نازل كرده و به‌سوى پيامبر[ش] بياييد می‎گويند آنچه پدران خود را بر آن يافته‌‏ايم ما را بس است آيا هر چند پدران‌شان چيزى نمی‎‏دانسته و هدايت نيافته بودند».
ایمان زاییده و همراه با تعهدات عملی
آیا ایمان به‌معنای باور و پذیرش فکری کامل، به‌تنهایی و به‌طور مجرد کافی است؟ یا ایمان از این جهت که «نقشبند زندگی» و «زاینده عمل» است معتبر می‎باشد؟ قرآن، ایمان را همواره در کنار عمل و به‌عنوان انگیزه‌ای برای «پیمودن راهی درست به‌سوی مطلوب» مورد نظر قرار داده و در ده‌ها آیه، پاداش‌های دنیوی و اخروی را بر «ایمان تؤام با عمل» مترتب ساخته است.
در آیه 72 سوره انفال در این رابطه آمده است: « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلاَيَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُواْ وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ كسانى‌كه ايمان آورده و هجرت كرده‌‏اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‌‏اند و كسانى‌كه [مهاجران را] پناه داده‌‏اند و يارى كرده‏‌اند آنان ياران يكديگرند و كسانى‌كه ايمان آورده‌‏اند ولى مهاجرت نكرده‏‌اند هيچ‌گونه خويشاوندى [دينى] با شما ندارند مگر آنكه [در راه خدا] هجرت كنند و اگر در [كار] دين از شما يارى جويند يارى آنان بر شما [واجب] است مگر بر عليه گروهى باشد كه ميان شما و ميان آنان پيمانى [منعقد شده] است و خدا به آنچه انجام می‎‏دهيد بيناست».
ایمان و پایبندی به تعهدات
ایمان درست ـ طبق آیاتی که در آیه قبل، مورد تدبر قرار گرفت ـ ملازم با تعهد است.نفع طلبان، به مسئولیت‌های ایمانی به چشم یک تعهد لازم‌الاجرا نگاه نمی‎کنند.بلکه تا آنجا به این تعهدات پایبندند که با منافع شخصی و تجاوزکارانه آنان سازگار باشد و در غیر این‌صورت، با بی‎اعتنایی و لاقیدی، آن‌را به کناری می‎نهند.
فرهنگ قرآن به صراحت، این‌گونه افراد را ـ که شاید مایه‌ای از ایمان قلبی برای روزهای پریشانی نیز در گوشه دل ذخیره کرده‌اند ـ بی‌ایمان و نامؤمن اعلام می‎کند و سعادت و رستگاری و پیروزی و برتری و ... را که نویدهای خدا به مؤمنان است.مخصوص آن کسانی می‎داند که در همه حال و به هر صورت، پایبند و متعهد در برابر تکلیف‎های دین است» کمااینکه در آیات 46 تا 52 سوره نور در این رابطه می‎خوانیم: «لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(46) وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ﴿47﴾ وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ ﴿48﴾ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿52﴾؛ روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه می‎‏روند خدا هر چه بخواهد می‎آفريند در حقيقت‏ خدا بر هر چيزى تواناست، قطعاً آياتى روشنگر فرود آورده‌‏ايم و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت می‎‏كند».
و در آیه 55 سوره انفال وعده دلنشین «خلافت الهی» و «سیطره سیاسی بر جهان و تشکیل جامعه ایده‌آل اسلامی را به مؤمنانی که عمل شایسته و متناسب را با ایمان قرین سازند، نوید می‎دهد» و می‎فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌‏اند وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان‌گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيم‌شان را به ايمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريک نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند».
captcha