کد خبر: 3602174
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۲
یک پژوهشگر حدیث عنوان کرد:
گروه حوزه‌های علمیه: یک پژوهشگر حدیث حوزه عنوان کرد: بعضی از دانشمندان اهل سنت در گفتاری همسو با شیعیان، ضمن ردّ خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس، حدیث دوازده خلیفه را بر دوازده امام(ع) تطبیق کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) محمدحسین فیض اخلاقی، پژوهشگر پژوهشکده حدیث حوزه امروز اول خردادماه در نشست علمی بررسی مقاله «تحلیل روایاتِ مشتمل بر واژه «خلیفه» و مشابهات آن» در پژوهشکده حدیث حوزه گفت: روایات فراوانی از پیامبر(ص) صادر شده که در آن برای معرفی جانشینان ایشان از واژه «خلیفه» و مشابهات آن استفاده شده است. 

وی افزود: مباحثات کلامی گسترده‌ای در توضیح این روایات و معرفی مصادیق آن صورت گرفته اما بسیاری از اختلافات، ناشی از عدم تحلیل دقیق این احادیث است؛ بنابراین، تحلیل احادیث مشتمل بر واژه خلیفه و مشابهات آن برای دستیابی به مراد واقعی رسول خدا(ص) ضرورت دارد.

فیض اخلاقی همچنین ادامه داد: واژه خلیفه، یکی از واژگان نیازمندِ مفهوم‌پژوهی است؛ این واژه در قرآن کریم دو بار و در روایات به فراوانی به کار رفته است و پیامبر(ص) در این روایات از جانشینان خود به عنوان «خلیفه» یاد کرده‌اند از سویی بحث‌های کلامی گسترده‌ای از سوی فریقین بر محور روایات مشتمل بر واژه خلیفه صورت گرفته است و ریشه بسیاری از این اختلافات در فهم ناقص از معنای خلیفه خلاصه می‌شود چرا که گستره معنایی این واژه به درستی تبیین نشده است.

این محقق تصریح کرد: تاکنون خلیفه و همه کلمات مشابه آن با استفاده از گونه‌های ارتباطات معنایی کلمات با یکدیگر، تحلیل نشده تا از بروز اختلاف در تعیین مصداق خلیفه جلوگیری کند از این رو بنده تلاش کردم تا در تحقیق خود بیشتر به این موضوع پرداخته شود.

وی با بیان اینکه پژوهش بنده با هدف تعیین دقیق مصادیق جانشینان پیامبر (ص) و با به‌کارگیری تشابه که یکی از گونه‌های ارتباطات معنایی واژگان است،نوشته شده است اظهار کرد: بررسی معنایی خلیفه و مشابهات آن در این مقاله صورت گرفته است و مخاطب می‌تواند به تحلیلی دقیق‌تر در مورد این واژه دست یابد.

فیض اخلاقی با تاکید مجدد اینکه پیامبر(ص) در احادیث فراوانی برای معرفی جانشینان خود از واژه «خلیفه» و مشابهات آن استفاده کرده‌اند بیان کرد: بحث‌های کلامی بسیاری برای توضیح و تحلیل روایاتی که دارای کلمات یادشده هستند، انجام گرفته اما همچنان اختلافاتی در تفسیر روایات مورد اشاره وجود دارد که نبود تحلیل دقیق، ریشه آن است؛ بنابراین، تحلیل درست احادیث مشتمل بر خلیفه و واژگان مشابه آن برای فهم مصادیق واقعی ضرورت دارد. 

این محقق حدیث با بیان اینکه رابطه معنایی یک واژه با واژگان مرتبط آن شامل مترادف، متضاد، مشابه، اعم، اخص و... می‌شود عنوان کرد: بهره‌گیری از رابطه معنایی یادشده، سبب روشن شدن مصادیق واقعی خلیفه می‌شود؛ زیرا هر کلمه‌ای باید به همراه مشابهات آن بر یک مصداق، قابل تطبیق باشد؛ پس، باید خلیفه و تمام مشابهات آن بر جانشینان پیامبر(ص) منطبق باشد. 

فیض اخلاقی ادامه داد: روایات دارای واژه خلیفه و مشابهات آن، هر چند توسط دانشمندان مورد بررسی قرار گرفته اما تاکنون همه این واژگان با استفاده از گونه‌های ارتباطات معنایی کلمات با یکدیگر بر مصادیق حقیقی خود تطبیق نشده است. 

این محقق و پژوهشگر حدیث حوزه با اشاره به کتاب «بازخوانی تحوّلات اعتقادی و تاریخی امامت و واژگان مرتبط» تصریح کرد: این کتاب با توجه به روابط معنایی واژگان به معرفی جانشینان پیامبر(ص) پرداخته اما از سویی بر محور «امام» و «امامت» است نه «خلیفه» و از دیگر سوی به تمام مشابهات «امام» و «امامت» نپرداخته است از این رو نمی‌تواند جامعیت لازم در این مسئله را تبیین کند.  

وی با تبیین مجدد هدف خویش در نوشتن مقاله مرتبط با این واژه به دلیل اهمیت آن بیان کرد: پژوهش حاضر با هدف تعیین مصداق‌های واقعی جانشینان پیامبر(ص) به نگارش درآمده و پرداختن به معنای واژه «خلیفه» و مشابهات آن از فواید این مقاله محسوب می شود و بیشتر منابع استفاده شده در مقاله به جهت ناظر بودن بر مباحث اهل‌ سنت، برگرفته از کتاب‌های آنان است. 

فیض اخلاقی با بیان اینکه ساختار این مقاله به ترتیب در دوازده عنوانِ خلیفه، ولی و مولا، امیر، مَلِک، سلطان، وارث، وزیر، وصی، نقیب، قَیِّم، امام و حجّت سامان یافته و روایات مربوط به هر کدام، واکاوی شده است افزود: واژگان مشابه نیز در این مجموعه به ترتیب شباهت به «خلیفه» چینش شده است.  

این محقق در تبیین واژه خلیفه عنوان کرد: «خلیفه» در لغت به كسی گفته می‌شود که «جانشین» نفر قبلی شده و وظایف او را به عهده می‌گیرد  و کسی که خلیفه از او جانشینی می‌کند «مُستَخلَفٌ‌عَنه» نام دارد؛ بنابراین، خلیفه، امور مستخلف‌عنه را به دوش می‌کشد. 

وی با بیان اینکه هر مقام و جایگاهی نیز، وظایفی را به دنبال دارد اظهار کرد: به عنوان نمونه، کسی که جانشین یک پزشک می‌شود در جایگاه او قرار گرفته و وظیفه طبابت او را به عهده می‌گیرد. 

وی افزود: اگر مستخلف‌عنه برای جانشین خود، قیدی بگذارد، او تنها وظیفه یادشده را مورد اجرا قرار می‌دهد و در همان محدوده، جانشین است به عنوان مثال اگر امام جماعتی بگوید: «زیدُ خَلیفَتی فی اِقامَةِ الصَّلواة؛ زید جانشین من در خواندن نماز جماعت است.» زید، فقط در جایگاه امام جماعت قرار گرفته و تنها به یک وظیفه مستخلف‌عنه که خواندن نماز است، می‌پردازد و سایر امور او را به عهده نمی‌گیرد. 

این محقق تصریح کرد: اگر کسی جانشین را مطلق بگذارد و بگوید «فُلانٌ خَلیفَتی: فلانی جانشین من است.» یعنی تمام امور او در دست جانشین قرار گرفته و جانشینش در همه جایگاه های او قرار می‌گیرد. 

وی به دو مورد از کاربردهای واژه خلیفه در قرآن اشاره و اظهار کرد: قرآن کریم فرموده است: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ؛(مریم ۵۹) سپس كسانى جانشين آنها شدند كه نماز را ضايع کردند همچنین فرموده است که «و لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ؛ (زخرف ۶۰) اگر بخواهيم، به جاى شما فرشتگانى كه در [روى] زمين جانشين [شما] گردند، قرار می‌دهیم.

فیض اخلاقی با اشاره به روایتی از معصوم(ع) گفت: حدیث معروف به «اثناعشر خلیفة» یا «دوازده جانشین» یکی از مهم‌ترین احادیثی است که پیامبر(ص) در آن، برای معرفی جانشینان خود از واژه «خلیفه» استفاده کرده‌اند. «جابر بن سَمُرة» می‌گوید: «از رسول خدا شنیدم که فرمودند: اِنطَلَقتُ إلى رسول‌الله صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَسَلَّم وَ مَعي أبى فَسَمِعتُه يَقول لا‌يَزالُ هذا الدّين عَزيزا مَنيعاً إلى اِثنى‌عَشَر خَليفَة فَقالَ كَلِمَةٌ صَمَّنيهَا النّاس فَقُلتُ لِأبي ما قال قال كُلُّهُم مِن قُرَيش؛ با پدرم نزد رسول خدا (ص) رفتم که شنیدم می‌فرمایند: همواره این دین اسلام عزیز و نیرومند است تا زمانی که دوازده جانشین بیایند. پس از آن، جمله‌ای را فرمودند که مردم با سر و صدا مانع شدند آن را بشنوم. به پدرم گفتم: چه فرمودند؟ گفت: فرمودند: «همه آنان از قریش هستند.»

پژوهشگر پژوهشکده حدیث حوزه ادامه داد: پیغمبر(ص) در این حدیث، دوازده نفر را به طور مطلق، خلیفه خود دانسته‌اند که به تمام وظایف پیامبر(ص) قیام کرده و در همه جایگاه‌های ایشان قرار می‌گیرند. 

فیض اخلاقی عنوان کرد: بعضی از احادیث، اولین نفر از جانشینان را علی ابن ابیطالب(ع) و آخرینِ آن‌ها را حضرت مهدی(عج) معرفی می‌کند؛ گروهی دیگر، پس از اشاره به عدد دوازده، 9 فرزندِ امام حسین(ع) از جمله حضرت مهدی(عج) را جانشین پیامبر(ص) می‌خواند و  آخرین دسته نیز، تمامی جانشینان رسول خدا(ص) را نام می‌برد.

این محقق با ذکر نمونه‌ای در این مسئله ادامه داد: پیامبر فرمودند: «إنَّ وَصيّي وَ الخَليفَة مِن بَعدي عَليِّ بنِ أبي‌طالب (عَليهِ السلام) وَ بَعده سِبطاي: الحَسَن ثُمَّ الحُسَين يَتلوهُ تِسعَةٌ مِن صُلبّ الحُسَين أئِمَّةُ أبرار… إذا مَضَى الحُسَين فَاِبنُهُ عَليّ فَإذا مَضى عَليّ فَاِبنُهُ مِحَمَّد، فَإذا مَضى مُحَمَّد فَاِبنُهُ جَعفَر، فَإذا مَضى جَعفَر فَاِبنُهُ موسى، فَإِذا مَضى موسى فَاِبنُهُ عَلي، فَإذا مَضى عَلي فَاِبنُهُ مُحَمَّد ثُمَّ اِبنُهُ عَلي ثُّمَّ اِبنُهُ الحَسَن ثُمِّ الحُجّة بنِ الحَسَن، فَهذه اِثنا‌عَشَر أئمّة عَدد نُقباءِ بَني‌إسرائيل»؛ بدون شک، وصیّ و خلیفه من، علیّ ابن ابیطالب است و بعد از او دو سبط من، حسن و حسین و بعد از ایشان نه نفر امامان نیکوکار از صلب حسین می باشند... زمانی که حسین از دنیا برود، پسرش علی خلیفه و وصی است و بعد از او فرزندش محمد و بعد از او فرزندش جعفر و بعد از او فرزندش موسی و بعد از او فرزندش علی و بعد از او فرزندش محمد و بعد از او فرزندش علی و بعد از او فرزندش حسن و بعد از او فرزندش حجّت ابن الحسن مهدی است. این‌هایند، دوازده امام به تعداد نقباء بنی‌اسرائیل. 

فیض اخلاقی اظهار کرد: بنا بر روایات یاد شده، رسول خدا(ص) آنان را به روشنی نام برده‌ و مصادیق دوازده خلیفه را معین کرده‌اند همچنین امامان دوازد‌گانه جانشینان الهی پیامبر و در نتیجه صاحبان واقعی حکومت هستند و اگر به صورت مداوم آن را در اختیار داشتند، جهانیان، شاهد تجلّی عزّت تمام و کمال اسلام و اجرای همه احکام آن بودند. 

وی تاکید کرد: اگر حکومت از ابتدا غاصبانه از دست اهل‌بیت(ع) خارج نمی‌شد، عدالت کامل به اجرا درمی‌آمد، چنان‌که  وعده پر‌شدن زمین از عدل و داد در زمان حکومت حضرت مهدی(عج) داده شده است.  

فیض اخلاقی تاکید کرد: بعضی از دانشمندان اهل‌ سنت در گفتاری همسو با شیعیان، ضمن ردّ خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس، حدیث دوازده خلیفه را بر دوازده امام(ع) تطبیق کرده‌اند.

در ادامه این نشست ناقدان حاضر حجج اسلام رحمتی، نادری، احمدی، علوی نژاد و مومنی به نقد ساختار شکلی و محتوایی مقاله محقق پرداختند.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: