کد خبر: 3614046
تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۸

تأثیر حج در تکامل انسان

گروه معارف: حج دارای فضیلتی بزرگ و اجری سنگین و پاداشی جزیل است، مواقف و دعاهایی که در سفر حج خوانده می‌شود، مادیات را ذوب و ریشه‌کن می‌سازد؛ لذا بر حاجیان است که صفای درونی را حفظ کرده و خود را به گناهان جدیدی نیالایند و با لباس پاکیزه و درون طاهر از این سرای فانی به سرای جاودانی بشتابند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، ما حیوانات، نباتات و جمادات را در نهایت کمال می‌نگریم؛ یعنی عالم ماده براثر دستورات دقیق و خواص متعدد و استعدادهای شگفت، به منتهی درجه کمال رسیده و اجزاء آن به‌وسیله دستورات ریاضی محکم به یکدیگر مربوط‌اند، خداوند در آیات 2 و 3 سوره مبارکه ملک با این مضمون «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ﴿2﴾ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ»  در این رابطه می‌فرماید: «در آفرینش خداوند بزرگ تفاوتی نمی‌نگری، نگاه کن، آیا هیچ نقصانی می‌نگری؟ بار دیگر نگاه کن که دیده‌ات به هدف نرسیده؛ حسرت زده به تو باز می‌گردد».
دانش کنونی یک دهم قوانین الهی را در این عالم مادی کشف نکرده است، دانش کنونی سراسر مادی بوده و جزء درباره ماده نمی‌کوشد و جز با اندکی از خواص و قوانین عالم پی نمی‌برد، وانگهی آن اندازه از قوانین و خواصی که به دست آمده بی‌نهایت کوچک است و همواره چنین خواهد بود زیرا علم خدا غیرمتناهی است و نسبت متناهی به نامتناهی صفر است.
دانشمند حقیقی هرگاه دری از درهای معرفت حقایق مادی به رویش باز می‌شود، به بزرگی جهل خود و این‌که در بی‌نهایت از مراتب جهان قرار گرفته، اعتراف می‌کند و غرور از ناحیه جهل است.
انسان مرکب است از روح و جسم، جسم انسان در نهایت کمال است ولی انسان تنها جسم نیست، بلکه انسان به روح، که مخلوق خداوند کامل است، انسان است و از خداوند کامل جز کمال سرنزند؛ از این‌رو خداوند به‌وسیله پیامبران و جانشینان‌شان بر انسان تفضل نموده که او را به راه راست هدایت کرده و تصدی تکمیل روان و رساندن آن به عالی‌ترین مرتبه کمال برعهده بگیرند، خداوند متعال در آیه دوم سوره مبارکه جمعه با این مضمون «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ» چنین می‌فرماید: «خداست که در میان مردم امی پیامبری از خود آن‌ها برانگیخت که آیات خدا را بر آن‌ها خوانده و آن‌ها را پاک ساخته و دانش و حکمت به آن‌ها بیاموزد، آن‌ها پیش‌از این در گمراهی آشکاری بودند».
هدف آفرینش انسان شناختن خدا و افزودن معرفت خدا به‌وسیله پاکی‌ روان است، زیرا دوستی و معرفت خدا در روان‌هایی که به‌وسیله گناه و تبهکاری و اخلاق زشت، تیره گشته‌اند، راه نمی‌یابند، پس باید روان را به‌وسیله عبادت و کار نیکو، که آن‌هم اگر برای رضای خدا باشد، عبادت است، پاک ساخت.
ازجمله عباداتی‌که روان را پاک و درهای معرفت الهی را به‌روی انسان می‌گشاید حج است، تردیدی نیست که مال انسان را سنگدل و دستخوش غرور و تکبر ساخته و براثر اخلاق فاسد او را از خدا دور می‌سازد. همان‌گونه که خداوند متعال در آیه 6 و 7 سوره مبارکه علق با این مضمون «كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى ﴿6﴾ أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى» می‌فرماید: «انسان همین‌که خود را بی‌نیاز دید، ظغیان می‌کند» و در حدیث قدسی آمده است که: «برخی از بندگان من جز به‌وسیله فقر اصلاح نمی‌شوند، اگر آن فقر را از آن‌ها برداشته؛ به دیگری دهم هلاک خواهند شد»، پس باید نواقص ناشی از مال جبران شود تا درهای معرفت بر روی انسان بسته نشود، از این‌رو شارع زکات، خمس و صدقات مستحب را دستور داد و یک عمل خداپرستی دیگر، از راه تفضل بر آن‌هایی که قدرت مالی و بدنی دارند واجب ساخت تا این ثروت در جولان‌گاه بی‌پایان معارف الهی، سنگ پیش‌پای آن‌ها نگردد به همین دلیل موقف‌هایی در بیت‌الله الحرام برای آن‌ها است که در آن جاها اشک‌هایشان جاری و دل‌هایشان ترسان و روان‌هایشان لطیف می‌شود.
مقامات مقدس را نگریسته و با دل‌های شکسته به خدا نزدیک شوند و بر اثر تقدس آن مواقف؛ بین خدا و آن‌ها پرده‌ای حائل نباشد، آن‌جا گناهان خود را به یاد آورده و اشک ندامت و حزن از روی انابه و ترس از دیده ببارند.
برای هریک از اعمال حج اثری در تکامل روان انسان و تساوی میان طبقه ثروتمند و فقیر است، در آن‌جا اعتبارات پوشالی حکومت نمی‌کند، زیرا خداوند برتری را به تقوا می‌شناسد، به‌علاوه اگر مورد استفاده مسلمانان جهان قرار گیرد در حج فوائد بی‌شمار اجتماعی نیز هست.
خداوند متعال موقف‌هایی را که انسان در آن‌جاها به خدا قرب پیدا می‌کند در جایی مثل مکه وکوه‌های بی آب و گیاه آن قرار داد تا به عبادت او توجه کرده و به‌وسیله زینت‌ها و مظاهر فریبنده دنیا، شیطان او را مشغول نسازد از این‌رو امام علی(ع) در این رابطه می‌فرماید: «آیا نمی‌بینید که خداوند متعال مردم جهان را از دوران آدم تا امروز به سنگ‌هایی بی‌سود و زیان و کور و کر آزمایش نموده و آن سنگ‎ها را به‌عنوان بیت‌الحرام خویش برای مردم به پا داشت و آن‌را در دورترین نقاط سنگ‌لاخی زمین آن‌جا که کمت خاکی به چشم خورده و چرندگان فربه نمی‌شوند، به‌صورت دره‌ای تنگ و مخوف میان کوه‌های سرسخت و رمل‌های نرم و چشمه‌ها کم‌آب و آبادی‌های دور از هم قرار داد، آن‌گاه به آدم و فرزندانش دستور داد که به جانب آن توجه پیدا کنند، آن‌جا محلی برای مسافرت‌های سودبخش و فرود آمدن کاروان‌ها شد.
صاحبدلان از سرزمین‌های بی‌آب و گیاه و دور از آبادی از سراشیبی دره‌های عمیق و از جزیره‌های دور افتاده، به‌جانب آن آمده، درحالی‌که پروانه‌وار با خضوع و خشوع اطراف آن گردش نموده و زبان را به یگانگی و بی‌همتایی خدا می‌گشایند، این ژولیده مویان غبار آلوده که لباس‌های خود را دو انداخته و لباس‌های مقدس احرامی به تن دارند، برای خشنودی خداوند هروله نموده و براثر نتراشیدن موها زیبایی و جمال خود را از دست داده‌اند، این امتحان دشوار و کامل و آشکارا را خداوند؛ سبب آمرزش خویش و راه هموار بهشت گردانید.
اگر خداوند بیت‌الحرام خود را در سرزمین هموار میان نهرها و باغ‌های سرسبز و پُرمیوه و به هم پیچیده و پُرآبادی که همه‌جا گندم‌های سرخ و مرغ‌زارهای سبز و جاهای پُرگیاه و باغ‌های پُر میوه و کشتزارهای باصفا و راه‌های آباد به چشم می‌خورد قرار داده بود، به‌مناسبت آسانی امتحان از مقدار پاداش کاسته می‌شد.
اگر شالوده مصالح خانه خدا، از زمرد سبز و یاقوت سرخ و جواهر درخشان و خیره کننده بود، ریشه شک و تردید به کُندی از سینه‌ها قطع می‌گردید و کوشش و تلاش شیطان از دل‌ها برطرف و نگرانی و تردید از مردم دور نمی‌شد؛ ولی خداوند بندگان خود را با انواع سختی‌ها گرفتار ساخت و آن‌ها را با هر نوع کوشش و تلاش به‌عبادت واداشت و به هر چه برای دل‌ها ناگوار است مبتلا نمود تا تکبر از دل‌ها رخت بربسته و فروتنی جایگزین آن شود.
خداوند متعال این‌ها را درهای رحمت و وسیله آسانی برای جلب عفو و بخشش خود قرار داده است.
او علت تکلیف و حکمت حج را با رساترین گفتار بیان فرموده، از این‌رو بندگان شایسته خداوند برای پاداش جزیل با خضوع و خشوع فراوان با پای پیاده به سفر حج می‌رفتند، امام حسین(ع) در این رابطه می‌فرماید: «از پروردگار خود حیا می‌کنم که او را ملاقات کنم و به زیارت خانه‌اش نرفته باشم».
خداوند متعال در آیه 91 سوره مبارکه آل‌عمران با این مضمون «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ»  در این رابطه می‌فرماید: «بر توانگران، حج خانه خدا لازم است و کسی‌که کفر ورزد، خداوند از همه جهانیان بی‌نیاز است»، پس متخلف از حج بر تقرب و معرفت خویش بیفزاید.
امام صادق(ع) نیز در این رابطه فرموده‌اند: «منظور کسی است که حج را تا لحظه آخر مرگ به تأخیر بیاندازد» همچنین فرمودند: «کسی‌که بدون هیچ عذری حج را ترک کند، به دین یهود یا نصرانی می‎میرد»، این درحالی‌است که نماز، زکاة، حج، روزه و دوستی با اهل‌بیت(ع)، اساس و پایه اسلام هستند.
حج دارای فضیلتی بزرگ و اجری سنگین و پاداشی جزیل است، همین‌قدر بس که بنده به‌سوی آقای خود رهسپار شده و در خانه امن او مهمان بوده و برای خدای بزرگ است که مهمان خود را گرامی داشته و بی‌پناه را در خانه خود پناه دهد.
امام صادق(ع) در این رابطه می‌فرماید: «کسانی‌که حج و عمره می‌کنند، بر خدا وارد شده‌اند، اگر از خدا بخواهند به آن‌ها عطا می‌کند و اگر خدا را بخوانند آن‌ها را پاسخ می‌گوید و اگر از او قفاعت بخواهند آن‌ها را شفاعت می‌کند و اگر خاموش بمانند خداوند آغاز بهشتش می‌کند و در برابر هر درهمی هزار هزار درهم به‌آنها عطا می‌کند.
پیامبر اکرم(ص) به مردی که به حج نرسیده و می‌خواست کاری کند که جبران فضیلت حج را بنماید فرمود: «اگر کوه ابوقبیس طلا گردد و تو آن‌را در راه خدا انفاق کنی آن فضیلتی که به حاجی می‎رسد، به تو نخواهد رسید» همچنین فرمود: «حاجی همین‌که آماده سفر حج شد هرچه که بردارد یا بگذارد خدا برای او 10 ثواب می‌نویسد و 10 گناه او را محو می‌کند و این ده درجه به او عطا می‌کند و همین‌که سوار شتر شود در برابر هر قدمی نظیر همان اجر رابه او خواهد داد و چون خانه خدا را طواف کرده سعی بین صفا و مروه نماید و رمی جمار کند از گناهان خود خارج شود .... راوی می‌گوید پیامبر اکرم(ص) یکایک مواقف حج را شمرد و فرمود همین‌که حاجی در آن‌جا بایستد از گناهان خود خارج می‌شود، ....، تا این‌که فرمود: «تو کجا و مقام حاجیان کجا» کمااینکه مکروه است که انسان توانگر حج را بیش‌از پنج سال یک مرتبه ترک کند.
انسان بر اثر دیدن مواقف مقدس، تکامل یافته و گناهانش آمرزیده و روانش پاک می‌شود، این مواقف و دعاهایی که در سفر حج خوانده می‌شود، مادیت را ذوب و ریشه‌کن می‌سازد.
بر حاجیان است که این صفای درونی را حفظ کرده و خود را به گناهان جدیدی نیالایند و با لباس پاکیزه و درون طاهر از این سرای فانی به سرای جاودانی بشتابند.
captcha